سلسله یادداشتهای از سوگ تا حماسه
یادداشت اول: حدالامکان، اجتماع بسازیم
یادداشتی از دکتر حسین بابایی مجرد رییس اندیشکده حکمرانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
موقعیت امروز کشور با جنگ ۱۲ روزه احیانا شباهت های زیادی دارد جز آنکه در آن برهه، ارجاع تمام ذهنیات و افعال عامه ایرانی به بینش و کنش شخص رهبر و قائد شهیدمان بود و امروز چنین مرجعیتی را از دست دادهایم. البته نیک روشن است هاضمه جمهوری اسلامی قویتر از آن است که قائم بر شخص باشد کمااینکه در فقدان امام خمینی(ره) که موسس و محدث اصلی انقلاب اسلامی بود، کشور با سکته و فترتی مواجه نبود و نشد و شخص رهبر معظم انقلاب در طوفان حوادث آن برهه، جایگزینی شایسته برای امام بود. لذا در این شرایط نیز کشور هرچه سریعتر واجد و شامل رهبری مقتدر و بصیر خواهد شد بعونالله تعالی.
اما در این بین و ناظر به تفاوت شرایط امروز کشور با تمام رخدادهایی که در طول ۳۷ سال اخیر اتفاق افتاد ذکر چند نکته برای عموم مردم به خصوص کسانی که فقدان رهبری بصیر و مقتدر، قلب و قدمشان را مجروح و مصدوم نموده است ضروری به نظر میرسد:
- روح معنا: رهبر شهیدمان، مظهر ظاهری چون بقیهالله الاعظم ارواحنا فداه بود کما اینکه امام معصوم نیز مظهر پروردگار است لذا ابتدا همه باید بر این معنا اتفاق کنیم که “سر خم می سلامت، شکند اگر سبویی”. حال که مجرای فیض امام زمانمان را در بین خود نداریم، فیوضات حضرت را مستقیمتر شاهد خواهیم بود و این بشارتی است در این شرایط فقدان و غیبت رهبر عزیز در بین ما؛
- حلقه واسط: فقدان رهبر شهید که مرجع و جمعیتبخش تفرقاتمان در همه امور بود را طبیعتا باید معنا به تضعیف اجتماعات کنیم اما برخلاف همه محاسبات دشمن، همه بر این معنا صحه میگذاریم که اجتماع حول محور ولی چه در بین ما حاضر باشد و چه بر اعمال ما ناظر، ملکه وجود جامعه ایرانی شده است؛ دلیل: تجمعات یکدل و یکصدا بعد از شهادت ایشان. فقط یک نکته در این بین میماند و آن اینکه این ملکه باید حفظ بلکه تقویت شود. انتخاب سریع و دقیق رهبری توسط مجلس خبرگان البته عامل حفظ اتحاد قلبی جامعه ایرانی خواهد بود اما نقش حلقات میانی که هستههای اجتماعات واسط میان امام و امت هستند بسیار حیاتی است به خصوص تا زمان انتخاب رهبر.
- نقاط هدف: ولیفقیه چه در زمان امام راحل و چه امام قائد شهید، سه اقدام مهم برعهده داشت: هدف میگذارد، علائمالطریق را در فواصل حرکت تا تحقق هدف نصب مینمود و روایت حرکت میساخت. دو مولفه اول با انتخاب رهبر توسط مجلس خبرگان، امتداد خواهد یافت اما عنصر سوم در شرایط کنونی، اولی و اهم بر دو عنصر دیگر است و اساسا قدرت جمعیتسازی بالایی را نیز داراست لذا ضرورت دارد حلقههای میانی بر روایتسازی تمرکز ویژه نمایند؛
- موضوع روایت: بیشک رهبر عزیز و شهیدمان، قدرتمندترین روایتها را برای راهبری عمومی میساخت؛ او بود که مسئلهمندساز و مسئلهسوز بود. ذهنها را جهت میداد و انگیزهها را مجموع میکرد. فقدان این روایتسازی بیش از هر چیز دیگری در شرایط امروز حس میشود. حال که به خودش دسترسی نیست، لاجرم این روایتها را باید از بیانات و اقدامات ایشان البته با حساسیت نسبت به زمینه و بستر، بازخوانی و بازیابی کرد تا راهبردهای حرکتساز و خیزشآفرین راویان گفتمانساز را بسازد و جهت دهد. برخی از گرههای اصلی این روایتها با عبارات “نزدیکی به قله”، “آمریکا به عنوان محور همه شرارتها در جهان”، “اتحاد و انسجام دینی و ملی” و امثال آن قابل بازیابی است؛
- تکثربخشی به اجتماعات: امروز همه بیم تفرق جمعیتمان را داریم به هر دلیلی که میخواهد باشد؛ از تصمیم مسئولین برای انجام مراسم وداع و تشییع تا انتخاب رهبر بعدی انقلاب تا امتداد جنگ یا قبول آتشبس و مانند آن. باید همه مردم بدانند و بدانیم سوخت تصمیمات مسئولین بیش از آنکه لحاظ شواهد و اخذ مواجههای فنی با موضوعات باشد، مشاهده عزم و اراده عموم مردم برای اتمام و اکمال مبارزه با آمریکای عنود و سگ هار منطقهای آن رژیم صهیونیستی است، برای اخراج اولی از منطقه و ازاله دومی از صحنه عالم انشاالله. لذا بر مردم فرض است اجتماعات دینی و ملی خود حول محورهای انسجامبخشی چون اساس اسلام، قرآن و اهلبیت و ایران را تکثیر و تعمیق نمایند.
- ابقای بوروکراسی: آنچه دولت در شرایط کنونی باید انجام دهد تقویت بوروکراسی کشور برای ارائه خدمات به عموم است گویی شرایط، عادی است. هرگونه غیرعادی شدن یا جلوه دادن فضای عمومی کشور، عامل اختلال تصاویر ذهنی و مخل اراده عموم برای ادامه حرکت انقلابی ایشان در جنگ تحمیلی حاضر است. بیشک تحرک بروکراسی باید ترکیبی از خدمات مستقیم انسانپایه و خدمات هوشمند باشد و هیچکدام از این لایههای دوگانه خدمات نباید به نفع دیگری تضعیف شده یا به حاشیه رود.











