انتقام در سطح بین‌الملل؛ ابزاری برای بازدارندگی و تضمین امنیت ملی

سیدسجاد ایزدهی

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به نقل از خبرگزاری فارس، حجت الاسلام دکتر سیدسجاد ایزدهی رئیس پژوهشکده نظام های اسلامی پژوهشگاه، عصر یکشنبه ٢۸ تیرماه، در میز تخصصی فقه همایش بین‌المللی تحقق وعده انتقام که در دانشگاه باقرالعلوم(ع) برگزار شد، در موضوع وعده انتقام، امنیت ملی و امنیت منطقه‌ای در منظومه مقاومت به سخنرانی پرداخت.وی در آغاز سخنان خود با ترسیم سه حالت کلی مواجهه با دشمن اظهار داشت: حالت نخست جهاد ابتدایی است؛ آنجا که قدرت ما برتر از دشمن است و می‌توانیم او را از بین ببریم.وی افزود: حالت دوم دفاع است؛ جایی که قدرت متناسبی داریم و دشمن حمله می‌کند و ما در مقام دفع و عقب راندن او هستیم. اما حالت سوم جایی است که ما در موقعیت ضعف نسبی یا مطلق قرار داریم؛ اینجا دیگر نه جهاد ممکن است و نه دفاع کلاسیک و احتمال شکست به شدت بالا است.

ایزدهی با طرح این پرسش که در حالت ضعف چه باید کرد، تصریح کرد: در چنین موقعیتی سه گزینه داریم: حمله که ممکن نیست، دفع که امکان ندارد، و تسلیم و سازش. اما گزینه چهارمی هم هست و آن مقاومت است. مقاومت یعنی ما در حالی که قدرت برتر نداریم، تسلیم نمی‌شویم و مواجهه‌مان را ادامه می‌دهیم؛ به گونه‌ای که هویت و ساختار خود را حفظ کنیم، تاب‌آوری داشته باشیم و این ضعف را به قدرت نسبی تبدیل کنیم. اینجا دیگر بحث رفع و دفع دشمن مطرح نیست، بلکه تاب‌آوری، صعود تدریجی و تغییر موازنه قدرت مسئله اصلی است.

وی با اشاره به ادبیات فقه شیعه در این زمینه خاطرنشان کرد: در فقه شیعه مفهومی به نام تقیه وجود دارد که برخی آن را انفعال محض می‌پندارند، اما امام شهید تأکید داشتند که تقیه رویکرد نظامی دارد و در مقام انفعال مطلق نیست. وی ادامه داد: تقیه یعنی بر حذر داشتن از دشمن، حفاظت از هویت و وجود خود برای رسیدن به قدرت. در تاریخ اسلام می‌بینیم که از زمان امام سجاد(ع) به تدریج حجم تقیه کم و قدرت شیعه افزوده می‌شود، تا جایی که در قرن سوم و چهارم تقریباً تمام حاکمان جهان اسلام شیعه بودند. این سیر صعودی بر اساس یک عقلانیت مواجهه رقم خورد.
رئیس پژوهشکده نظام های اسلامی پژوهشگاه با تأکید بر اینکه مقاومت فقط یک تاکتیک نظامی نیست، ابعاد مختلف آن را برشمرد و گفت: اگر حمله دشمن در حوزه فرهنگ باشد، مقاومت فرهنگی است؛ اگر در اقتصاد باشد، اقتصاد مقاومتی با مؤلفه‌های خوداتکایی و استقلال؛ و در نهایت مقاومت تمدنی یعنی تمدن ما باید چنان بالا بیاید که دشمن امکان محو ما را نداشته باشد. نکته مهم این است که منطق مقاومت، منطق مستضعفین علیه مستکبرین است، نه منطق مسلمان علیه کافر یا شیعه علیه مشرک. لذا منطق مقاومت یک منطق جهانی و انسانی است.
وی با مقایسه منطق مقاومت با منطق رقیب پیش از انقلاب اسلامی تصریح کرد: منطق بدیل، منطق ناسیونالیسم و سوسیالیسم بود که ذیل پارادایم مادی و الحادی تعریف می‌شد و شعارش مبارزه طبقه کارگر علیه سرمایه‌دار بود. اما جمهوری اسلامی منطق مبارزه را از امپریالیسم به استکبار تغییر داد و گفتمان استضعاف و استکبار را ایجاد کرد. در این گفتمان، از هر جای عالم، هر ضعیفی در برابر هر ظالمی چه مسلمان باشد، خواه مسیحی و ملحد حق مقاومت دارد.
ایزدهی در بخش تحلیلی سخنان خود به تفاوت بنیادین دو مفهوم قصاص و انتقام در ادبیات قرآنی پرداخت و اظهار داشت: قصاص مختص درون جامعه اسلامی است؛ جایی که حاکمیت اسلامی محقق است، قاضی عادل وجود دارد و معیار قضاوت بر اساس احکام الهی است. فلسفه قصاص در آیه وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ این نیست که دل صاحب‌عزا خنک شود، بلکه تضمین حیات اجتماعی و جلوگیری از مباح شدن خون مردم در آینده است.

رئیس پژوهشکده نظام های اسلامی پژوهشگاه افزود: اما در حوزه بین‌الملل، ما فاقد یک حاکم بالاتر از طرفین دعوا هستیم. سازمان ملل اگر می‌خواست حق ما را بگیرد، وقتی بدون بهانه به ما حمله کردند محکوم می‌کرد؛ وقتی سایت هسته‌ای ما را بمباران کردند آژانس لااقل یک محکومیت صادر می‌کرد.

وی با اشاره به ادبیات قرآنی درباره مواجهه با دشمن خارجی تصریح کرد: قرآن وقتی با شهروند داخلی سروکار دارد، از قصاص سخن می‌گوید، اما وقتی با دشمن و عدو مواجه می‌شود، می‌فرماید فَمَنِ اعْتَدی‌ عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدی‌ عَلَیْکُمْ، در جنگ بدر نیز پیامبر(ص) چون نمی‌توانست اموال مصادره‌شده مسلمانان در مکه را پس بگیرد، رفت از مشرکین تقاص کرد. این یعنی تسلیم نشد، مواجهه به قدر ممکن کرد.

ایزدهی با جمع‌بندی این بحث تأکید کرد: قصاص در حوزه داخلی برای تضمین حیات اجتماعی است و انتقام در حوزه بین‌الملل برای تضمین امنیت ملی. مسئله اصلی در انتقام، کشتن قاتل برای دل خنک کردن نیست، بلکه ایجاد بازدارندگی است. اگر توانستید به گونه‌ای با دشمن مواجه شوید که هزینه‌ای برایش ایجاد شود و دیگر حمله نکند، این می‌شود انتقام. ممکن است این مواجهه کشتن یک نفر باشد، ممکن است به شکل دیگری باشد.

رئیس پژوهشکده نظام های اسلامی پژوهشگاه با اشاره به بحث فقهی حربی تأکید کرد: در جنگ تحمیلی دوم و پس از تهدید جان رهبر شهید، علما فتوا دادند که حکم محارب قتل است، اما محارب مفهومی درون‌کشوری است. آن کس که رهبر ما را تهدید کرده، محارب نیست، بلکه حربی است. حربی در فقه ما جانش، خونش و مالش مباح است و اصلاً بحثی در آن نیست. لذا کسانی که آمران، مسببان و مباشران قتل و ترور امام شهید، شهدای مینا و سرداران ما هستند، نه فقط به خاطر انتقام که اساساً طبق روال هم اگر نمی‌کشتیمشان باید از بین می‌رفتند. مسئله این است که با از بین رفتن آن‌ها فضای امنیت برای ما حاصل شود.

ایزدهی در تشریح پیوند انتقام با امنیت ملی و منطقه‌ای خاطرنشان کرد: انتقام در حوزه مقاومت باید امنیت ملی ما را تضمین کند. امروز اگر انتقام می‌گیریم، باید به گونه‌ای با دشمن مواجه شویم که بر اساس آیه «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ» دیگر فتنه‌ای نباشد. اما این فقط به امنیت ملی ایران محدود نیست؛ امنیت منطقه‌ای هم مطرح است. یعنی اگر دشمن به عمق نفوذ منطقه‌ای ما حمله کرد، اگر نصرالله را زد، باید آنچنان ضربه‌ای بخورد که مقاومت منطقه‌ای هم مصون بماند. امنیت یمن، امنیت لبنان، امنیت عراق، همه اینها پازل‌های مقاومت و پازل‌های انتقام هستند.

وی در پایان با تأکید بر عقلانیت حاکم بر فرایند انتقام تصریح کرد: باید تأکید بر انتقام کنیم، اما با عقلانیت. چنان که ابومهدی مهندس گفت: قلب گرم، عقل سرد. یعنی خیلی مدبرانه کار را پیش ببریم. یک‌دفعه حمله‌ای کنیم که همه شهید شویم و اتفاقی نیفتد، این مسئله را حل نمی‌کند. مسئله این است که دشمن را از بین ببریم. این فرایند باید امتداد پیدا کند و به گمان من این اتفاق دارد می‌افتد.

رئیس پژوهشکده نظام های اسلامی پژوهشگاه ادامه داد: از زمان انقلاب اسلامی تا حالا ببینید ما کجا بودیم و آنها کجا بودند، ما حالا کجاییم و آنها کجایند. این نسبت متفاوت شده و لذاست که ما امروز یک‌تنه در مقابل آنها ایستاده‌ایم. انتقام یک مقوله عقلانی است؛ در داخل، قصاص ایجاد امنیت می‌کند و در حوزه بین‌الملل، انتقام تضمین‌کننده امنیت و بازدارندگی است. اگر چنان که در فرایند مقاومت از ضعف به سمت بالا می‌رویم، باید هزینه را برای آمریکا چنان سنگین کنیم که بودن در منطقه برایش نَصْرِفَد و مجبور به خروج شود.