آیت‌الله سیستانی در جبهه مقاومت ایستاده است

برغم مرجیعت یافتن حوزه قم در راهبری دینی جهان تشیع، حوزه نجف به ویژه به‌واسطه حضور شخصیت برجسته‌ای نظیر آیت‌الله سیستانی، همواره از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. چنانکه در سال‌ها و دهه‌های گذشته پرسش از مواضع حوزه نجف و شخص آیت‌الله سیستانی درباب مسائل کلان سیاسی در کانون توجه قرار داشته است. کانون اندیشه جوان در این گفت‌وگو تلاش دارد تا همراه با دکتر عبدالوهاب فراتی، دانشیار گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی که تألیف‌های مختلفی در خصوص اندیشه سیاسی روحانیت دارد، به واکاوی نحوه مواجهه آیت‌الله سیستانی با جنگ رمضان بپردازد...

عبدالوهاب فراتی

آیت‌الله سیستانی در جبهه مقاومت ایستاده است
واکاوی عملکرد آیت‌الله سیستانی در جنگ رمضان در گفت‌وگو با عبدالوهاب فراتی

***

اکنون در میان بخش‌هایی از نیروهای انقلابی، انتقاداتی نسبت به عملکرد آیت‌الله سیستانی در جنگ رمضان شکل گرفته است. گویا تصور و انتظار این بود که به‌ویژه پس از شهادت آیت‌الله خامنه‌ای، شخص ایشان حضور فعال‌تر و جدی‌تری داشته باشند.

راجع به فضای عمومی حوزه نجف نسبت به آنچه در ایران اتفاق می‌افتد، به‌ویژه در ارتباط با جنگ دوازده‌روزه یا جنگ رمضان، موضعی کاملاً حامیانه و به‌شدت حمایت‌گرایانه وجود دارد. اینگونه نیست که در حوزه نجف افرادی باشند که در حمایت از جمهوری اسلامی دچار تردید شده باشند. همگی آن‌ها با بیان‌های مختلف، چه در بیانیه‌ها و چه در مواضع شخصی یا سخنرانی‌های فردی، بر حمایت خود از ایران و مساعدت برای پیروزی ایران در این جنگ تأکید فراوانی دارند.

این فضای عمومی حاکم است؛ حتی جریان‌هایی که پیش از جنگ ممکن بود منتقد سیاست‌های جمهوری اسلامی در کل خاورمیانه یا در عراق باشند، به محض وقوع چنین اتفاقات بزرگی، طبیعتاً همگی حامی ایران می‌باشند. هرچند ممکن است به لحاظ سیاسی همگی به‌صورت علنی از فعالیت‌های حشدالشعبی و نیروهای مقاومت حمایت نکنند، اما باطناً و قلباً حمایت‌های بی‌دریغی از جریان مقاومت در عراق به عمل می‌آورند. همگی آن‌ها از حضور نیروهای آمریکایی یا ناتو در عراق آزرده‌خاطر هستند و به نوعی جنگ ایران را با سرنوشت خود گره‌خورده می‌دانند. این فضای عمومی نجف است. اما ممکن است برخی از مراجع موضع سکوت اتخاذ کرده باشند، یا برخی افراد در محافل غیررسمی موضع منفی گرفته باشند، اما این موارد اصلاً قابل‌توجه نیستند؛ زیرا فضای عمومی نجف کاملاً به نفع ایران است.

به خاطر دارم پس از اغتشاشات دی‌ماه که احتمال حمله آمریکا به ایران مطرح می‌شد، فکر می‌کنم روز اول یا دومی بود که حمله آمریکایی‌ها به ایران قطعی به نظر می‌رسید و حتی به دولتمردان عراقی نیز اطلاع داده بودند که در فلان شب به ایران حمله خواهد شد. یکی از فضلای حوزه قم که در آن ایام در عراق به سر می‌برد، خدمت آقای سید محمدرضا سیستانی رسیده بود. ایشان نقل می‌کردند که شب گذشته آیت‌الله سیستانی تا صبح نخوابیده بودند و با نگرانی شدید، اخبار حمله آمریکا به ایران را دنبال می‌کردند. آیت‌الله سیستانی شاید بیشتر از ما نسبت به سرنوشت ایران و رویدادهای آن حساس و نگران هستند. ایشان به‌هیچ‌وجه تمایل ندارند جمهوری اسلامی تضعیف شده یا بازنده جنگ باشد؛ بلکه پیگیر حمایت از یک «ایران قدرتمند» هستند. اعتقاد آن‌ها بر این است که اگر حکومت شیعی در ایران تضعیف شود یا از بین برود، کل جریان تشیع در خاورمیانه تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و عراق درون یک جهان عربِ اهل سنت رها خواهد شد. این نگاه کلی آن‌هاست که به اعتقاد من نگاه بسیار دقیقی است و در بیانیه‌ها، حمایت‌ها و مواضعشان پس از شهادت آیت‌الله خامنه‌ای کاملاً مشهود است. این قضیه نیز چند روز پیش مطرح شد که آیت الله سیستانی اجازه استفاده از وجوهات شرعی برای کسانی که از جنگ اخیر متضرر شده‌اند را صادر کردند. تصویری که من از فضای عمومی نجف دارم این است که آن‌ها همزمان نگران، حامی و مدافع هستند.

برای اینکه ابعاد دیگر مسئله را بشکافیم، مایلم به این موضوع بپردازیم که انتظارات در ایران بر این بود که شخص آیت‌الله سیستانی موضع قاطعانه‌تری اتخاذ کنند؛ برای نمونه، فتوایی صادر نمایند که منجر به یک حرکت جهادی در عراق شود یا حشدالشعبی تحرک جدی‌تری از خود نشان دهد. در اتفاقات اخیر نیز مشاهده کردیم گروه‌هایی که وارد چالش جدی با آمریکا شدند، حشدالشعبی نبودند، بلکه نُجَباء، عصائب اهل‌حق و سایر گروه‌های مقاومت عراقی بودند. یکی از سیاست‌های آمریکا نیز این بود که حشدالشعبی را عمداً هدف قرار می‌داد تا فشار بر سایر گروه‌ها را مضاعف کند. چون حشدالشعبی با توجه به اینکه با فتوای آیت‌الله سیستانی تأسیس شده، در سیاست‌گذاری‌های خود دست‌بسته‌تر و محتاط‌تر عمل می‌کند و وابستگی بیشتری به ایشان دارد. این شیوه مواجهه محتاطانه آیت‌الله سیستانی با انتقاداتی در ایران همراه بود. اما شاید شخصی که درون اتمسفر عراق تنفس می‌کند، محذوریت‌های ایشان را بیشتر درک کند. آیت‌الله سیستانی در عراق با چه محذوریت‌هایی مواجه هستند و در کنار علاقه‌ای که به حفظ حکومت شیعی در ایران دارند، چه ملاحظات دیگری را مدنظر قرار می‌دهند؟

بقای حکومت شیعی در ایران برای شخص آیت‌الله سیستانی واجد اهمیت استراتژیک است و تضعیف این حاکمیت در ذهن ایشان به نوعی یک «خطای نابخشودنی» تلقی می‌گردد. اما نکته حائز اهمیت این است که آیت‌الله سیستانی در اقلیم و جغرافیای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی عراق زیست می‌کنند و طبیعتاً ملاحظات خاص خود را دارند. شاید یکی از اساسی‌ترین ملاحظات ایشان در عراق از گذشته تا به امروز این بوده است که عراق نباید به صحنه مجادله ایران و آمریکا مبدل شود و به‌واسطه این تقابل، آسیب ببیند. این یک اصل کلی در رویکرد سیاست خارجیِ منطقه‌ای آیت‌الله سیستانی است که با عنایت به شرایط داخلی عراق، موضع بسیار مهمی به شمار می‌رود. ایشان در پاره‌ای از مواقع ابراز داشته‌اند که عراق محل تخلیه نزاع‌های ایران و آمریکا نیست، بلکه باید مستقل از منازعات منطقه‌ای به حیات سیاسی خود ادامه دهد. بنابراین، شما باید بر اساس همین اصل انتظار داشته باشید که ایشان فتوا صادر کنند، بیانیه شدیداللحن بدهند، حمایت کنند یا به مقابله برخیزند.

ذیل این اصل، باید به مؤلفه دیگری نیز توجه داشته باشیم که همان ویژگی‌های شخصیتی و منظومه فکری شخص آیت‌الله سیستانی است. ایشان بی‌شک نسبت به جهان تشیع و ایران دغدغه‌مند هستند، اما توقع داشتن سطوحی از کنشگری انقلابی از ایشان، انتظار دقیقی نیست. ما معمولاً رفتار آیت‌الله سیستانی را با ذهنیت ایرانی خود مطالبه و قضاوت می‌کنیم، در حالی که باید کنش‌های ایشان را در بستر عراق تحلیل نماییم. به اعتقاد من، ایشان در اتخاذ مواضع خود به‌شدت هوشمندانه عمل می‌کنند تا نه جامعه عراق متضرر شود و نه به جامعه ایران لطمه‌ای وارد گردد.

تفکیکی که شما به آن اشاره کردید مبنی بر عدم ورود رسمی حشدالشعبی به نزاع نظامی با آمریکا و نیروهای ناتو، از دیدگاه من احتمالاً نشئت‌گرفته از سیاست‌های خود آیت‌الله سیستانی است. فعال‌سازی گروه‌هایی که ذیل تشکیلات حشدالشعبی تعریف نمی‌شوند و قادرند به عنوان نهادهای مستقل نظامی عمل کنند ـ مانند حزب‌الله کردستان که پدیده جدیدی بود، یا گردان‌های امام حسین(ع) در جنوب عراق ـ امکان عملیات مستقل علیه آمریکایی‌ها را فراهم ساخت. این تفکیک، یک استراتژی داهیانه (هوشمندانه) بود؛ زیرا حشدالشعبی اکنون بخشی از ساختار ارتش عراق محسوب می‌شود و درگیر شدن آن، به معنای تقابل مستقیم دولت عراق با آمریکا بود. این تفکیک هوشمندانه موجب شد تا ضمن مصون ماندن ساختار دولت از تبعات درگیری ایران و آمریکا، میدانی برای نیروهای مقاومت فراهم بماند. در عراق طوری وانمود شد که این نیروهای فعال که عمدتاً مقلد آیت‌الله خامنه‌ای هستند، جهت خونخواهی مرجع تقلیدشان وارد کارزار نظامی و سیاسی شدند و ارتباطی به دولت ندارند. اکنون نیز مشاهده می‌کنید که مشابه ایران، مردم عراق هر شب تجمعات بسیار گسترده‌ای در خیابان‌ها برگزار می‌کنند.

نکته تکمیلی من این است که ورود نیروهای خارج از حشدالشعبی به این عرصه که عمدتاً مقلد آیت‌الله خامنه‌ای یا آیت‌الله سیستانی هستند، بدون در نظر گرفتن ملاحظات مرجعیت نجف صورت نمی‌گیرد. عراقی‌ها برغم تنوع دیدگاه‌ها و گرایش‌های سازمانی، به‌شدت مقید به رعایت نظرات مرجعیت اعلی در نجف هستند. این مؤلفه بسیار مهمی است؛ قطعاً این گروه‌ها استفسار نموده و آیت‌الله سیستانی نیز نظر خود را به صورت غیرعلنی منتقل کرده‌اند. به اعتقاد من، آن‌ها خارج از مدار مرجعیت دست به چنین اقداماتی نمی‌زنند.

موضع شخصی آیت‌الله سیستانی نسبت به آمریکا چیست؟ ایالات متحده صرفاً مسئله ایران نیست، بلکه چالشی داخلی برای خود عراق نیز محسوب می‌شود؛ از بحث درآمدهای نفتی که همچنان وابسته به اراده آمریکاست تا حضور نظامی آن‌ها که هرچند پس از جنگ اخیر تحرکاتشان کاهش یافت، اما نفوذشان در کردستان و مداخله در مسائل متعدد سیاسی چشمگیر است. برای مثال، آمریکا در انتصاب نخست‌وزیر و مقامات دولتی به‌راحتی ورود مستقیم پیدا کرده و اعمال نفوذ می‌کند. اگر ما به دنبال توسعه و رفاه عراق باشیم، با این مدل مواجهه بعید به نظر می‌رسد که این کشور بتواند در آینده جایگاه مستحکمی در منطقه پیدا کند. به‌ویژه باید به این موضوع توجه داشته باشیم که نفوذ امروز آیت‌الله سیستانی، یک نفوذ نهادینه و نظام‌مند نیست و این اقتدار به راحتی به مرجع بعدی منتقل نخواهد شد. آیا ایشان با توجه به جایگاه فعلی‌شان، برنامه‌ای برای کاهش نفوذ آمریکا در عراق دارند؟ اساساً به این عرصه ورود می‌کنند؟

فراتی:  قدر مسلم این است که آیت‌الله سیستانی خواهان بقای آمریکا در عراق نیستند. ایشان هم به لحاظ مبانی فقهی و هم از منظر رویکرد سیاسی، خواهان پایان حضور آمریکا در عراق می‌باشند. اما از سوی دیگر، جنگ مستقیم با آمریکا را اساساً به صلاح کشور عراق نمی‌دانند؛ همان‌گونه که بارها مخالفت خود را با درگیری‌های نیروهای مقتدی صدر با آمریکایی‌ها در نجف و سایر شهرها نشان دادند و هیچ‌گونه فتوایی در تأیید آن درگیری‌ها از جانب ایشان صادر نگردید.

در عین حال ایشان مانع فعالیت گروه‌هایی که با آمریکایی‌ها وارد کارزار می‌شوند و در موقعیت‌های مختلف به آن‌ها ضربه می‌زنند نیز نمی‌شوند و ما حداقل ممانعتی از جانب ایشان در این خصوص مشاهده نکرده‌ایم. مشی ایشان این نیست که وارد جزئیاتِ صحنه عمل یا میدان درگیری شوند. سیاست ایشان در سطح کلان بر این مدار استوار است که باید روابطی غیرستیزه‌جویانه داشت و تا حد امکان از ظرفیت‌های موجود برای پیشرفت عراق بهره برد؛ هرچند قلباً هیچ علاقه و اعتقادی به حضور آمریکایی‌ها در عراق ندارند. مستنداتی از مواضع و کلام ایشان وجود دارد که نشان‌دهنده همین رویکرد است.