روشنفکری از دیدگاه رهبر شهید

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دومین نشست از هم اندیشی علمی با موضوع “میراث کلامی رهبر شهید(ره)” توسط گروه کلام اسلامی الهیات جدید پژوهشگاه چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ به صورت حضوری و مجازی برگزار شد.

دکتر محمد محمدرضایی؛ استاد دانشگاه تهران و سردبیر فصلنامه قبسات پژوهشگاه در این هم اندیشی به ایراد سخنرانی پرداخت که در ادامه می‌آید:

اللهم صلِّ علی محمد و آل محمد. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و العاقبه للمتقین.

پیش از هر چیز، شهادت بزرگمردی را تسلیت می‌گویم که شاید بتوان گفت در تاریخ اسلام و حتی تاریخ جهان، پس از انبیا، اولیا، حضرات معصومین و امام راحل عظیم‌الشأن، بزرگ‌ترین شخصیت محسوب می‌شوند. واقعاً جامعه‌ی بشری چنین شخصیتی را از دست داد. این مصیبت را به خود و به همه‌ی دلباختگان حق تسلیت می‌گویم.

از دیرباز، پیامبران الهی، اولیای الهی و حضرات معصومین علیهم السلام با دشمنانی مواجه بودند که از روی خباثت باطنی با آنان مخالفت می‌کردند. امام صادق علیه السلام در تعبیری می‌فرمایند: «نَحْنُ أَصْلُ کُلِّ خَیْرٍ فَمِنْ فُرُوعِنَا کُلُّ بِرٍّ وَ عَدُوُّنَا أَصْلُ کُلِّ شَرٍّ». به هر جهت، دشمنان اولیای الهی مظهر تام و تمام همه‌ی شرارت‌ها و رذایل هستند.

نیز شهادت سرداران رشید اسلام، فرزندان، زنان و مردان مقاوم این سرزمین، کودکان، دانش‌آموزان و دانشجویان را به همه تسلیت می‌گویم.

روشن‌فکری از دیدگاه امام شهید

جای بسی افتخار است برای من که بتوانم لحظاتی به دیدگاه‌های امام شهیدمان (آیت‌الله خامنه‌ای) بپردازم و آنها را مورد بحث و بررسی قرار دهم. سعی می‌کنم مباحث را مختصر و مفید بیان کنم. موضوع بحث من، «روشنفکری از دیدگاه رهبر شهید» است.

مفهوم شناسی «روشنفکر»

همان‌طور که می‌دانید، «روشنفکری» اصطلاحی است که در فرهنگ خودِ ما سابقه نداشته است. پیش از این، تعابیری چون «عالم دین»، «دانشمند» یا «حکیم» به کار می‌رفت. این لفظ در فرهنگ فرنگ (غرب) معادل «Intellectual» به معنای خردمند و روشنفکر به کار می‌رود. به کسی گفته می‌شود که توانایی اندیشیدن به شیوه‌ی منطقی را دارد و می‌تواند اشیا و امور را مورد فهم قرار دهد. همچنین گاه به افراد تحصیل‌کرده و آموزش‌دیده‌ای اطلاق می‌شود که به طور جدی درباره‌ی امور می‌اندیشند و حقایق را بیان می‌کنند.

اما روشنفکران خود دسته‌های مختلفی دارند؛ برخی تنها لفظ روشنفکر بر آن‌ها اطلاق می‌شود، نه محتوا.

تعریف روشنفکر از نگاه رهبر شهید

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای می‌فرمایند: روشنفکر کسی است که از حقیقت دفاع می‌کند، با ظلم ظالم مخالف است، به جامعه آگاهی می‌بخشد و مسائلی را می‌فهمد که توده‌ی مردم ممکن است بعدها متوجه شوند. ایشان در بحث روشنفکری، با اشاره به نظر جلال آل احمد، سه ویژگی برای روشنفکر پیش از انقلاب برمی‌شمارند:

  1. مخالفت با مذهب و دین
  2. علاقه‌مندی به سنن غربی
  3. درس‌خواندگی (منظور علوم تجربی و رایج در غرب)

اما معنای واقعی و ذاتی روشنفکر این گونه نیست. هیچ‌گاه روشنفکر واقعی با مذهب و سنن و فرهنگ مخالفت نمی‌کند. ایشان روشنفکر واقعی و متدین را با عقلانیت عجین و نیز با تعبّد معرفی می‌کنند. برای نمونه، ملاصدرا را مثال می‌زنند که فیلسوف بزرگی است، اما فلسفه و تفکر عقلی چنان او را متعبّد کرده که هفت بار پیاده به مکه مشرف می‌شود. این در حالی است که امروزه برخی روشنفکران می‌گویند عقلانیت با تعبد جمع نمی‌شود.

بنابراین، روشنفکر واقعی و متدین هم عاقل است، هم متعهد و هم متدین. ایشان مرحوم امام، آقای مطهری و بهشتی را نیز در زمره‌ی همین روشنفکران می‌دانند که در برابر افکار انحرافی می‌ایستند، از عقلانیت آموزه‌های اسلامی دفاع می‌کنند و خود نیز مؤمن و متدین هستند.

روشنفکری به مثابه آفت (پیش از انقلاب)

رهبر شهید معتقدند روشنفکری پیش از انقلاب به آفتی تبدیل شده بود که یکی از مهم‌ترین جلوه‌های آن «غرب‌زدگی» بود. ایشان بر این باورند که این معنیِ جدید روشنفکری از ابتدا در ایران بیمار و معلول متولد شد. در اواخر دوره‌ی قاجار، تجدد به معنای تقلید از غرب بود و پیش‌قراولان آن افراد ناسالمی بودند؛ از جمله میرزا ملکم خان ارمنی، میرزا فتحعلی آخوندزاده و حاج سیاح محلاتی. اینان همگی علیه روحانیت و دین فعالیت می‌کردند. اگر هم با استبداد مبارزه می‌کردند، در واقع وابسته بودند و گاه دلال معاملات زیانبار برای کشور به شمار می‌رفتند.

ویژگی‌های روشنفکری پیش از انقلاب عبارت بود از: غرب‌زدگی، دوری از مردم، عافیت‌طلبی، خطرگریزی و ایدئولوژی‌سازی برای دستگاه سلطنت،

دو گونه روشنفکر: متعهد و سکولار

روشنفکران دو دسته‌اند: برخی متعهد و متدین‌اند و برخی سکولار و بی‌دین. وظیفه‌ی دسته‌ی دوم، مبارزه با فرهنگ بومی کشور و تقلید از غرب بوده است. پس از رنسانس، روشنفکران غربی با عالمان قرون وسطایی کلیسا که با علم و عقلانیت مخالف بودند، به مقابله برخاستند. اما برخی در ایران و جهان اسلام به این اشتباه افتادند که برای پیشرفت باید با فرهنگ اسلامی نیز مخالفت کرد؛ غافل از اینکه اسلام خود مروّج علم، حقیقت‌جویی و عقلانیت است. این مخالفت‌ها، گاه ناآگاهانه و گاه عامدانه بود.

روشنفکران دوره‌ی قاجار که پیش‌قراولان این جریان بودند، نه تنها دین‌ستیز، بلکه بیمار، مقلد غرب و ناسالم بودند. آن‌ها گمان می‌کردند برای پیشرفت باید مانند غربی‌ها لباس بپوشند، سخن بگویند و حتی دین خود را کنار بگذارند؛ در حالی که مسیحیتِ غربیِ قرون وسطایی هیچ سنخیتی با اسلام نداشت.

دوره‌ی رضاخان تا پس از شهریور ۱۳۲۰

در دوره‌ی رضاخان، روشنفکران توجیه‌گر سلطنت بودند، ایدئولوژی‌سازی می‌کردند و راه را برای استبداد هموار می‌ساختند. پس از شهریور ۱۳۲۰، آنان معمولاً به حزب توده گرایش پیدا کردند و باز هم جریانی وابسته بودند. ویژگی اصلی روشنفکران ایرانی (چه پیش از انقلاب و چه پس از آن) گرایش تقلیدی بود: هر حرفی که در غرب مطرح می‌شد، بدون توجه به تفاوت فضاها و علل و انگیزه‌های خاص آن، در ایران تکرار می‌کردند، بی‌آنکه بدانند آن جریان‌های فکری در جهان اسلام توجیهی ندارند.

علل مخالفت برخی روشنفکران با نظام اسلامی

از نگاه رهبر شهید، برخی روشنفکران سکولار و بی‌دین با نظام اسلامی مخالفت می‌کنند، زیرا نظام اسلامی هم جنبه‌ی اجتماعی دارد و هم جنبه‌ی فردی. کسی که دچار فساد جنسی، میگساری، مشروب‌خواری و رذایل اخلاقی است، نمی‌تواند با نظام اسلامی کنار بیاید، مگر اینکه متولیان نظام چشم پوشی کنند و بگویند اینها احکام اسلامی نیست. ایشان می‌فرمایند: بسیاری از روشنفکران به همین جهت از اطراف نظام اسلامی دور شدند و با آن به مخالفت برخاستند. هر چند که برخی از روشنفکران عنادی با انقلاب نداشتند ولی اهل برخی مسائل‌های غیر اخلاقی بودند.

برخی عوامل دیگر نیز حتی روشنفکران دینی را از نظام جدا کرد، از جمله تردیدهایی که در شعارهای نظام پدید آمد و دنیاطلبی برخی‌ها.

اشتباه روشنفکران: لباس غربی عامل پیشرفت؟

روشنفکران سکولار و بی‌دین گمان می‌کردند که لباس غربی خود عامل پیشرفت است. رضاخان نیز به همین بهانه با حجاب و لباس سنتی ایرانی مخالفت کرد. در حالی که اگر کمی تأمل می‌کردند، می‌دیدند بنیانگذاران علوم مختلف در تمدن اسلامی با همان لباس اسلامی به پیشرفت رسیده‌اند. ابن‌سینا با همین لباس، فیلسوف و پزشک بزرگ جهان شد. لباس به خودی خود نه مانع است و نه عامل پیشرفت. این اشتباه که اگر لباس، آداب و رسوم مانند غربی‌ها شود، پیشرفت حاصل می‌شود، خطایی نارواست.

استقبال رهبر شهید از افکار نو

حضرت امام شهید (آیت‌الله خامنه‌ای) از بسیاری از افکار نو استقبال می‌کردند و حتی معتقد بودند فلسفه، «فقه اکبر» است. این جانب خاطره‌ای دارم: حدود ۳۷ یا ۳۸ سال پیش، کتابی به نام «فلسفه دین» جان هاسپرز را ترجمه کردم. این کتاب رویکردی الحادی داشت و با همه‌ی براهین اثبات وجود خدا مخالفت می‌کرد. یک بار که به محضر ایشان رسیدم، کتاب را تقدیم کردم. ایشان بسیار استقبال کردند و فرمودند: چنین آثاری باید به صورت نهادی در حوزه تولید و بحث شوند. هدف ما این بود که افکار جدید مطرح گردد و علما پاسخ دهند، زیرا این کتاب در دانشگاه‌های اروپا و آمریکا تدریس می‌شد. متأسفانه توفیق نیافتم که پاسخ علما را به انگلیسی ترجمه و منتشر کنم.

چگونه با روشنفکران برخورد کنیم؟

جامعه‌ی علمی و حوزوی ما باید با روشنفکرانِ واقعی و سکولار چگونه برخورد کند؟ روشنفکر واقعی کسی است که حقایقِ عجین با عقلانیت را برای مردم بیان کند، دین را در جامعه حاکم سازد، از اسلام و ملت مظلوم ایران دفاع کند. افتادن در دامن غرب یا برتری دادن غرب بر نظام اسلامی، ناشی از کم‌اطلاعی و و یا غرض ورزی است.

هم در دوران پیش از انقلاب و هم پس از آن، روشنفکرانِ به‌اصطلاح، مقلد غرب بوده‌اند. روشنفکر واقعی، متدین، متعهد، متعبّد و متخلق است. اما آنان که ظاهراً روشنفکرند، افکارشان برگرفته از جهان غرب است و همان افکار را بدون توجه به تفاوت فضاها در جامعه‌ی اسلامی مطرح می‌کنند.

انتظار رهبر شهید از حوزه و روحانیت

ایشان می‌فرمایند: ما نیز باید برخورد مناسبی با این جریان‌ها داشته باشیم. یادم می‌آید در سخنرانی خود در مدرسه فیضیه فرمودند: «من از حوزه انتظار دارم اگر بحثی توسط روشنفکران مطرح می‌شود، شما پاسخ دهید. هزار تا پاسخ مستدل در برابر آن ارائه دهید. اما هرچه صبر می‌کنم، می‌بینم چندان اعتنایی به این مباحث نمی‌شود.»

نقش حوزه در برابر افکار نو را ایشان چنین تبیین می‌کنند:

    «ما معمّمان و روحانیون در طول تاریخ در تخطئه‌ی خودمان به اشتباهات بزرگی دچار شدیم. ما خیال کردیم با طرد و نفی و دعوا و احیاناً تکفیر می‌توانیم ریشه‌ی یک فکر غلط را از جامعه بکنیم. در حالی که این خطاست. چرا؟ چون ریشه‌ی ایده‌های غلط و بی‌مبنا همچنان در مغز بسیاری از مردم ماند و هنوز هم هست. علت این است که با آنها برخورد خوب، منطقی و استدلالی نشده است. برخورد چماقی شد. امروز دیگر بس است. این برخورد التقاطی در جامعه‌ی ما هست. جواب، دعوا و نفی و انکار و تکفیر و تفسیق نیست. جواب، کار درست است. کار درست این است که با این افکار و اندیشه‌ها چنان برخورد کنیم که جوانان ما وقتی می‌خوانند، ببینند افکار اینها چقدر سست و بی‌مبناست. و این کار را باید حوزه‌های ما و روشنفکران واقعی و متعهد و متدین ما انجام دهند.»

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ان‌شاءالله که همگی موفق و مؤید باشید. اللهم صلِّ علی محمد