سوگندی به بهای خون برای دفاع از میهن؛ ارتش چگونه سربازِ مردم شد؟
نوشتاری از دکتر محسن ردادی مدیر گروه مطالعات انقلاب اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
منتشر شده در روزنامه وطن امروز
بیستونهم فروردین ۱۳۵۸، روزی است که امام خمینی(ره) با پیامی تاریخی، تبدیل ارتش شاهنشاهی به ارتش مردمی و اسلامی را صادر کرد. این فرمان امام خمینی(ره) فضای سیاهی که علیه ارتش به وجود آمده بود را از بین برد.
در روزهای ملتهب پس از پیروزی انقلاب و پیش از صدور فرمان امام خمینی، جوّی از بدگمانی، فضای سیاسی را آلوده کرده بود و بسیاری، ارتش را به مثابه باقیمانده رژیم ساقطشده مینگریستند. برخی گروههای سیاسی، ارتش را غیرقابل اعتماد معرفی کرده و بر انحلال کامل آن اصرار میورزیدند. مسعود رجوی، در نخستین میتینگ سازمان مجاهدین خلق در دانشگاه تهران، این خواست را رسماً اعلام کرد.
دولت موقت نیز با سیاستهایی نظیر کاهش مدت سربازی، لغو قراردادهای نظامی، تلاش برای فروش تجهیزات ارتش، و دخالتهای بیحساب و کتاب در امور نظامی، زمینه را برای تضعیف هرچه بیشتر این نهاد فراهم میکرد. هر روز، از رادیو و تلویزیون و مطبوعات، نسنجیدهترین اظهارنظرها درباره ارتش منتشر میشد، بدون آنکه کسی بداند افسران و سربازانش با چه فداکاریای در حال جنگ با تجزیهطلبها هستند.
در اعتراض به اقدامات دولت مهندس بازرگان، شهید سپهبد ولیالله قرنی، اولین فرمانده ارتش پس از انقلاب اسلامی، استعفانامهای سوزناک به امام خمینی تقدیم کرد. او در نامهاش از معاون نخستوزیر شکایت کرد که خود را «واضع مقررات و مالکالرقاب» میداند و بدون مشورت، هر روز دستوری صادر میکند که ارتش شاهد لطمهای دیگر بر روحیه افسران و افراد خود باشد. از وزیر دفاع نوشت که بدون نظرخواهی از فرماندهان، از رادیو میگوید سربازان را مرخص کنید، و شب هنگام، عناصر تودهای با کامیون به سربازخانهها میروند و باقیمانده سلاح و مهمات را بار میکنند و به خارج از شهر میبرند. از کردستان نوشت، از مهاباد، از پادگانی که نمایندگان دولت بدون مشورت با مرجع نظامی به آنجا میروند و مردم را برای غارت تشویق میکنند، و فرمانده پادگان در برابر همان هیأت گلولهباران میشود.
کمتر از یک ماه بعد از استعفا، گلولههای گروهک فرقان، این امیر صادق و فداکار ارتش را در حیاط خانهاش در میدان ولیعصر تهران به شهادت رساندند.
هر روز که میگذشت، ارتش بیش از پیش تضعیف میشد. سستی و عدم تمکین از فرماندهان، به فرهنگ پنهان پادگانها تبدیل شده بود. از طرف دیگر جنگ روانی دشمنان خارجی، توطئههای منافقین و نفوذ حزب توده ارتش ایران را به سوی نابودی پیش میبرد.
فرماندهان ارتش که میدیدند کشتیِ بیسکانِ این نهادِ سرافراز در توفانِ بیاعتمادی و هرجومرج گرفتار شده است، دست به کار شدند. آنان از امام خمینی درخواست ملاقات کردند و از ایشان خواستند که به کمک ارتش بیاید. امام به این درخواست پاسخ مثبت داد. هنوز قانون اساسی تصویب نشده بود و ولی فقیه به عنوان فرمانده کل قوا تعیین نشده بود. با این حال امام خمینی در روز ۲۸ فروردین ۱۳۵۸ خطاب به ملت ایران و ارتش پیامی صادر کرد که سنگ بنای «روز ارتش» شد. در آن پیام آمده بود: «روز چهارشنبه ۲۹ فروردین روز ارتش اعلام میشود. ارتش محترم در این روز در شهرستانهای بزرگ با ساز و برگ به رژه بپردازند و پشتیبانی خود را از جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران و حضور خود را برای فداکاری در راه استقلال و حفظ مرزهای کشور اعلام نمایند.» اما مهمتر از رژه، فرمانی بود که خطاب به ملت نوشته شد: «ملت ایران موظفند از ارتش اسلامی استقبال کنند و احترام برادرانه از آنان نمایند. اکنون ارتش در خدمت ملت و اسلام است و ارتش اسلامی است، و ملت شریف لازم است آن را به این سمت رسماً بشناسند و پشتیبانی خود را از آن اعلام نمایند. اکنون مخالفت با ارتش اسلامی که حافظ استقلال و نگهبان مرزهای آن است جایز نیست.»
با این فرمان، ارتش در یک چشمبههم زدن، از یک «مظنونِ دیروز» به «برادرِ امروز» تبدیل شد. در قم، رژهروندگان از مقابل خانه امام گذشتند و رهبر کبیر انقلاب اسلامی، از آنان سان دید. ارتش شاهنشاهی برای همیشه در خاکستر تاریخ مدفون گشت تا «ارتش جمهوری اسلامی ایران» با سربلندی قد برافرازد.
اما ریشههای پیوندِ ماندگار میان مردم و ارتش، ژرفتر از آن است که تنها به فرمان تاریخی ۱۳۵۸ محدود شود. برای یافتن رگِ حیاتی این اتحاد، باید به روزهای زمستان ۱۳۵۷ بازگشت؛ مردمی که فریاد مرگ بر شاه سر میدادند، ارتش را کنار خود میدیدند نه در برابر خود. آنها به استقبال سربازان جدا شده از ماشین کشتار میرفتند و به آنها گل میدادند. سربازانی که از شلیک به مردم خودداری کرده بودند، در خانههای امن مردم پناه میگرفتند. با پیوستن پیاپی ارتشیان به مردم، چارهای برای فرماندهان ارتش نماند و در ساعت ۱۰ و نیم ۲۲ بهمن، ستاد بزرگ ارتشتاران تشکیل جلسه داد و اعلامیه بیطرفی ارتش در ساعت ۱۳ و ۱۵ دقیقه از رادیو پخش شد.
در روزهای انقلاب، سرودی زیبا طنین انداخت که در حافظه جمعی این ملت برای همیشه ثبت شد و رابطه جدیدی میان مردم و ارتش برقرار کرد: «ملت پناه ارتش، ارتش برای ملت». این شعار، قراردادی نانوشته اما آهنین بود میان مردم و سربازانشان؛ قراری که در تمام سالهای بعد، در سختترین آزمونها، استوارتر از هر پیماننامه رسمی، این حقیقت را اثبات کرد.
دشمنان این ملت اما هیچگاه از توطئه دست برنداشتند. آنها همواره در جستجوی روزنهای بودهاند تا این پیوند را بگسلند. تجربه سیاه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، که در سایه جدایی ارتش از جریان ملیِ نهضت نفت رقم خورد، همواره در اتاقهای فکر سرویسهای اطلاعاتی غرب مرور میشد. در همین راستا از ابتدای سال ۱۴۰۴، پسر شاه مخلوع، با اشاره سرویسهای جاسوسی آمریکا و اسرائیل، تلاش کرد مردان پولادین ارتش جمهوری اسلامی را به دام بکشاند. یکی از جنبههای مغفولمانده کودتای نافرجام دیماه ۱۴۰۴، دقیقاً همین بود: تلاش برای تکرار فرمول ۲۸ مرداد. سرویسهای جاسوی با طراحی یک سامانه و معرفی یک ارتباط امن برای جذب ارتشیان و نظامیان، قصد داشتند که یک ریزش در ارتش جمهوری اسلامی ایران رقم بزنند.
تصور کنید اگر تنها بخش کوچکی از ارتش، به دعوت دشمنان ملت پاسخ مثبت میدادند، چه روایتی از «شکاف در ارتش» ساخته میشد و چه ضربهای به اعتماد عمومی وارد میکرد. اما تاریخ تکرار نشد. دریغ از یک افسر ارشد یا حتی یک سرباز ساده که پایش بلغزد. همه آنها دست رد بر سینه دشمن زدند و بیگانگان را در رسیدن به رویای خام کودتا ناکام گذاشتند.
اما این وفاداریِ خیرهکننده به میهن و انقلاب اسلامی از کجا میآید؟ پاسخ را رهبر شهید انقلاب اسلامی چنین روایت میکند: «انقلاب آمد به ارتش هویت داد.» ارتش در نظام ستمشاهی، هویتِ یک نهادِ تحقیرشده را داشت. در سال ۱۳۴۳، امام خمینی در اعتراض به کاپیتولاسیون، فریاد زد: «اگر یک گروهبان آمریکایی زد توی گوش یک افسر ارشد ایرانی، آن افسر حق دفاع ندارد و حتی در ایران محاکمه نمیشود؛ او را باید ببرند آمریکا آنجا دادگاهی کنند.» ذلتی که کلمات از بیان آن عاجزند. اما انقلاب اسلامی آمد و این هویتِ خردشده را بازسازی کرد. به ارتش عزت داد، استقلال بخشید، و آن را از یک ابزارِ دست نشانده، به ستون فقرات امنیت ملی تبدیل کرد.
سه دفاع مقدس، آزمون بزرگ این عزتِ تازهیافته بود. هزاران ستاره درخشان ارتش همچون قرنی، بابایی، ستاری، صیاد شیرازی، همتی، دوران، نامجو، منفرد نیاکی، شریف اشراف، فکوری، یاسینی، اردستانی، خلعتبری، طرق، نصرتراد، آبشناسان، مخبری، زارعیان، قاسمی، روحی، انشایی، آشوری، صفا هرگز در تاریخ فراموش نخواهند شد. چه بسیار عملیاتهای قهرمانانهای که در سکوت رسانهها گذشت، چه بسیار جانفشانیهایی که بیآنکه بازتابی یابد، سرنوشت جنگ را تغییر داد. امروز، هیچ پژوهشگر منصفی نمیتواند انکار کند که بدون حضورِ جانانه ارتش در دفاع از مرزها و حملات راهبردی آن به قلب مواضع دشمن، پیروزی در جنگهای تحمیلی نه ممکن، که محال مینمود.
با آغاز جنگ تحمیلی سوم، یگانهای ارتش در سریعترین زمان به حالت آمادهباش درآمده و مراکز فرماندهی و کنترل در سراسر یگانها فعال شدند. پهپادهای پیشرفته بومی در اجرای عملیات علیه اهداف و پایگاههای دشمن در منطقه نقش محوری ایفا کردند و حملات علیه مواضع و تجهیزات آمریکا و رژیم صهیونیستی در برخی پایگاههای منطقهای انجام شد. در کنار آن، عملیاتهای موشکی، بهویژه توسط نیروهای زمینی و نیز شلیک موشکهای کروز از سوی نیروی دریایی، اثرات قابل توجهی در میدان نبرد داشت. نیروی هوایی ارتش نیز با بهرهگیری از جنگندههای خود در اوایل جنگ، عملیاتهای مؤثری را علیه پایگاههای دشمن انجام داد و در این مسیر شهدای والامقامی را تقدیم انقلاب اسلامی کرد. مجموعه این اقدامات موجب شد دشمن در نهایت به آتشبس تن دهد و برنامههای تهاجمی و ادامه عملیاتهای خود را متوقف کند.











