جنگ و بمباران قواعد تمدنی و اخلاقی
نوشتاری از دکتر محمود حکمتنیا مدیر گروه مالکیت فکری پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
جنگ آغاز شد. اولین خبر مخابره شد: بیت رهبری ایران مورد حمله قرار گرفت. رهبر و خانوادهاش شهید شدند. دومین خبر: کلاسهای درس بچههای مدرسهای دخترانه در میناب عمدا و دوبار بمبباران شد. عمد را به لحاظ حقوقی مرور کنید.
یعنی میدانید مدرسه است. میدانید بچهها سر کلاس هستند و میدانید که در آتش خواهند سوخت با وجود این نه یکبار بلکه دوبار آنان را نه درحالی که سلاح در دست دارند بلکه در کلاس مشغول یادگیری دروس اخلاق و تمدن هستند به آتش کشید.
رهبر سیاسی و عالیترین مقام سیاسی را ترور کردند. میدانید همه مصونیتهای سیاسی و دیپلماتیک از سفارتخانه و وزیر و دیپلمات ذیل این مصونیت معنی مییافت. اکنون همه این قواعد آتش گرفت. به همین خاطر این فقط آغاز یک جنگ نظامی کلاسیک نبود.
این فروریختن پایههای حقوقی و اخلاقی تمدنی بشربود که بسیاری برای طراحی آن بر همه ادوار تاریخ فخر فروشی میکرند. آنان تاریخ را محاکمه میکردند که چگونه نتوانسته بود مرز اخلاقی و تمدنی جنگ را بفهمد. چطور نتوانسته است میان چرا جنگیدن و چگونه جنگیدین تمایز گذارد .
چطور قواعد اولیه اخلاق را زیر پایه گذاشته بوده است و تسلیم خودخواهی و فزون خواهی شده است. در یک کلام چرا شریت دچار توحش بوده است.
این یافتههای اخلاقی و تمدنی مرز تاریخی بودند. اینها مرزبندی تمدنی است. این بنیانها ساختمان نبودند تا با آهن و آجر ساخته شوند و با بمب فرور ریزد. اینها یافتهها و بافتههای تاریخ بشر بود. هزاران دانشمند برای پایهریزی آن نظریه داده بودند، قاعده ساخته بودند و بر آن بالیده بودند.
اکنون در یک چشم بهم زدن همه اخلاق و حقوق بمباران شد. از همین رو این جنگ نیست. مقاتله نسیت. این شرارت و توحش است. این طغیان است. طغیان مدرن. این طغیان و عداوت تنها علیه کشور و مردم و سرزمینی نیست. این طغیان خودخواهی و بدخواهی و رذالت علیه خوبی و اخلاق و پایههای تمدنی بشر است.
چه بسا گفته شود این یک پرونده مجرمانه است. شروری شرارت کرده است و تمام . لکن مساله زمانی عمیق میشود که این شرارت مسکوت میماند. در حد یک خبر از آن عبور میشود. بدتر از آن ، فاجعه در تکثر اخبار گم میشود.با به عبارت دقیقتر با تکثر اخبار و راسانه آن را گم میکنند. این روی دوم فروریختن تمدن است. مهندسی توجیه و زدودن قبح اخلاقی. مهندسی پاکشویی چهره ستمگر و یاغی و طاغی. این دیگر فقط اخلاق نسیت که فرو ریخته است. اینجا وجدان اخلاقی هم فراموش شده است.











