به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی؛ نشست نقد و بررسی «دیپلماسی عمومی سینمایی در حاشیه جنگ ایران و امریکا» توسط گروه ادبیات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به صورت برخط برگزار شد؛ در این نشست رابرت دنیرو(منتقد و فیلمساز امریکایی و دکتر محمدحسن شاهنگی عضو شورای علمی گروه ادبیات اندیشه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به ایراد سخن پرداختند.
رابرت دنیرو در ابتدای این جلسه گفت: ترامپ، دشمن ملت امریکاست؛ او پادشاهی متکبر است که با پررویی بر جایگاه ریاستجمهوری ایالات متحده تکیه زده است، اما بهزودی توسط خود مردم امریکا به زیر کشیده خواهد شد. تظاهرات نه به پادشاه که یک اعتراض عمومی در سراسر امریکاست را نگاه کنید؛ در امریکا مردم از این مرد نفرت دارند. افکار عمومی کاملاً موتجه اوضاع نابسامان حاکمیتی است و مسبب اول و آخر این شرایط کسی جر ترامپ نیست. اوضاع زندگی در امریکا روزبهروز بدتر و سختتر میشود از هزینه مسکن بگیرید تا گرانی سوخت و بنزین، سرانه بهداشت هر امریکایی روزبهروز بغرنجتر می شود و در این شرایط باید شاهد جنگی بیحاصل بین امریکا و ایران باشیم. ترامپ تلقی غلطی دارد، او تصور میکند پدرخواندهای برای کل دنیا و همه کشورهاست، باید به او فهماند این تصور راه به جایی نمیبرد. او رئیسجمهور امریکاست و همه اقداماتش باید مربوط به همین کشور نباشد و نه جای دیگری.
این منتقد و فیلمساز در ادامه گفت: هالیوود را سرهنگهای پنتاگون قبضه کردهاند و سینما در خدمت سیاست قرار گرفته و روح هنر از این حیث مجروح است. امیدی به صلح و توقف جنگ از این سینما نیست. امروزه هر کسی که گوشی اندروید دارد میتواند یک فیلمساز بالقوه باشد و با گوشی خودش فیلم بگیرد و در کانالهای مختلف در فضای مجازی منتشر نماید. شاید سینماگران مستقل و آزاده در سراسر دنیا بتوانند کاری کنند. موضوع دیگر سینمای مستند است. شاید نشود به دلیل هزینههای سنگین از فیلمهای سینمایی امیدی در این زمینه داشت، اما فیلمهای مستند قطعاً هزینه کمتری دارند؛ ضمن اینکه فیلمهای کوتاه ضدجنگ هم ظرفیت بالایی دارند. الگوی هالیوود در این سالها این است حاکمیت جنگطلب برای مردم صلحجو فیلم میسازد، مردمی که از جنگ و بمب بیزاراند. خون و آتش دیگر بس است. سراسر زمین را کشتار فراگرفته است و بشریت از کشت و کشتار به تنگ آمده است. علت این وضعیت زیادهخواهی و طغیان افرادی مثل ترامپ است. خاورمیانه تا کی قرار است منفجر شود؟ افغانستان کافی نبود، عراق چطور؟ یا سوریه و لبنان و فلسطین برای تیم ترامپ بس نیست؟!
دنیرو افزود: سینما یک ابزار ارتباطاتی موثر و مهم است، اما هالیوود از این ابزار مخرب در جهت توجیه جنگافروزی استفاده میکند؛ این نگاه، غلط است. ما میتوانیم از طریق سینما با دیگر ملل گفتگو کنیم و سبک زندگی خودمان را به اشتراک بگذاریم و به جای تقابل و درگیری، به تعامل بیندیشیم. دیپلماسی عمومی در حوزه سینما این امکان را برای ما فراهم میکند تا به جهان از زاویه جدیدی نگاه کنیم و به جای کاشتن بذر خشونت و درگیری، دوستی و همزیستی را بسط دهیم. بارها از زبان ترامپ شنیدیم که او ایران را به حذف تمدن آن تهدید کرده است؛ این تهدید مایه تأسف نه تنها برای امریکا بلکه برای کل بشیریت است. حتی من از ذکر و نقل این تهدید احساس شرم میکنم.
محمدحسن شاهنگی در این نشست گفت: رمز موفقیت در دیپلماسی عمومی سینمایی، مردمیسازی سینما است؛ بدین معنا که ملتها خودشان باید روایتگر پیشینه درخشان، نیازها و مسائل اکنون و آرمانهای آتی خود باشند و صحنه کنشگری در این خصوص را به هیچ وجه ترک نکنند. اگر مردمیسازی اتفاق نیفتد، حاکمیتها و دولتها امور را در دست خواهند گرفت و قرائتهای منفعتطلبانه جناحی، مقطعی و غیر اصیل خود را در سینما جاری میکنند. به عنوان مثال ایده «ضرورت جنگ برای برقراری صلح» که پیش از وقوع جنگ اخیر بین ایران و امریکا بارها از زبان مسئولان امریکایی از جمله وزیر جنگ امریکا مطرح شد، اکنون در میان فیلمهای سینمایی جدید امریکایی به طور جدی قابل مشاهده است.
وی افزود: دنیای امروز دنیای روایتهاست؛ روایتهایی که گاه به دلیل حوادثی چون جنگ چارهای جز تقابل با همدیگر ندارند. سینما هنر هفتم است و حاوی ظرفیتهای فوقالعاده هنرهای اول تا ششم در خود است؛ کلمه، ادبیات، موسیقی، شعر، تئاتر، صحنه و… همه و همه در سینما میتوانند در امر روایت، یاریگر سینماگر باشند تا بتواند روایت عمیقی بر مخاطب امروز از خود باقی بگذارد. هیچ هنری مثل سینما نمیتواند با اتکای بر کارکردهای هنری بالای آن در حیطه دیپلماسی عمومی وارد عمل شود. با این توضیح، رسالت سینماگران بدون مرز، بسیار مهم است؛ افرادی که فارغ از ملیت خود میبایست پاسدار بیان حقیقت و واقعیت باشند و اتفاقات مهم عصر ما از جمله جنگها را درست و منصفانه به مردم دنیا عرضه کنند.
شاهنگی در انتهای این نشست گفت: یکی از نکات کلیدی در دیپلماسی عمومی سینمایی، تلاش در جهت بیان ارتباط مشکلات، گرفتاریها، سختیها با ایجاد بلایای غیر طبیعی مانند جنگ برای مخاطب جهانی است. یک اثر سینمایی میتواند روایتگر چرایی دشوارشدن زندگی برای طرفین درگیر جنگ مثل ایران و امریکا و نیز سایر مردم کشورها باشد. در همین جنگ اخیر وقتی در اثر تنشها، تنگه مهم هرمز بسته شد، همه مردم دنیا آثار این اتفاق را در بعد اقتصادی حس کردند و دامنه مخاطب فراتر از مردم دو کشور ایران و آمریکا بود.










