مبانی جهان شناختی اقتصاد اسلامی

سیدحسین میرمعزی

مبانی جهان شناختی اقتصاد اسلامی

نوشتاری از حجت الاسلام والمسلمین سیدحسین میرمعزی عضو هیات علمی گروه اقتصاد اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

سلسله یادداشت هایی از منظومه اندیشه های اقتصادی امام شهید حضرت آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنه ای (سلام الله علیه)

یادداشت ششم

از دیدگاه امام شهید عالم هستی مخلوق بی واسطه خداوند مقتدر و واحد است و خداوند جهان آفرینش را با ویژگیهایی آفریده است که در ادامه به تفصیل بیان میشود.

هدف خلقت آفرینش
از دیدگاه ایشان خداوند جهان هستی را بی هدف نیافریده است و هدف از خلقت آن، حرکت به سمت ذات پروردگار وتقرب به او است و چون اراده خداوند غالب است، همه اجزای عالم به سوی او در حرکت اند. و چون خداوند عین حق است، لذا جریان عالم هستی به سمت حاکمیت حق و صلاح است و در نهایت حق بر باطل و صلاح بر فساد غلبه خواهد کرد.

تحلیل اقتصادی
انسان نیز یکی از اجزای جهان آفرینش است و هدف از آفرینش او نیز حرکت به سمت ذات پروردگار و تقرب به او است و همانگونه که در مباحث بعدی بیان خواهد شد مکلف است زندگی خود و نظام اجتماعی حاکم بر جامعه را در همه عرصه ها و از جمله عرصه اقتصادی در راستای تقرب به خداوند و حاکمیت حق و صلاح و غلبه بر فساد قرار دهد.

مبحث ششم: آفرینش زمین و آسمان برای انسان
ایشان با استناد به آیات قرآن کریم آفرینش زمین و آنچه در آن است را برای انسان می‌دانند. یعنی زمین و آنچه در آن است مال همه انسانها است و متعلق به گروه خاص یا نسل خاصی نیست. همچنین آسمان ها و زمین مسخر انسان آفریده شده اند یعنی به گونه ای آفریده شده اند که انسان میتواند در آنها تصرف کرده و در جهت تعالی خودش از آنها استفاده کند. از دیدگاه ایشان نعمت های الهی نامحدود است و خداوند متعال همه خیرات و منابع اساسی لازم برای ایجاد حیات طیبه انسانی را در زمین قرارداده است.

تحلیل اقتصادی
یکی از مفاهیم مهم علم اقتصاد متعارف کمیابی منابع است. از این رو، علم اقتصاد به علم تخصیص منابع کمیاب و محدود به نیازهای نامحدود تعریف میشود. البته در اقتصاد دو نوع کمیابی منابع مطرح شده است: «کمیابی مطلق» مالتوس و «کمیابی نسبی» رابینز است. در کمیابی به مفهوم مطلق آن فرض میشود که منابع این جهان محدود است و کافی برای نیازهای انسانها نیست. با این نگاه مشکل کمبود منابع یک مشکل تکوینی است که خداوند در جهان آفرینش ایجاد کرده است و ربطی به انسان و رفتارهای او ندارد. انسانها با این مشکل در آفرینش مواجه اند و علم اقتصاد علمی است که راههای تخصیص بهینه منابع محدود به نیازهای نامحدود را ارائه میدهد.

از دیدگاه امام شهید بر اساس آیات قرآن کریم کمیابی مطلق مردود است و منابع کمتر از نیازها نیست بلکه بیش از آنها است و پس از این خواهیم گفت که همه مشکلات در عالم تکوین و از جمله در عرصه اقتصاد ناشی از ظلم و کفران نعمت های الهی است و بر این اساس علم اقتصاد اسلامی باید علمی باشد که راههای استفاده درست و عادلانه از منابع این جهان برای رفع نیازهای بشر را پیدا کند و راههای اجتناب از ظلم و کفران نعمت های الهی را بیابد.

هماهنگی عالم تکوین و تشریع
از دیدگاه ایشان عالم تکوین و تشریع با هم هماهنگ و منطبق اند. خداوند متعال جهان را بر اساس حق (یعنی مطابق با حکمتش) آفریده است. خداوند در آیات متعددی به این مطلب تصریح کرده است که آسمان و زمین و هر آنچه بین این دو است و همه عالم وجود را بر اساس حق آفریده است. همچنین در آیات متعددی تصریح فرموده است که شریعت که از طریق ارسال رسل و انزال کتب برای ما بیان شده نیز بر اساس حق تشریع شده است. این حق در عالم تشریع همان حق در عالم تکوین است که به مفهوم (مطابقت با حکمت الهی) است. خلقت عالم تکوین و تشریع بر اساس حق و حکمت الهی مستلزم هماهنگی کامل عالم تکوین با عالم تشریع است. بر این اساس همانگونه که آسمان و زمین و همه ذرات و موجودات عالم تکوین امر الهی را اطاعت کرده و در چارچوب قوانین تکوینی که خداوند متعال قرارداده است حرکت می‌کنند، انسان نیز اگر از خداوند اطاعت کند و برطبق قوانین شریعت حرکت کند، هماهنگ با این حرکتِ آفرینش حرکت کرده؛ لذا تعارض و تصادم و اصطکاکش با عالم کمتر و پیشرفتش به سمت سعادت و صلاح و فلاحِ خودش در دنیا آسانتر و سریعتر می‌شود.

البته اطاعت از دیدگاه ایشان لااقل دو مرتبه یا مرحله دارد: یکی اطاعت موردی و شخصی از اوامر و احکام خداوند و دیگری اطاعت از نقشه راهی است که خداوند برای جامعه ترسیم کرده است و نظام اسلامی همان نقشه ای است که خداوند برای جامعه انسانی ترسیم کرده است. بنابر این اساس نظام اسلامی بر اطاعت از خداوند است.

نتیجه آنکه اگر انسان در زندگی شخصی خود از خداوند اطاعت کند حرکتش با حرکت آفرینش هماهنگ شده و زودتر و آسانتر به هدف می‌رسد. همچنین اگر نظام حاکم بر جامعه نظام اسلامی باشد؛ یعنی بر طبق نقشه راه خداوند متعال در چارچوب شریعت الهی طراحی و اجرا شود در این صورت زندگی در این نظام بهتر خواهد بود و برکات اطاعت از امر الهی بر آن مترتب گشته ومسیر سعادت انسانها هموارتر میشود.

تحلیل اقتصادی
براین اساس اگر انسان در رفتارهای اقتصادی خود نیز مانند همة رفتارهایش در عرصه های دیگر زندگی از خداوند اطاعت کند و در چارچوب شریعت الهی عمل کند، در این صورت در جهت حرکت آفرینش قرار گرفته و به اهداف مترتب بر آن رفتارها سریع تر و سهل تر دست می‌یابد.

همچنین اگر نظام اقتصادی حاکم بر جامعه همچون نظام آفرینش مبتنی بر حق (حکمت الهی) و عدل و در چارچوب شریعت و منطبق بر نقشه راه خداوند در ساماندهی بُعد اقتصادی زندگی بشر طراحی و اجرا شود، در این صورت نظام اقتصادی با حرکت جهان آفرینش هماهنگ گشته و این هماهنگی موجب میشود که ظرفیتهای جهان آفرینش در خدمت این نظام قرار گرفته و حرکت آن را به سمت اهداف آن تسریع و تسهیل نماید.

مبحث سوم: برپایی جهان هستی بر اساس عدل
از دیدگاه ایشان عدالت در بنیان عالم و آفرینش، نقش اساسی دارد؛ یعنی سنّت آفرینش، عدل است. رسول خدا(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) در حدیثی اینچنین فرمودند: «بِالعَدلِ قامَتِ السَّماواتُ وَ الاَرض» یعنی «عالم و آسمان و زمین قائم به عدالت است. در این حدیث عدل به معنای «موازنه‌ی صحیح و معتدل بودن و به سمت عیب و خروج از حد نرفتن» است.
از دیدگاه ایشان همانگونه که آسمان و زمین به عدل استوار است نظام اجتماعی نیز با عدل پا بر جا است. عدالت اجتماعی دارای ریشه تکوینی در جهان آفرینش است. جهان آفرینش بر اساس عدل به پا شده است و در صورتی که نظام اجتماعی نیز بر اساس عدالت به پا شود و عدالت بنیان باشد در این صورت پایدار و قوی به حیات خود ادامه خواهد داد و در غیر این صورت محکوم به نابودی است.

تحلیل اقتصادی

بر اساس این نگاه نظام اقتصادی نیز که یکی از زیر نظامهای نظام اجتماعی به معنای عام آن است در صورتی که همچون نظام آفرینش عدالت بنیان باشد پایدار و استوار خواهد ماند. از این رو است که ایشان یکی ازاصول اقتصاد مقاومتی (که اقتصادی بر آمده از ارزشهای انقلابی و اسلامی و الگویی الهام بخش از نظام اقتصادی اسلام است) را عدالت بنیان بودن آن ذکر می‌کنند.

نظام علی ـ معلولی جهان آفرینش در عالم غیب و شهود

از دیدگاه امام شهید عالم هستی به غیب و شهود تقسیم می‌شود: عالم شهود عالمی است که به وسیله حواس ما درک میشود و عالم غیب عالمی است که وجود دارد؛ ولی به وسیله حواس قابل درک نیست. عالم غیب مربوط به بعد از مرگ و برزخ و قیامت نیست بلکه هم اکنون وجود دارد و باید به آن معتقد بود. ایمان به عالم غیب مرز بین جهان بینی های مادی و الهی است و در بینش و عمل انسان تأثیر زیادی دارد. انسانی که به عالم غیب ایمان ندارد به گونه ای می‌اندیشد و عمل می‌کند و انسان مؤمن به عالم غیب به گونه ای دیگر.

از دیدگاه ایشان جهان هستی دارای ترکیب پیچیده ، شگفت آور، نظام مند و دارای قوانین تکوینی بدون تخلف است. نظام آفرینش دارای نظام علت و معلولی متقن و بی تخلف مادی و مجرد در عالم غیب و شهود است. قوام نظام علی و معلولی به اراده الهی است و خداوند میتواند علیت علت را از او بگیرد کما اینکه به آتش امر کرد که حضرت ابراهیم را نسوزاند. خداوند متعال در عالم طبیعت و جامعه انسانی قوانینی دارد که بیانگر یک نوع رابطه علت و معلولی است و به آن «سنت» گفته میشود. این قوانین دو دسته اند: برخی قوانین مادی و قابل مشاهده و درک توسط بشرند و برخی قوانینی هستند که قابل مشاهده و درک توسط بشر نیستند و ناظر به عوامل غیر مادی و مجرد تأثیر گذار در عالم طبیعت و جامعه انسانی اند. خداوند متعال در آیات متعددی در قرآن کریم قوانین نوع دوم را تحت عنوان «سنت الهی» بیان کرده است. سنت های الهی طبق آیات متعدد قرآن کریم قابل تبدیل و تغییر و تحول نیستند و همواره ثابت اند. بر این اساس حوادثی که در دنیای مادی رخ میدهد دارای دو نوع علل مادی و علل غیبی و مجرد است و کسی که حوادث عالم را در چارچوب علل مادی تحلیل می‌کند به اشتباه می‌رود و حکیم کسی است که در اثر تقوا و عمل به شریعت در کنار علل مادی، علل مجرد و سنت های الهی را هم در محاسبه و تحلیل خود در نظر می‌گیرد.

نتیجه آنکه از دیدگاه ایشان جهان آفرینش مشتمل بر دو عالم غیب (مجردات شامل خداوند و ملائکه) و شهود (عالم طبیعت و ماده) است و عالم شهود در طول عالم غیب است و عالم غیب به وجود آورنده عالم شهود است. نظام علت و معلولی در این دو عالم حاکم است و نظام علت و معلول مادی نیز در طول نظام علت و معلول مجرد است و همه این نظام علت و معلولی مادی و مجرد قائم به اراده الهی است. پدیده های این عالم طبیعی و مادی دارای علل مادی مشهود و پنهان و مجردند. قسم دوم که در ادبیات قرآنی به آن سنت های الهی گفته میشود از طریق آیات و روایات برای ما بیان شده اند. برای تبیین پدیده های این عالم باید افزون بر علتهای مادی به سنن الهی نیز توجه کرد و تبیین پدیده ها بدون توجه به سنتهای الهی موجب خطا و اشتباه در محاسبات علمی میشود.

تحلیل اقتصادی

اعتقاد به جهان غیب و نظام علی و معلولی مادی در طول نظام علی و معلولی مجرد تفاوت اساسی جهان شناسی مادی و الهی است و این تفاوت موجب تمایز علوم انسانی اسلامی و از جمله علم اقتصاد اسلامی با علوم انسانی و علم اقتصاد متعارف غرب میشود. از آنجا که موضوع بحث ما اندیشه های اقتصادی است لذا در ادامه آثار این تفاوت را در علم اقتصاد بررسی می‌کنیم.

یکی از وظایف مهم علم اقتصاد تبیین پدیده های اقتصادی همچون رونق و رکود اقتصادی، تورم و ثبات قیمتها، بیکاری و اشتغال، فقر و رفاه اقتصادی و توزیع عادلانه ثروت و درآمد و شکاف طبقاتی و اموری از این قبیل است. تبیین به معنای بیان علل این امور است. علم اقتصاد متعارف که مبتنی بر جهان شناسی مادی است همه پدیده های اقتصادی را در چارچوب نظام علت و معلول مادی تبیین میکند و توجه و اعتقادی به علل غیر مادی و مجرد پدیده های اقتصادی ندارد.

اما در علم اقتصاد اسلامی که مبتنی بر جهان شناسی اسلامی است، باید پدیده های اقتصادی پیش گفته در چارچوب نظام علی و معلولی مادی و مجرد تبیین شود. علل مادی و مشهود پدیده ها از طریق عقل و تجربه قابل دستیابی است و علل مجرد و پنهان نیز در آیات و روایات تحت عنوان سنت های الهی بیان شده است. برای نمونه میتوان به تبیین افزایش فقر در زندگی فردی و در جامعه بر اساس این دو نوع جهان شناسی پرداخت. فقر در زندگی انسان دارای علل مادی همچون تنبلی، عدم تدبیر، حوادث طبیعی همچون سیل و زلزله، سیاستگذاری غلط اقتصادی توسط دولت، تحریم اقتصادی توسط دولتهای معاند و مانند آن است. در جهان بینی مادی تنها این عوامل دیده می‌شود. اما در جهان بینی اسلامی افزون بر این علل مادی، علل پنهان و مجرد نیز در تبیین پدیده فقر ملاحظه میشود. برای مثال از آیات قرآن کریم استفاده میشود که یکی از علل فقردر زندگی فرد، اعراض از یاد خداوند است. (طه/ 124)‏ همچنین برخی آیات دلالت دارند بر اینکه گناه یکی از علل محرومیت از نعمت های این جهان و استغفار موجب بهره مندی از این نعمت ها است. (هود /3) از برخی آیات نیز استفاده میشود که کفران نعمت و غلبه گناه در جامعه موجب قطع شدن باب نعمت های خداوند در این جهان است و استغفار از گناه و ایمان و عمل صالح موجب افزایش برکت و نعمت در جامعه است. (النحل/ 112 و هود / 52 وو اعراف 96)

تقسیم عالم هستی به دنیا و آخرت

همچنین عالم هستی به دو مرحله دنیا و آخرت تقسیم میشود. دنیا موقت است و حیات واقعی در آخرت است که تا ابد ادامه دارد. بین این دو مرحله ارتباط وثیقی وجود دارد: دنیا مزرعه آخرت است و هر عملی در این دنیا، در آخرت محاسبه میشود و به آن پاداش یا عقوبت تعلق میگیرد.

تحلیل اقتصادی

اعتقادى چنين به جهان آخرت مشكل بزرگ اقتصاد يعنى سودگرايى مطلق مادی و دنیوی انسان‏ها را از ميان برمى‏دارد. مشكل اصلى اين است كه از دیدگاه مکتب سرمایه داری انسان همواره به فكر منافع و مصالح مادی خويش است. اين مسئله از حبّ ذات، كه يكى از ويژگى‏هاى نهفته در خلقت انسان است، نشأت مى‏گيرد. از سويى در بيش‏تر اوقات بين منافع دنیوی و مادی افراد تضاد وجود دارد؛ و از سوى ديگر هيچ كس حاضر نيست به خاطر منافع ديگران از منافع خود چشم‏پوشى كند؛ يعنى حتى اگر منافع يك فرد با منافع بسيارى از مردم تضاد داشته باشد، آن فرد هيچ انگيزه‏يى براى ايثار و ترجيح منافع مردم ندارد. در چنين موقعيتى، اگر هر كس براى دست‏يابى به سود خويش تلاش كند، در جامعه تزاحم و اختلال پديد مى‏آيد؛ سرانجام كسانى كه نيرومندترند به منافع خود دست مى‏يابند و افراد ضعيف محروم مى‏شوند. در نظام اقتصاد سرمايه‏دارى ليبرال، كه دولت دخالت نمى‏كند، طبعا سرمايه‏دارها، كه از امكانات و نيروى بيش‏ترى برخوردارند، به منافع خود مى‏رسند و ساير مردم در فلاكت و حرمان به سر مى‏برند.

حتی اگر دولت نیز دخالت کند نیز این مشکل ریشه ای حل نمیشود؛ زیرا کسانی که متکفل امور دولت هستند انسان اند و انسانها هر جا باشند به دنبال نفع شخصی خود هستند و هیچ دلیلی جز قانون و مجازات نمیتواند دولتمردان را از پیگیری منافع مادی شخصی خود بازدارد و لذا دولتمردان اگر بتوانند قانون را دور بزنند یا راه فراری از آن پیدا کنند، اینکار را خواهند کرد و منافع شخصی خود را پیگیری خواهند کرد. بر این اساس هیچ انگیزه درونی و وجدانی برای مردم و دولت مردان برای رعایت مصالح اجتماعی و قانون های مخالف با منافع شخصی شان وجود ندارد و روشن است که قانون مخالف با انگیزه های شخصی همه آحاد مردم و دولتمردان و کارگزاران دولت قابلیت اجرای آن بسیار کم و هزینه های اجرای آن بسیار زیاد است.

در نظام اسلامى يكى از راه‏هاى حلّ معضل فوق اعتقاد به وجود جهانى است كه پس از اين جهان مى‏آيد و انسان‏ها جزاى كردار خود را در آن دريافت مى‏كنند. اين اعتقاد منافع شخصى را با مصالح اجتماعى گره مى‏زند. انسان در سايه‏ى اين اعتقاد كه ايثار و مقدم داشتن مصالح جامعه به نعمت‏هاى جاودان بهشتى مى‏انجامد، از لذت‏هاى زودگذر مادى مى‏گذرد و حتى در راه مصالح جامعه فداكارى مى‏كند.

بدين‏سان سود و زيان شخصى مفهوم تازه‏اى مى‏يابد و زيان مادى اگر به خشنودى و نفع جامعه يا حتى انسانى دیگر بيانجامد، سود شخصى به شمار مى‏آيد.

افزون بر اين، اعتقاد به آخرت ضامن اجرای درونی احكام شرعى و احکام حکومتی است. اسلام با ایجاد این اعتقاد در مردم که عمل به احکام شرع و احکامی که حکومت اسلامی با ملاک مصالح زمان و مکان وضع میکند، واجب است و مخالفت با این احکام موجب عذاب اُخروی است، در درون انسانها برای اجرای این احکام ضمانت ایجاد میکند؛ به گونه ای که انسانهای مؤمن و معتقد به آخرت به اختیار خود و بدون احتیاج به هیچ نظارت بیرونی از این احکام تبعیت میکنند.

در دانش اقتصاد اسلامی با توجه به این نکته درجة ایمان افراد جامعه ملاکی برای میزان دخالت دولت در اقتصاد میشود. بدین ترتیب که هر چه سطح ایمان افراد جامعه بیشتر باشد، نیاز به نظارت و دخالت دولت در اقتصاد کمتر و دولت کوچکتر میشود و هر چه سطح ایمان افراد کمتر باشد عکس آن رُخ می‌دهد.