سرمایه‌ی اجتماعی از منظر رهبری شهید

محسن ردادی

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دکتر محسن ردادی، مدیر گروه مطالعات انقلاب اسلامی  پژوهشگاه، در هم اندیشی علمی میراث اجتماعی و تمدنی رهبر شهید(ره) که یکشنبه و دوشنبه و ۸ تیــر ماه ۱۴۰۵ در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی دفتر تهران و قم برگزار شد،با اشاره به این موضوع که ماهیتِ استمرار در اندیشه‌ی رهبری معظم انقلاب، نه یک ویژگیِ صرفاً مدیریتی، بلکه خاصیتی مکتبی دارد مطرح کرد: در ادبیات فکری ایشان، مسئله‌ی استمرار، به‌مثابه‌ی «بعثت دائمی» معنا می‌شود. درون یک مکتب، عناصر آن به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که همواره خود را بازتولید می‌کنند. این همان استمرار و امتدادی است که من در حوزه‌ی گفتمانی مشاهده می‌کنم؛ هرچند در شیوه‌های مدیریتی، طبیعتاً تفاوت‌هایی ذاتی و کاملاً طبیعی به چشم می‌خورد.

وی افزود:در این میان، اگر به اسامی و عناوینی چون «تولید»، «شهید» و سایر مفاهیم کلیدی توجه کنیم، درمی‌یابیم که نگاه‌پردازانِ مختلف، هر یک از زاویه‌ای به این مسئله نگریسته‌اند. اما بهترین زمینه برای مقایسه و تحلیل، مراجعه به بیانات خود رهبر معظم انقلاب است. ایشان در رابطه با بحث سرمایه‌ی اجتماعی، از مؤلفه‌هایی سخن گفته‌اند که می‌توان آنها را به‌عنوان ارکان سرمایه‌ی اجتماعی در نظر گرفت؛ مؤلفه‌هایی همچون مردم‌داری، اعتماد، مواسات، عدالت، خدمت، ایثار و دیگر عناصری که طی سه دهه‌ی اخیر، پیوسته در کلام ایشان تجلی یافته است.

در ادامه متن کامل سخنرانی دکتر محسن ردادی در این هم‌اندیشی علمی را می‌خوانیم:

ضرورت پرهیز از دو نگرش نادرست در بررسی سرمایه‌ی اجتماعیِ اندیشه‌ی رهبری

اگر مفاهیم کلیدیِ سرمایه‌ی اجتماعی را از منظر بیانات رهبری کنار هم بگذاریم، به‌روشنی درمی‌یابیم که ایشان دغدغه‌ای سیاستی و جدی نسبت به این حوزه داشته‌اند؛ بدون آنکه واژه‌ی «سرمایه‌ی اجتماعی» را به‌طور صریح و برجسته به کار برده باشند. با این حال، برای آنکه بتوانیم سرمایه‌ی اجتماعی را در اندیشه‌ی رهبر شهید انقلاب کشف و واکاوی کنیم، باید ظرافت‌هایی را رعایت نماییم.

معمولاً وقتی سخن از سرمایه‌ی اجتماعی در اندیشه‌ی رهبری به میان می‌آید، بسنده می‌شود به بیانِ مجموعه‌ای از گزاره‌ها، بیانات و مفاهیم اخلاقی؛ از قبیل: «وفای به عهد داشته باشید»، «امانت‌دار باشید» و مانند آن. این رویکرد، بیشتر جنبه‌ای اخلاقی دارد و نه نظام‌پردازانه. اگر می‌خواهیم سرمایه‌ی اجتماعی را در چارچوبی نظری و نظام‌مند بررسی کنیم، باید از این رویکردِ صرفاً اخلاقی اجتناب ورزیم.

اتفاقِ نادرست دیگری که گاهی رخ می‌دهد، آن است که برای بررسی سرمایه‌ی اجتماعی در اندیشه‌ی رهبری، یک چارچوبِ نظریِ از پیش‌ساخته‌ی اندیشمندان اروپایی و غربی را برداشته، آن را بر بیانات ایشان تطبیق می‌دهیم و سپس می‌گوییم: «خوب، رهبری هم این سه مؤلفه را دارد» و در نتیجه، ایشان را به‌نوعی برای تأیید فرمایشاتِ آن نظریه‌پردازان، مصادره می‌کنیم. به نظر اینجانب، این رویکرد نیز راهگشا نیست.

رویکرد صحیح آن است که مفهوم سرمایه‌ی اجتماعی را به‌عنوان ابزاری تحلیلی در نظر بگیریم و بر اساس آن، نظریه‌ی سرمایه‌ی اجتماعیِ رهبر معظم انقلاب را استخراج و صورتبندی نماییم.

۱. تعریف سرمایه‌ی اجتماعی از منظر رهبری

اگر بخواهم به‌صورت بسیار مختصر، مفهوم سرمایه‌ی اجتماعی را از دیدگاه رهبر شهید انقلاب توضیح دهم، باید بگویم که ایشان سرمایه‌ی اجتماعی را عمدتاً در قالب «روابط میان مردم» تعریف می‌کنند. روابطی که باعث می‌شود امور اجتماعی تسهیل گردد، روابطی که قابلیت اعتماد بیشتری داشته باشند و عمیق‌تر باشند. به همان نسبت که روابط عمیق‌تر و قابل‌اعتمادتر می‌شوند، امور اجتماعی نیز با سهولت بیشتری به پیش می‌روند. ایشان سرمایه‌ی اجتماعی را به روغنی تشبیه می‌کنند که میان چرخ‌دنده‌های ارتباطات و تعاملات اجتماعی قرار می‌گیرد تا حرکتِ این چرخ‌دنده‌ها را تسهیل کند.

۲. نگاه‌های موجود به سرمایه‌ی اجتماعی در اندیشه‌ی رهبری

در میان اندیشمندانی که به حوزه‌ی سرمایه‌ی اجتماعی پرداخته‌اند، معمولاً سه نگاه مطرح است:

الف. نگاه کُلمَن (از مکتب شیکاگو):
در این دیدگاه، سرمایه‌ی اجتماعی متکی بر یک شبکه‌ی متراکم از روابط است که هر فرد از آن برای کارهای مختلف خود بهره می‌برد. کُلمن نیز به همین شبکه‌ی متراکم اشاره دارد، با این تفاوت که نگاه او بیشتر متکی بر مفهوم «تعهد» است. در این چارچوب، سرمایه‌ی اجتماعی همچون برگه‌های تعهدی است که میان افراد ردوبدل می‌شود؛ هرکس برای دیگری کاری انجام می‌دهد، او را مدیون خود می‌سازد و آن فرد در فرصتی مناسب، این دین خود را ادا می‌کند.

ب. نگاه پاتنام:
در این دیدگاه، سرمایه‌ی اجتماعی بر سه عنصر استوار است:
۱. هنجارها (Norms)
۲. اعتماد (Trust)
۳. شبکه‌ها (Networks)
بر اساس این نگاه، سرمایه‌ی اجتماعی به‌مثابه‌ی نوعی «کالا» تلقی می‌شود که می‌توان آن را ذخیره کرد و انباشت نمود و در مواقع ضرورت، برای پیشبرد پروژه‌های اجتماعی از آن بهره برد.

اما هر دوی این نگاه‌ها، در صورتِ تطبیق با اندیشه‌ی رهبر انقلاب، با دو اشکال اساسی مواجه هستند:

۳. تمایزات بنیادینِ نگاه رهبری با نظریه‌های کلاسیک سرمایه‌ی اجتماعی

اشکال اول: نگاه انباشتی در برابر نگاه جریانی
در نظریه‌های کلاسیک، سرمایه‌ی اجتماعی به‌مثابه‌ی کالایی است که انباشته می‌شود و در انبار ذخیره می‌گردد تا در مواقع ضرورت از آن استفاده شود. اما در اندیشه‌ی رهبر معظم انقلاب، سرمایه‌ی اجتماعی همچون جریانی پویا و زاینده است؛ مکانیسمی ارزان‌انرژی که نو به نو تولید می‌شود و همواره در حال ساخت‌وساز است. این نگاه، به‌وضوح با نگاهِ کالایی و انبارگونه تفاوت بنیادین دارد.

اشکال دوم: غفلت از سرمایه‌ی اجتماعیِ عمودی
در اغلب نظریه‌های کلاسیک، سرمایه‌ی اجتماعی صرفاً در بُعد افقی (روابط میان مردم) دیده می‌شود. برای نمونه، اگر من سرمایه‌ی اجتماعی داشته باشم، می‌توانم از دوستم خودرویی قرض بگیرم و این همان تبدیلِ اعتماد به منفعتِ عینی است. اما در این نگاه‌ها، به سرمایه‌ی اجتماعیِ عمودی (یعنی رابطه‌ی میان مردم و حاکمیت) کمتر توجه شده است. به‌نظر می‌رسد که در جمهوری اسلامی، برای سیاست‌گذاریِ کلان، مهم‌ترین مسئله، تقویتِ همین سرمایه‌ی اجتماعیِ عمودی است؛ یعنی رابطه‌ی اعتمادآمیز میان ملت و نظام حاکمیتی.

۴. مدلِ سه‌لایه‌ی سرمایه‌ی اجتماعی در اندیشه‌ی رهبر شهید انقلاب

پس از این مقدمه، اگر به جستجو در بیانات رهبری بپردازیم، به مدلی سه‌لایه دست می‌یابیم که می‌توان آن را «الگوی سرمایه‌ی اجتماعی در اندیشه‌ی رهبر شهید انقلاب» نامید:

لایه‌ی اول: بنیاد هستی‌شناختی (هویت مشترک)

پایه‌ای‌ترین و ریشه‌ای‌ترین لایه در این مدل، «بنیاد هستی‌شناختی» است. در اندیشه‌ی رهبری، این بنیاد، بر «هویت مشترک دینی و ملی» استوار است. هویتِ مشترکِ دینی (اسلام و امت اسلامی) و هویتِ مشترکِ ملی (ایرانی بودن)، خود به‌تنهایی مولدِ نوعی سرمایه‌ی اجتماعی است. صرفِ اینکه من عضوی از جامعه‌ی اسلامی و جامعه‌ی ایرانی هستم، به این معناست که از نوعی تأمینِ اجتماعیِ پیشینی برخوردارم و می‌توانم روی دیگر اعضای این جامعه حساب کنم. بنابراین، در این نگاه، سرمایه‌ی اجتماعی از دلِ هویتِ جمعی سرچشمه می‌گیرد، نه صرفاً از تعاملاتِ مکرر و روزمره.
برای نمونه، شما با خانواده‌ی خود نیز سرمایه‌ی اجتماعیِ قدرتمندی دارید، اما این تنها به‌دلیل تعاملِ روزانه نیست؛ بلکه ریشه در هویتِ مشترکِ خانوادگی دارد. در جامعه نیز، همین هویتِ مشترکِ دینی و ملی، بسترِ تولیدِ سرمایه‌ی اجتماعی را فراهم می‌سازد.

این نقطه‌ی تمایزِ کلیدی با نظریه‌های کلاسیک است؛ جایی که سرمایه‌ی اجتماعی را محصولِ تعاملاتِ مکرر و مستمر می‌دانند، در حالی که در اندیشه‌ی رهبری، هویت، بنیانِ اصلیِ سرمایه‌ی اجتماعی به شمار می‌رود و تعاملات، نقشِ مکمل و تسریع‌کننده دارند.

لایه‌ی دوم: مکانیسم‌های افقی (تقویت روابط میان مردم)

دومین لایه، به مکانیسم‌های افقی اختصاص دارد. در این لایه، ابزارها و عواملی قرار می‌گیرند که باعث می‌شوند روابط میان افراد و اشخاص، عمیق‌تر، گسترده‌تر و مبتنی بر اعتماد گردد. رهبر انقلاب اسلامی، در این سطح، بر مؤلفه‌هایی چون:

  • مواسات
  • اخوت اسلامی
  • ایثار
  • تعاون
  • و سایر مفاهیم مشابه

تأکید می‌ورزند. این عناصر، زمینه‌سازِ ارتباطاتِ صمیمانه‌تر و اعتمادآمیزتر میان مردم می‌شوند و به‌تدریج، سرمایه‌ی اجتماعیِ افقی را افزایش می‌دهند.

لایه‌ی سوم: مکانیسم‌های عمودی (رابطه‌ی مردم و حاکمیت)

سومین و شاید برجسته‌ترین لایه در اندیشه‌ی رهبری، مکانیسم‌های عمودی است؛ یعنی رابطه‌ی میان مردم و حاکمیت. این لایه در بسیاری از نظریه‌های کلاسیک سرمایه‌ی اجتماعی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. اما در اندیشه‌ی رهبر شهید انقلاب، این بُعد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
در اینجا، حاکمیت وظایفِ مشخصی بر عهده دارد که انجامِ صحیحِ آنها، باعث افزایشِ سرمایه‌ی اجتماعیِ عمودی می‌شود. از جمله:

  • عدالت: هرچه عدالت بیشتر برقرار شود، اعتمادِ مردم به نظام افزایش می‌یابد.
  • خدمت‌رسانی: هرچه دولت و حاکمیت، خدمتگزارتر و خادمِ مردم باشند، سرمایه‌ی اجتماعیِ میانِ ملت و نظام، فزونی می‌گیرد.

۵. مکانیزم تخریب سرمایه‌ی اجتماعی (نوآوریِ اندیشه‌ی رهبری)

نکته‌ی بسیار مهم و تا حدی بدیع در اندیشه‌ی رهبری، توجه به «مکانیزم تخریب» سرمایه‌ی اجتماعی است. درست همان‌گونه که سرمایه‌ی اجتماعی تولید می‌شود، ممکن است تحلیل رود و از بین برود. اگر فساد اداری و مالی گسترش یابد، اگر بی‌عدالتی افزایش پیدا کند و اگر مسئولان، ساده‌زیستی و مردمی‌بودن را از دست بدهند، به‌مرور زمان، اعتمادِ مردم به حاکمیت کاهش می‌یابد و سرمایه‌ی اجتماعیِ عمودی، رو به زوال می‌گذارد. این نگاهِ دووجهی (تولید و تخریب)، از ظرایفِ اندیشه‌ی رهبری است که در دیگر نظریه‌ها کمتر به آن پرداخته شده است.

۶. خروجی‌های سرمایه‌ی اجتماعی در اندیشه‌ی رهبری

سرمایه‌ی اجتماعی، در نهایت، برای هدفِ مشخصی تولید می‌شود و قرار است از آن برای پیشبردِ مقاصدِ کلانِ نظام بهره برد. در اندیشه‌ی رهبر شهید انقلاب، دو خروجیِ اصلی برای سرمایه‌ی اجتماعی قابل شناسایی است:

خروجی نخست: مقاومتِ جمعی در برابر تهدیدات خارجی

هرچه اعتمادِ میان مردم و اعتمادِ میان مردم و حاکمیت، عمیق‌تر شود، نظامِ جمهوری اسلامی در برابر تهاجمات و تهدیداتِ خارجی، آسیب‌ناپذیرتر خواهد گشت. این مقاومتِ جمعی، ماهیتی متفاوت از مقاومتِ فردی دارد. وقتی مردم به‌صورتِ هم‌زمان و جمعی در خیابان‌ها حضور می‌یابند، راهپیمایی می‌کنند و علیه دشمنِ خارجی موضع‌گیری می‌نمایند، این حضورِ جمعی، خود به‌خودیِ خود، ارزشِ افزوده‌ای برای مقاومتِ ملی ایجاد می‌کند که صرفاً با موضع‌گیریِ فردی در فضای مجازی یا خانه، قابلِ دستیابی نیست. بنابراین، سرمایه‌ی اجتماعی، بسترسازِ نوعی مقاومتِ هماهنگ و جمعی می‌شود.

خروجی دوم: بسط و توسعه‌ی میدانِ کنشِ اجتماعی

سرمایه‌ی اجتماعی، ظرفیتِ میدانِ کنشِ اجتماعی را گسترش می‌دهد. به این معنا که در شرایط عادی، ممکن است برخی از کنش‌ها و اقدامات، امکان‌پذیر نباشند؛ اما در سایه‌ی سرمایه‌ی اجتماعیِ غنی، ابتکارات، اقدامات و رفتارهای جدیدی می‌توانند ظهور یابند. اگر سرمایه‌ی اجتماعی وجود نداشته باشد، میدانِ عملِ اجتماعی، بسیار تنگ و محدود خواهد شد و کنش‌های اجتماعی، به حداقل خواهند رسید. اما هرچه سرمایه‌ی اجتماعی افزایش یابد، کنشگران اجتماعی می‌توانند به‌اشکالِ گوناگون و متنوع، در عرصه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، به کنش‌گری بپردازند.

در اینجا باید تأکید کنم که در اندیشه‌ی رهبری، برخلاف نظریه‌های کلاسیکِ توسعه، که خروجیِ نهاییِ سرمایه‌ی اجتماعی را «توسعه» می‌دانند (چنان‌که پاتنام، سرمایه‌ی اجتماعی را برای توسعه‌ی مناطقِ محروم ضروری می‌داند)، خروجیِ نهایی، «مقاومتِ جمعی» و «بسطِ کنشِ جمعی» در چارچوبِ نظامِ اسلامی است.

۷. مقایسه‌ی تطبیقیِ الگوی کلاسیک و الگوی رهبری

برای روشن‌تر شدنِ تمایزات، به‌طورِ خلاصه به مقایسه‌ی این دو الگو می‌پردازم:

الگوی سرمایه‌ی اجتماعی در اندیشه‌ی رهبری الگوی کلاسیک سرمایه‌ی اجتماعی مؤلفه
ناشی از هویتِ مشترکِ دینی و ملی حاصلِ تعاملاتِ مکرر و مستمر میان افراد منشأ اعتماد
تقویتِ هویتِ جمعی، حسِّ تعلق به امت اسلامی و حسِّ ملی شبکه‌سازی، سازماندهیِ گروهی، تقویتِ سمن‌ها و تشکل‌ها مکانیسم اصلی تولید
اصیل، بنیادین و بسیار پررنگ اغلب مغفول می‌ماند نقشِ اعتمادِ عمودی
مقاومتِ جمعی و بسطِ کنشِ جمعی در چارچوبِ نظام اسلامی توسعه (به‌ویژه توسعه‌ی اقتصادی و اجتماعی) خروجی نهایی
جریانی، پویا و زاینده؛ نو به نو تولید می‌شود و از میان نمی‌رود، بلکه همواره در حالِ تولید و بازتولید است ذخیره‌ای و کالایی؛ قابلِ انباشت در انبار و مصرف در موقعِ نیاز ماهیت

۸. جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

بر اساس آنچه گفته شد، نظریه‌ی سرمایه‌ی اجتماعی در اندیشه‌ی رهبر شهید انقلاب، دارای ویژگی‌های منحصربه‌فردی است که آن را از سایر نظریه‌های کلاسیک متمایز می‌سازد:

۱. بنیادِ هستی‌شناختیِ مبتنی بر هویت مشترک به‌جای تعاملاتِ صرفاً رفتاری.
۲. مکانیسم‌های افقی (مواسات، اخوت، ایثار و تعاون) برای تقویتِ روابطِ میان‌مردمی.
۳. مکانیسم‌های عمودی (عدالت و خدمت‌رسانیِ حاکمیت) به‌عنوانِ محورِ اصلیِ سرمایه‌ی اجتماعیِ میانِ ملت و نظام.
۴. توجه به مکانیزم تخریب (فساد، بی‌عدالتی و فاصله‌گیری از ساده‌زیستی) که سرمایه‌ی اجتماعی