به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دکتر علیرضا دانشیار، عضو هئیت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در هم اندیشی علمی میراث اجتماعی و تمدنی رهبر شهید(ره) که یکشنبه و دوشنبه و ۸ تیــر ماه ۱۴۰۵ در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی دفتر تهران و قم برگزار شد،با اشاره به نگرشِ ارجاع و بازنماییِ متونِ دینی در دیدگاهِ شهید آیتالله خامنهای بیان کرد:بیگمان، قرآن کریم بهعنوان یکی از منابعِ اصلی در نگرشِ اجتماعی و سیاسیِ امام شهید شناخته میشود. این نگرش، بهشیوهی ارجاع، بازنمایی، بازخوانی و آگاهیدهی به متونِ دینی و قرآن، در آثار و فعالیتهایِ فرهنگی و علمیِ ایشان بهروشنی دیده میشود. این موضوع را هم در دورانِ پیش از انقلاب و هم در دورانِ پس از آن، در قالبِ محافل و جلساتِ تفسیری، و نیز در ترجمهی برخی از آثارِ اندیشمندانِ مسلمان، بهوضوح میتوان مشاهده کرد.
در ادامه متن کامل سخنرانی دکتر علیرضا دانشار در این هم اندیشی علمی را میخوانیم:
۱. قرآن؛ منبعِ اصلیِ نگرشِ اجتماعی و سیاسیِ شهید خامنهای
بیگمان، قرآن کریم بهعنوان یکی از منابعِ اصلی در نگرشِ اجتماعی و سیاسیِ امام شهید شناخته میشود. این نگرش، بهشیوهی ارجاع، بازنمایی، بازخوانی و آگاهیدهی به متونِ دینی و قرآن، در آثار و فعالیتهایِ فرهنگی و علمیِ ایشان بهروشنی دیده میشود. این موضوع را هم در دورانِ پیش از انقلاب و هم در دورانِ پس از آن، در قالبِ محافل و جلساتِ تفسیری، و نیز در ترجمهی برخی از آثارِ اندیشمندانِ مسلمان، بهوضوح میتوان مشاهده کرد.
۲-۱. چراییِ طرحِ این مسئله
این مسئله از آن رو مطرح میشود که واژگان و ادبیاتِ دانشگاهیِ رایج غرب، درکِ فکری، اندیشهای و اجتماعیِ محدودی را از نگرشِ اجتماعیِ اسلام در عرصههایِ رسانهای، اجتماعی، سیاسی و دانشگاهی بهوجود آورده است. این ادبیات، همچنان تلاش میکند تا دیدگاهی رایج از اسلام را تبلیغ کند که یا مطابق با نیاتِ لیبرالیستی و تقلیلگرایانه است، یا چهرهای خشن و غیرواقعی از اندیشهی اجتماعی و سیاسیِ اسلام بهنمایش میگذارد. در حالی که اسلام، بهعنوانِ پدیدهای جامع و فراگیر در ابعادِ اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، هرگز به این بازنماییهایِ مغرضانه و محدودِ غربی فروکاسته نمیشود.
شهید خامنهای، این ایدهی تبلیغاتی، دروغین و محدودِ غربی دربارهی اسلام و قرآن را بهشدت رد کرده و همواره موردِ نقد و بررسیِ دقیق قرار داده است. این رویکرد، چه در قبل و چه در بعد از انقلاب، در اندیشه و عملِ ایشان بهصورتی بارز قابلِ مشاهده است.
۲. کاربردیسازیِ قرآن در زمینههایِ اجتماعی و سیاسی
همانگونه که در بحثهایِ پیشین نیز اشاره شد، مسئلهی کاربردیسازیِ قرآن و استفاده از آن در زمینههایِ اجتماعی و سیاسی، در رویکردِ شهید خامنهای، با توجه به بازنماییهایِ منفیای که از اسلام صورت میگرفت، بهوضوح دیده میشود. آثار و فعالیتهایِ علمی و فرهنگیِ ایشان – اعم از آثارِ مکتوب و شفاهی، و نیز فعالیتهایِ سیاسی و اجتماعی – گویایِ چه چیزی است؟ گویایِ تلاشِ مداوم، مستمر، پیوسته و پیگیر در کاربردیسازی و آگاهیبخشی در زمینهی مباحث و نگرشِ اجتماعی بود.
با یک دیدِ کلی به فعالیتها و آثارِ ایشان، درمییابیم که منابعِ دینی، برایِ ایشان، صرفاً برای مطالعهی نظری و یا نگاهی تقلیلگرایانه و محدود به مسائلِ خاص نبوده است؛ بلکه این منظومهی فکری، حاویِ اندیشهای بوده که از دورانِ مبارزاتیِ ایشان، بهصورتِ آهسته و پیوسته، در پیِ ساخت و بازسازیِ «اندیشهی اسلامی» و در پیِ آن، ساخت و بازسازیِ بنیانهایِ اجتماعی، فرهنگی و سیاسی – در هر دو بُعدِ نظر و عمل – بوده است. این اندیشه، همواره با عناصر و متونِ دینی، بهویژه قرآن، پشتیبانی میشده است.
۳. روشِ ارجاع و بازنماییِ متونِ دینی در اندیشهی شهید خامنهای
روشِ ارجاع و بازنماییِ متونِ دینی در دیدگاهِ شهید خامنهای، بهخوبی نشان میدهد که اولویتبندیِ موضوعی و احساسِ نیاز به بازسازی و بازنمایی مسائلِ پیشرو، همواره در اندیشهی ایشان جایگاهی محوری داشته است. این اولویتبندی، در دورانِ پیش از انقلاب (دورهی مبارزه)، معطوف به استراتژیِ «صبر و مبارزه» بوده است؛ و در دورانِ پس از انقلاب، معطوف به بازسازیِ نظامِ سیاسیِ نوپا و مقابله با چالشهایِ داخلی و خارجی بود.
شیوه ارجاع به متنِ قرآن و بازنمایی آن و توجه به مسائل و موضوعاتِ جدید، بهصورتِ پیوسته در دیدگاهِ ایشان مطرح بوده است. در واقع، شهید خامنهای برای این منظور، قرآن را بهعنوانِ منبعِ ارجاعی انتخاب میکنند و اندیشهی فکری و اجتماعیِ خود را با آن تنظیم و تحلیل مینمایند.
۴. مراحلِ سهگانهی نگرشِ ارجاع و بازنمایی
در اندیشهی شهید خامنهای، میتوان سه مرحلهی مشخص را در نگرشِ ارجاع و بازنماییِ متونِ دینی شناسایی کرد:
مرحلهی اول: بازتعریفِ مفاهیم
این مرحله، مرتبط با مفاهیمی است که تلاش میشود در ابعادِ اجتماعی و سیاسی، تفسیر و بازتعریف شوند. در این مرحله، ایشان مفاهیمِ کلیدیِ اسلامی را در چارچوبِ مسائلِ روز، بازتعریف میکنند تا کارآمدیِ آنها را در عرصهی اجتماع بهنمایش بگذارند.
مرحلهی دوم: بازنماییِ چهرهی اصیل
این مرحله، معطوف به ارائهی چهرهای کامل، جامع، اجتماعی، سیاسی و حیاتبخش از مفاهیمِ دینی و قرآنی است. این بازنمایی، در برابرِ بازنماییهایِ کاذب، غیرواقعی و مغرضانهای قرار میگیرد که از سویِ فضای مجازی و رسانه ای نظامِ سلطهگرِ غربی از اسلام و قرآن ارائه میشود.
مرحلهی سوم: بازسازی
این مرحله، تلاش برای بازسازی اندیشه و عمل مبارزه، مقاومت و تشکیلِ ساختارهایِ نوین و حتی اندیشهسازیِ مرتبط با اسلام است. این مسئله، بهویژه در دورانِ پس از انقلاب اسلامی، بهوضوح مشاهده میشود که رجوع به متنِ دین افزایش مییابد و رویکردِ بازسازی و ارائهی چهرهی جامع و کامل از اسلام که در سطح اجتماع و نظام سیاسی دگرگون ساز و تاثیرگذار است. این مرحله، در ساختِ اجتماع، نگرشِ اجتماعی، فرهنگِ متعالیِ اسلامی، نظامِ سیاسیِ نوین، و بازنگری در اندیشهی سیاسیِ غرببنیان، بهکار گرفته شده و همواره از سویِ ایشان توصیه شده است.
۵. مصادیقِ بازخوانی و آگاهیدهی در فعالیتهای علمیِ شهید خامنهای
در سه مرحلهی فوق، بازخوانی و آگاهیدهی نسبت به محتوای قرآن، در فعالیتهای علمی و فرهنگیِ ایشان بهوضوح قابلِ مشاهده است. از جملهی این مصادیق:
۱.سلسلهجلساتِ تفسیری
در این جلسات، ایشان تفسیری اجتماعی-سیاسی را در قالبِ مسائلِ روز بیان میکنند. این سلسلهجلسات، هم در دورانِ پیش از انقلاب و هم در دورانِ پس از آن، مطرح بوده و در آثارِ مختلفی از ایشان بهچاپ رسیده است.
- تفسیر «بیان قرآن»
سلسله جلسات تفسیر قرآن شهید خامنه ای که در قالب کتاب های بیان قرآن نیز چاپ شده اند نظیر تفسیر سورهی مجادله (از سورههای مدنی)، تفسیر سوره ممتحنه و تفسیر سورهی توبه، در این تفاسیر، نوع دیگری از شیوهی کاربردیسازی و بازنماییِ نگرشِ قرآنی مشاهده میشود که در آن، بازتعریفِ مفاهیمِ دینی و نسبتِ آن با مسائلِ اجتماعی و سیاسیِ جدید، بهخوبی بهنمایش گذاشته شده است.
۳. تفسیرهایِ سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و اعتقادی در دورانِ رهبری
در دورانِ پس از رهبریِ ایشان، این شیوه و روش، در قالبِ بیانات و سخنرانیهایِ پیوسته، مداوم و پیگیر، ادامه یافت. در این دوره، تبیین و تفسیرِ سورهها و آیاتِ قرآنی، بیشتر در قالبِ مفاهیم و موضوعاتِ قرآنی صورت گرفت که جنبهی اجتماعیِ آنها، بروز و ظهورِ گستردهای داشت. یکی از مهمترین ویژگیهایِ این دوره، ارتباطِ این مباحث با حیات و زندگیِ قرآنی، و عجینشدنِ مفاهیمِ قرآنی با حیاتِ فردی و اجتماعی بود که در دیدگاهِ ایشان بهصورتِ گسترده مطرح میشد.
برای نمونه، ایشان در یکی از بیاناتِ خود فرمودند:
«در این چهارچوب، بایستی واردِ سازندگیِ قرآنی شد و کارهایِ اساسی را انجام داد برای اینکه محتواها، به معنایِ حقیقیِ کلمه، قرآنی بشود؛ رفتارِ فردیِ ما، رفتارِ مدیریتیِ ما، رفتارهایِ سازمانیِ ما و غیره» (خامنهای، سیدعلی. (۲۸/۰۷/۱۳۸۸). بیانات در دیدار جمعی از بانوان قرآنپژوه کشور. برگرفته از پایگاه اطلاعرسانی مقام معظم رهبری)
۶. نگرشِ ارجاع و بازنمایی در دو بُعدِ پیش و پس از انقلاب
همانگونه که اشاره شد، استفاده از کاربردیسازیِ متونِ دینی در مراحلِ زندگیِ سیاسیِ شهید خامنهای، در دو بُعدِ اصلی قابلِ بررسی است:
بُعد اول: دورانِ پیش از انقلاب
در این دوران، تلاشِ ایشان بر ساختِ مبارزه و مقاومت در سطحِ اجتماعی، همراه با آگاهیبخشی و تفسیرِ دگرگونساز از منابعِ دینی متمرکز بود. این رویکرد، در کنارِ استراتژیِ «صبر» و «تلاشِ مداومِ علمی و فرهنگی» و «امید به آینده» شکل گرفت. یک نمونهی بارزِ این تلاش، ترجمهی کتابِ «آینده در قلمروِ اسلام» (ترجمهی کتابِ «المستقبل لهذاالدین» اثرِ سیدقطب، متفکرِ مصری) است که در مقدمهی آن، ایشان دلایلی را برای این ترجمه ذکر میکنند که نشاندهندهی امیدِ ایشان به پیروزیِ نهاییِ مبارزات و مقاومت است.
بُعد دوم: دورانِ پس از انقلاب
در این دوران، رجوع به متنِ دین افزایش یافت و رویکردِ بازنمایی و ارائهی چهرهی اصیل از اسلام، در مقابلِ مخدوشسازیِ نظامِ تبلیغاتی و سلطهگرِ غربی، آغاز شد. این مرحله، مرتبط با بازسازیِ نظامِ اجتماعی، سیاسی و بازسازیِ فرهنگِ متعالی بود. ایشان در این دوران، همواره بر بازنگری در اندیشهی سیاسیِ غرببنیان و ارائهی طرحی کلی از اندیشهی اسلامی متناظر با اجتماع، تأکید داشتند. بهعبارتِ دیگر، در طرحِ کلیِ ایشان، همهی ابعادِ سلبی و ایجابیِ نگرش و ارجاع به متونِ دینی (با محوریتِ قرآن) و تلاش برای بازسازیِ اندیشه و عملِ دینی، در کنارِ یکدیگر قرار میگیرند و اولویتبندی میشوند.
۷. تفاوتِ اولویتبندی در دو دوره
در دورانِ پیش از انقلاب، این رویکرد متمرکز بر ساختِ مقاومت و ناظر بر مبارزه با ساختارِ فاسدِ نظامِ سیاسیِ آن دوره بود. اما در دورانِ پس از انقلاب، علاوه بر بازسازیِ سیستمِ سیاسی و تلاش برای بهرهوری و کارآمدیِ بیشتر و مبارزه با چالشهایِ درونیِ نظامِ سیاسیِ مستقر، جنبهی مبارزاتی و مقاومت در برابرِ سلطهی خارجی و بازآفرینی و بازسازیِ گفتمانِ مقاومت، پررنگتر، مستحکمتر و پایدارتر از دورانِ پیش از انقلاب شد.
در همهی دورانِ زندگیِ ایشان، نگرش و ارجاع به متونِ دینی و تلاش برای بازسازیِ اندیشهی دینی، در سایرِ عرصههایِ هنری (هنرِ انقلابی و اسلامی در قالبِ شعر، داستان، سرود، فیلم و غیره) و حتی در عرصهی علومِ انسانی، همواره موردِ تأکید و مطالبهی ایشان از اندیشمندان، هنرمندان و نخبگانِ علمی بوده است. ایشان بهصورتِ مداوم، از آنان میخواستند که در این عرصهها، به بازسازی و نگرشِ اسلامی بپردازند.
بهبیانی، سرتاسرِ آثار، پروژهی فکری و دغدغههایِ فکریِ ایشان را میتوان در قالبِ تلاش برای بازنمایی، بازسازی و حرکت در خطِّ اسلامِ اصیل، مبتنی بر تفسیرِ انضمامیِ متونِ دینی، بدونِ فروکاستن به رویکردهایِ تقلیلگرایانه، خلاصه کرد. این، اندیشه و نگرشی بود که دارای بُعدِ عملی، حرکتآفرین و دگرگونکننده بود.
۸. یافتهها و نتایجِ پژوهش
بر اساسِ مطالبی که عرض شد، میتوان به نتایجِ زیر دست یافت:
نتیجهی اول: استقلالِ گفتمانی
طرحِ فکری، سیاسی و اجتماعیِ شهید آیتالله خامنهای، اگرچه با گفتمانهایِ زمانه و نظریاتِ رقیب (چپِ مارکسیستی و لیبرالیستی) مواجه بود، اما هرگز تحتِ تأثیرِ ادبیات و گفتمانهایِ آنها قرار نگرفت و توانست ادبیاتِ گفتمانیِ اصیلِ خود را که با متونِ دینیِ اصیل (نظیرِ قرآن) عجین شده بود، حفظ کند.
نتیجهی دوم: برجستگیِ الگویِ روشی
آنچه رویکردِ شهید آیتالله خامنهای را مهم و برجسته میکند، الگویِ روشیِ نگرش و ارجاع به متونِ دینی و کوشش برای بازسازیِ مفاهیم و عناصرِ اصلیِ اندیشهی دینی و سیاسی از متونِ اصیلِ اسلامی است. اگرچه بخشهایِ قابلِ ملاحظهای از این نگرش، در بیاناتِ عمومی و آثارِ شفاهیِ ایشان تبلور یافته است، اما تلاشِ مداوم و علمیِ ایشان، بر برانگیختنِ انسانِ اسلامی در بازسازیِ اندیشهی دینی و بالفعلسازیِ پتانسیلِ نهفته در متونِ دینی – در همهی حوزههایِ سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و غیره – متمرکز بوده است.
نتیجهی سوم: برانگیختگیِ علمی و بازگشت به داراییهایِ علمی
این مسئله را در دیدگاهِ شهید مطهری نیز میتوان بهوضوح مشاهده کرد که بر «برانگیختگیِ علمیِ انسانِ اسلامی» و «بازگشت به داراییهایِ علمی و فراموششدهاش» تأکید داشت. شهید خامنهای نیز این برانگیختگی علمی را – نه فقط برای عمومِ مردم، بلکه برای نخبگان و پژوهشگران – بهصورتِ مداوم یادآوری میکردند که در نوعِ خود بینظیر است.
نتیجهی چهارم: راهبردِ عاقلانه و صبرِ استراتژیک
رویکردِ اندیشهی دینی و سیاسیِ امام شهید، چه در طرحِ مبارزه و مقاومت (بهویژه در بعد از انقلاب و در برابرِ نظامِ سلطه) و چه در ابعادِ ایجابی (نظیرِ ساخت و بازتعریفِ نظامِ اجتماعی، فرهنگی و سیاسیِ اسلامی)، یک راهبرد و فرایندِ عاقلانه و صبرِ استراتژیک بود. ایشان در کارِ خود عجله نداشتند، عاقلانه رفتار میکردند و تفسیری علمی و عینی از الهیاتِ انقلابی را با تکیه بر متونِ دینی و قرآن ارائه دادند و آن را هم در نظر و هم در عمل بهنمایش گذاشتند.
نتیجهی پنجم: غفلتِ معاصرت
بهنظر میآید آنچه باعثِ غفلت از منظومهی فکریِ ایشان شده است، مسئلهی «معاصرت» است؛ یعنی اینکه همعصرِ با یک اندیشه بودن، لزوماً به معنای درکِ دقیق و درستِ آن اندیشه نیست. نگرش و بازنماییِ تاریخِ خدماتِ علمی و فرهنگیِ ایشان به ایران، این حقیقت را آشکار میسازد که درکِ عمیقِ اندیشهی ایشان، نیازمندِ فراروی از ظاهرِ بیاناتِ عمومی و ورود به لایههایِ عمیقترِ فکریِ ایشان است.
نتیجهی ششم (پایانی): شهادت، امضای خونین بر تاریخ
و در نهایت، شهادتِ ایشان، نماد و بازنماییِ عینیِ این اندیشه بود؛ امضایی خونین در دفتر و کتابِ تاریخِ کهنبومِ ایران، با مشتِ گرهکردهای که بهصورتِ عینی و آگاهانه، مقاومت را از متنِ نظر به صحنهی عمل آورد و به مردمِ ایران و همهی جهانیان نشان داد که این اندیشه، تا پایِ جان، پایدار و استوار است.
۹. سخنِ پایانی
با تشکر از صبر و حوصلهی شما عزیزان که عرایضِ این بنده را تحمّل فرمودید. امید است که این واکاویِ هرچند مختصر، بتواند گامی در جهتِ شناختِ عمیقترِ ابعادِ فکری و روششناختیِ شهید آیتالله خامنهای و نقشِ بیبدیلِ قرآن در منظومهی فکریِ ایشان باشد.











