اگر دشمن جنگ را رها کند، جنگ تمام نمیشود و پایان جنگ با رفع فتنه است، نه دفع فتنه / مصداق رفع و دفع فتنه چیست؟
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی حجتالاسلام دکتر سید سجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظامهای اسلامی پژوهشگاه در گفتگو اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد:
مادامی که پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه وجود دارد و چندین دههزار نیروی نظامی در منطقه مستقر هستند، این به معنای ادامه جنگ است؛ یعنی فتنه وجود دارد. آنها به محض اینکه احساس کنند توان شما کم شده، هجوم میکنند. اساساً منطق ایجاد پایگاه نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا همین است.
قسمت اول این مصاحبه به شرح ذیل است:
سوال:
در جهت بازدارندگی، باید چه چیزی از دشمن دریافت شود که بگوییم دیگر به ادامه جنگ نیازی نیست و بازدارندگی کشور ۱۰۰ درصد است؟
حجتالاسلام والمسلمین ایزدهی:
«وَقاتِلوهُم حَتّی لا تَکونَ فِتنَه» انفال / ۳۹
یعنی غایت قتال، رفع فتنه است.
گاهی در جنگ ممکن است دشمن را فقط از یک منطقه دفع کنید. مثلا فرض کنید در زمان صدام، شما دشمن را از محدوده ایران بیرون انداختید. عدهای گفتند حالا که دشمن را بیرون انداختیم، صلح کنیم و جنگ تمام شود؛ چون عراق در زمین خودش است و ما در زمین خودمان هستیم.
اما اینگونه نیست. به تعبیر دیگر، چون صدام همان آدم دیوانه قبلی است، اگر الان مجبور به عقبنشینی کرده است، اما ممکن است فردا دوباره برگردد. شما هیچ تضمینی برای بازنگشتن او ندارید و تضمینی برای جنگ مجدد وجود ندارد.
جنگ چه زمانی تمام میشود؟ وقتی که ریشه فتنه دیگر وجود نداشته باشد.
یعنی مادامی که پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه وجود دارد—حدود ده تا پانزده پایگاه نظامی با همه تجهیزات—و چندین دههزار نیروی نظامی در منطقه مستقر هستند، این به معنای ادامه جنگ است؛ یعنی فتنه وجود دارد. آنها به محض اینکه احساس کنند توان شما کم شده، هجوم میکنند. اساساً منطق ایجاد پایگاه نظامی در منطقه همین است.
اینکه دشمن بیاید دهها هزار نیروی نظامی را در منطقه مستقر کند، با پدافند، رادار، آفند و موشک، معنایش جنگ است. چه زمانی میتوان گفت جنگ تمام شده است؟ وقتی صورت مسئله فتنه از منطقه رفع شود. پایان جنگ با رفع فتنه است، نه صرفاً دفع فتنه. شما ممکن است فتنه را دفع کنید، اما اصل مسئله همچنان باقی باشد.
برای مثال، اگر در بدن انسان آسیبی ایجاد شود که امکان سرایت داشته باشد، آن قسمت را قطع میکنند؛ چون هر لحظه ممکن است بیماری گسترش پیدا کند. اکنون ما در منطقه با حجمی از این فتنههای نظامی مواجه هستیم؛ در کشورهایی که همسایه ما هستند و میزبان دشمن رسمی ما محسوب میشوند.
طبیعتاً در چنین وضعیتی ما هرگز—تأکید میکنم هرگز—در حالت صلح قرار نداریم. صورت مسئله دشمن با این وضعیت، جنگ است. اگر در محدودهای بتوانیم دشمن را متوقف کنیم، فقط او را موقتاً دفع کردهایم. به تعبیر امام شهیدمان، زمانی این اتفاق میافتد که آنها پایگاههایشان را از منطقه جمع کنند و بروند. آن وقت میتوان گفت مسئله تمام شده است.
وگرنه اینکه بگوییم آنها تضمین میدهند—حتی اگر در شورای امنیت تضمین بدهند—اعتباری ندارد. مگر پیش از این قرارداد نبستهاند؟ اینها هیچ تضمینی ندارد، بهخصوص درباره آمریکا که نیرنگش آشکار است و حتی در میانه مذاکره هم بارها چنین اتفاقی افتاده و باز هم ممکن است بیفتد.
بنابراین، تضمین واقعی برای عدم حمله مجدد، رفع فتنه است؛ یعنی از بین رفتن پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه. از سوی دیگر، تهدید جدی رژیم صهیونیستی نیز در منطقه وجود دارد. آنها هرگز پنهان نکردهاند که ممکن است به ایران حمله کنند؛ هر وقت دستشان برسد این کار را انجام میدهند.
لذا تا زمانی که این فتنه—به تعبیر امام راحل، این غده سرطانی—از بین نرود، همچنان امکان سرایت وجود دارد. اگر در شرایطی، مثلاً در یک آتشبس دو هفتهای، بحث رفع فتنه مطرح میشود، معنایش این است که آنها باید از منطقه جمع شوند و بروند؛ سلاحها و پایگاههای نظامیشان را جمع کنند. اگر قرار است امنیتی برقرار باشد، همین منطقه میتواند سازوکار امنیتی خود را ایجاد کند و نیازی به حضور دشمن بیگانه نیست.
بنابراین خودمان را فریب ندهیم که اگر دشمن جنگ را رها کند، جنگ تمام میشود. جنگ هیچوقت یکطرفه نیست. اگر او کنار بکشد، باید بر اساس سازوکاری مشخص باشد. طبیعتاً اگر ما قانع شویم که در امان هستیم، دائماً اعلام صلح میکنیم. در غیر این صورت، آتشبس ممکن است وجود داشته باشد و حتی زمان آن طولانی شود، اما اصل مسئله همچنان باقی خواهد بود.











