سازو کارهای رسیدن به عدالت اجتماعی از منظر تعالیم اسلامی

به گزارش اداره روابط عمومی و اطلاع‌رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و به نقل از مفتاح، حجت‌الاسلام دکتر سیدحسین میرمعزی رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه در نوشتاری به تشریح عدالت اقتصادی که از شاخه‌های عدالت اجتماعی می‌باشد پرداخته است که در ادامه خدمتتان ارائه می‌گردد:

در اقتصاد، سازوکار خودکار به سازوکاری گفته می‌شود که بدون دخالت دولت در میان مردم در جریان است و مردم با انگیزه‌های شخصی خود آن را اجرا می‌کنند. عدالت اقتصادی یکی از شاخه‌های عدالت اجتماعی است. عدالت اجتماعى به معناى «دادن حق به صاحبانش» به تناسب حوزه‌‏هاى مختلف حقوق مشتمل بر عدالت سیاسى، عدالت قانونى، عدالت اقتصادى و … است.

عدالت اقتصادى درباره‌‏ى حق سهم‏برى از ثروت‏ها و درآمدهاى جامعه است و وقتى پدید مى‌‏آید که هر کس به حق خود در این زمینه دست یابد. این حقوق به وسیله‌ی خداوند تعیین شده است. امام کاظم(علیه‌السلام) به این مطلب تصریح کرده، مى‏فرمایند «انّ‏ اللَّه لایترک شیئاً من صنوف الاموال الاّ و قد قسمه واعطى کل ذى حقٍ حقّه، الخاصه والعامه والفقراء والمساکین و کل صنف من صنوف‌‏الناس. فقال لوعدل فى‌‏الناس لاستغنوا، ثم قال انّ‌‏العدل احلى من‏‌العسل و لایعدل الاّ من یُحْسِنُ‏ العدل.» اکنون جای این پرسش است که در اقتصاد اسلامی آیا سازوکار خود کاری برای تحقق عدالت اقتصادی وجود دارد؟ آن سازوکار چیست؟

مدعا این است که در اقتصاد اسلامی چنین سازوکاری وجود دارد و در صورتی که اخلاق اسلامی در جامعه نهادینه شود، این سازوکار راه اندازی شده و مردم به صورت خودکار و بدون دخالت دولت طوری عمل خواهند کرد که عدالت اقتصادی به نحو مطلوب تحقق یابد.

مقصود از اخلاق اسلامی، ملکات و رفتارهای نیکی است که اسلام در عرصه‌ی روابط انسان‌ها با خداوند و با یک‌دیگر و با اموال برای دست‌یابی به سعادت و کمال انسان سفارش کرده و بر اساس آن قواعدی اخلاقی را وضع نموده است.

در ادامه برخی از قواعد اخلاقی در عرصه‌ی رابطه‌ی انسان‌ها با یک‌دیگر که ربط بیش‌تری با بحث دارد، به عنوان نمونه ذکر می‌شود:

  1. انصاف

امام صادق(علیه‌السلام) می فرمایند: «انصاف با مردم وقتی تحقق می‌یابد که هر آن چه برای خود می پسندی برای دیگران نیز همان را بخواهی.» انصاف اصل عام اخلاقی است و سایر اصول را می توان به نوعی از مصادیق این اصل شمرد. رعایت این اصل اخلاقی مانند سایر اصول در همه‌ی عرصه های رفتاری سفارش شده و مختص به رفتارهای اقتصادی نیست. با این وجود در عرصه‌ی رفتارهای اقتصادی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

در بخش خصوصی که رفتارها به انگیزه‌ی سود شخصی انجام می‌شود، اگر فعالان بازار منصف باشند دو اثر عمده به دنبال دارد: یکی این که موجب عادلانه شدن قیمت و جلوگیری از اجحاف در بازار می‌شود؛ زیرا هر فرد عرضه کننده خود را جای تقاضا کننده می گذارد و به قیمتی عرضه خواهد کرد که اگر خودش تقاضا کننده بود آن قیمت را تأیید می کرد و دیگر این که موجب می‌شود آثار منفی عملکرد بازار به حداقل کاهش یابد زیرا هر کس در هر فعالیتی که باشد خود را به جای دیگران گذارده و درباره‌ی فعالیت خود، قضاوت می کند.

در بخش سوم اقتصاد یا اقتصاد بدون سود نیز نهادینه شدن انصاف موجب کارکرد بهتر این بخش در جهت اهداف نظام اقتصادی هم‌چون رفع فقر و توازن ثروت خواهد شد؛ زیرا هر فردی که دارای مازاد درآمد است، وقتی به فقیری که از او درخواست می کند برخورد نماید، انصافش اقتضا دارد که خود را جای او گذارده و به گونه ای که اگر خودش فقیر بود از صاحبان ثروت توقع داشت، تصمیم بگیرد. به طور قطع چنین کسی به سادگی از مازاد ثروت خود برای کمک به فقیران خواهد گذشت و بدین ترتیب بدون دخالت دولت هم فقر ریشه کن گشته و هم توازن ثروت برقرار می گردد.

  1. احسان

احسان به معنای نیکی کردن است. کار نیک کاری است که از روی خیر خواهی و در راستای سعادت انسان‌ها انجام می‌شود. این مفهوم نیز یکی از اصول اخلاقی عام در همه‌ی عرصه های اجتماعی است. با این وجود در رفتارهای اقتصادی در فرآیند کسب درآمد این اصل اخلاقی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این اخلاق در بخش خصوصی (بازار) و در بخش سوم اقتصاد (اقتصاد بدون سود) بسیار مؤثر است.

در بازار نقش این اخلاق در عادلانه شدن قیمت‌ها و سالم سازی عملکرد بازار بسیار بیش‌تر از نقش انصاف است. انصاف با مردم را می‌توان، عدالت اخلاقی نامید. احسان مرتبه‌ی بالاتری است و چنان که «علامه‌ی طباطبایی» فرمود: «شامل ابتدا نمودن به کار نیک نیز می‌شود.» در بخش سوم نیز روشن است که نهادینه شدن این اخلاق تأثیر به سزایی در گسترش عملکرد این بخش دارد؛ زیرا یکی از مصادیق روشن احسان دستگیری از فقیران و ضعیفان اقتصادی است.

  1. جود و سخاوت

جود وسخاوت در مقابل بُخل به معنای بخشش چیزی است که انسان با تلاش به دست آورده است. امام صادق(علیه‌السلام) از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل می‌کنند که فرمود: «سخاوت امری است که بر هر آن چه محبوب است، واقع می‌شود. کم‌ترین آن‌ها دنیا است.»

جود و سخاوت در بُعد فردی هم موجب رفع فقر از دیگران می شود و هم موجب افزایش روزی فرد بخشنده می گردد و در بُعد کلان تعمیم این دو اثر به معنای تحقق همزمان رشد و عدالت است. صفات دیگری هم‌چون مواسات، رفق، مدارا و ایثار نیز دارای آثار مشابهی بر عدالت هستند.

نتیجه

نهادینه شدن اخلاق اقتصادی اسلام در جامعه موجب به وجود آمدن سازوکاری خودکار برای تحقق عدالت اقتصادی خواهد شد و هر چه اخلاق اسلامی به صورت گسترده‌تر و فراگیرتر در جامعه نهادینه شود، از نقش و وظایف دولت در بر قراری عدالت اقتصادی کاسته گشته و به میزانی که جامعه از اخلاق اسلامی فاصله بگیرد، نقش دولت در این زمینه بیش‌تر شده و وظایف او سنگین‌تر می‌شود.

آن چه درباره‌ی رابطه‌ی اخلاق اقتصادی اسلام و عدالت اقتصادی بیان شد، قابل تعمیم به اخلاق اسلامی و عدالت اجتماعی است. هم‌چنین می‌توان اثبات کرد که نهادینه شدن اخلاق اسلامی در جامعه افزون بر اثری که در تکامل معنوی آحاد جامعه دارد موجب به وجود آمدن سازوکار خودکاری برای تحقق همزمان عدالت و پیشرفت می‌گردد.

بر این اساس یکی از مهم‌ترین راهکارهای تحقق همزمان عدالت، پیشرفت و معنویت نهادینه کردن اخلاق اسلامی در جامعه است. در صورتی که جامعه‌ی اسلامی متخلق به اخلاق اسلامی شود، نقش اصلی را در تحقق همزمان عدالت، پیشرفت و معنویت مردم بر عهده می‌گیرند و دولت نقش مکمل را ایفا می‌کند و هر چه جامعه‌ی اسلامی از این اخلاق فاصله بگیرد، مردم در تحقق این امور نقش کم‌تری یافته و دولت نقش جانشین مردم را بر عهده می‌گیرد و این امر موجب بزرگ شدن نقش و وظایف دولت و در نتیجه بزرگ شدن اندازه‌ی دولت خواهد شد.

متأسفانه سیاست‌گذاران به کارکرد اخلاق اسلامی در راستای تحقق همزمان پیشرفت، عدالت و معنویت توجه لازم را ننموده و از این رو برای نهادینه شدن آن در جامعه تلاش لازم را نمی‌کنند.برای جبران این نقص پیشنهاد می‌شود چشم انداز بیست ساله‌ی ابعاد اخلاقی جامعه‌ی اسلامی تنظیم شود و برای تحقق اخلاق اسلامی، ضمن تدوین سیاست‌های کلی ثابت، برنامه‌های بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت تدوین شود و به اجرا درآید.