شهادت رهبران الهی؛ کمکاری مردم یا سنت امتحان الهی؟
نوشتاری از حجتالاسلام دکتر محمد ملکزاده عضو هیأت علمی گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
سنت امتحان الهی یک سنت همگانی اعم از مومنان و غیر مومنان است. در قرآن و متون اسلامی بارها آمده که جوامع مؤمن نیز دچار آزمونهای سخت میشوند: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ» (عنکبوت: ۲) یعنی ایمان صرفاً با ادعا کامل نمیشود و با آزمونها سنجیده میشود.
در این نگاه، وقوع حوادث بزرگ _حتی برای بهترین انسانها _ میتواند بخشی از سنت امتحان و رشد امت باشد، نه لزوماً نشانه کوتاهی عمومی. در این زمینه نمونههای تاریخی فراوانی در تاریخ اسلام دیده میشود.
یعنی در تاریخ اسلام مواردی هست که حتی با وجود حضور مؤمنان و یاران فراوان، حوادث تلخی رخ داده است. برای نمونه شهادت امام علی (ع) در حالی رخ داد که جامعه اسلامی و یاران ایشان وجود داشتند.
شهادت امام حسین (ع) نیز صرفاً با یک علت ساده مثل «کمکاری همه مردم» توضیح داده نمیشود؛ بلکه مجموعهای از شرایط تاریخی، سیاسی، ترس، تبلیغات و امتحان الهی در آن نقش داشت. به همین دلیل تحلیل یک حادثه بزرگ صرفاً با یک عامل (مثل کوتاهی مردم) تحلیل نادرست است.
مسئله رشد و بلوغ اجتماعی پس از حادثه است. در نگاه دینی، گاهی یک حادثه بزرگ باعث میشود جامعه وارد مرحلهای جدید از آگاهی و مسئولیت شود و حرکت اجتماعی و فکری در سطح بالاتری ادامه پیدا کند.
همچنان که شهادت شخصیتهای بزرگ در تاریخ اسلام اغلب پایان یک مرحله و آغاز مرحلهای جدید بوده است.
گاهی در حوادث تاریخی، ترکیبی از عوامل انسانی و الهی در وقوع یک رخداد دخیل هستند. در اینجا باید شرایط سیاسی و اجتماعی؛ رفتار و انتخابهای مردم؛ و اراده و امتحان الهی را در کنار هم در نظر گرفت.
بنابراین تقلیل دادن آن فقط به «کمکاری مردم» یا فقط به «امتحان الهی» هر دو میتواند ناقص باشد.











