پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در مسیر گام دوم انقلاب

پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی همانگونه که از آغاز تاسیس چشم اندازی بیست ساله و اصول راهبردی را تدوین و اقدامات خود را بر اساس آن سامان داده بود؛ اینک نیز شایسته است به تدوین چشم اندازی چهل ساله همت گمارد که روح حاکم بر آن همان گام‌هایی باشد که در بیانیه گام دوم مورد تصریح یا اشاره قرا گرفته است. و به این ترتیب نظام اولویتهای پژوهشی خود را سامان بدهد.

پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در مسیر گام دوم انقلاب؛
از تدوین چشم انداز دوم تا ساماندهی به نظام اولویت های پژوهشی

نوشتاری از دکتر محمد عابدی عضو هیأت علمی گروه قرآن پژوهی پژوهشگاه فرهنگ اندیشه اسلامی

 

بیانیه گام دوم انقلاب به عنوان نقشه راهی که انقلاب اسلامی قرار است در مرحله دوم بلوغ خود بپیماید، از زوایا مختلف شایسته تعمق و قابل ارزیابی است و هر مخاطبی در میان نهادها و موسسات و مراکز اندیشه ورز و…. البته متناسب با ظرفیتها و فلسفه وجودی خود و جایگاهش در هندسه نظام جمهوری اسلامی، وظایف و نقش‌هایی را عهده دار است.

شاید از یک منظر بتوان توضیح داد که در مواجهه با بیانه گام دوم انقلاب، دست کم چند رویکرد شایسته توجه است که فهرست آن چنین است:

۱٫تبیین و تشریح وظایف مردم نسبت به گام دوم:

وجهی از بیانیه خطاب به مردم و شهروندان و جوانان و ….است. اگر مخاطب این بیانیه را عموم مردم و شهروندان جامعه اسلامی بدانیم، در این صورت اولین قدم برای فعال سازی گام دوم، تبیین و تشریح بیانیه است؛به ‌گونه‌ای که به مطالبه عمومی و گفتمان غالب و مطالبه شهروندی تبدیل شود.در این مواجهه دستگاه‌هایی که بیشتر نقش ترویجی و فرهنگ گستری دارند مخاطب بیاینه خواهند بود و دستگاه‌هایی چون پژوهشگاه می توانند تا جایی که اهداف و چشم اندازها و افقهای کاری شان اجازه ایفای نقش می دهند وارد شوند.

۲٫توجه به وظایف دستگاه‌های نظام اسلامی به معنای عام وفراگیر آن:

اگر به خاستگاه صدور بیانیه توجه شود که توسط رهبر «انقلاب» صادر شده است، لازم خواهد بود دستگاه‌های نظام اسلامی مخاطب آن دانسته شوند و در مواجهه با آن این مخاطبان خود را بیابند و جایگاه،نقش و کارکرد خود را متناسب با آن بازتعریف کنند.

۳٫عنایت به وظایف دستگاه‌های همسو مانند دستگاه‌های اندیشه ورز یا فرهنگی:

پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی به عنوان موسسه‌ای که وظیفه خود را «نظریه‌پردازی و نوآوری علمی به‌منظور بسط مرزهای معرفت، و نیز مطالعات راهبردی و کاربردی گره‌گشا، در قلمرو حکمت و اندیشه دینی، فرهنگ و علوم انسانی اسلامی » می داند، شایسته است جایگاه خود را در میان نهادهای متناظر و همسو …بیاید و متناسب با آن برنامه ریزی کند.

۴٫ تبیین جایگاه، نقش و وظایف خاص مانند پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

اگر بخواهیم با رویکرد چهارم وارد بحث شویم می توان گفت وظایف پژوهشگاه در دو بخش عمده خلاصه می شود:

الف. تبیین وظایف دیگران( مردم؛ نهادها؛ و…..) نسبت به این بیانیه:

در این بعد پژوهشگاه می تواند نقش حمایتگری و تبلیغ و ترویج به عهده بگیرد ودر مقام مذکور به برگزاری همایشها؛ نشستها، فرهنگ سازی،تدوین کتب و نشریات ترویجی ت و …..روی آورد.

ب. توجه به جایگاه خود پژوهشگاه نسبت به بیانیه در هندسه دستگاه‌های دیگر:

در این بخش مهم‌ترین وظیفه پژوهشگاه بازتعریف اهداف، رسالتها، چشم اندازها و اصول راهبردی و افقهای پیش روی آن و…. در نسبت با بیانیه مذکور است.برای مثال اهداف پژوهشگاه تاکنون که بالطبع مربوط به گام اول انقلاب خواهد شد را مرور می کنیم:
۱٫ نظریه‌پردازی و نوآوری علمی به‌منظور بسط مرزهای معرفت، و نیز مطالعات راهبردی و کاربردی گره‌گشا، در قلمرو حکمت و اندیشه دینی، فرهنگ و علوم انسانی اسلامی.
۲٫تعمیق و تحکیم بنیادهای معرفتی گفتمان فکری انقلاب اسلامی و رفع نیازمندی‌های نظری جمهوری اسلامی در زمینهه نظامات اجتماعی و رفتاری اسلام و ارایه الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت.
۳٫ بازشناسی، نقادی، بازپیرایی و بازارایه مواریث معرفتی بازمانده از سلف صالح، در حوزه دین‌پژوهی، فرهنگ و اندیشه دینی و نظامات اجتماعی اسلام.
۴٫ مطالعه مقایسه‌ای (تطبیقی) و نقد مبتکرانه و روشمند مکاتب و نظریه‌های معارض و رقیب حکمت و اندیشه دینی، فرهنگ و علوم انسانی اسلامی.
۵٫دفاع علمی از حکمت و معرفت دینی و فرهنگ اصیل اسلامی.
۶٫ بازآرایی و ارایه شایسته و اثربخش مبانی و معارف دینی، براساس تعالیم وحیانی و مکتب اهل‌بیت(ع)، ناظر به نظرها و نیازهای نوپدید.
۷٫تربیت صاحب‌نظران متعهد و متمحض، کارآ و زمان‌آگاه، در زمینه‌های مذکور در بندهای فوق.

بدیهی است پژوهشگاه متناسب با این اهداف چشم اندازهایی را هم برای خود طراحی کرده بود که عبارتند از:

۱٫ بر خوردار از جایگاه برجسته‌ترین دستگاه مولد اندیشه و معرفت به عنوان پژوهشگاه جامع و مرجع در زمینه‌های معرفت دینی و علوم انسانی مرتبط و مماس با قلمرو دین در افق جهان اسلام.
۲٫ دست یافته به تبیین کامل گفتمان مجدد و طراحی جامع الگوهای روزآمد نظام‌های رفتاری مورد نیاز حکومت اسلامی (سیاست، قضا، اقتصاد، اخلاق، مدیریت، محیط زیست، …).
۳٫ دارای جایگاه بزرگترین گفتمان فکری نقاد و رقیب گفتمان‌های معارض جهانی در حوزۀ معرفت دینی، و تواناترین مدافع معرفتی اسلام ناب محمدی(ص) در افق بین‌المللی

۴٫ برخوردار از جایگاه برترین و اثر‌گذارترین موسسۀ ملی تامین کنندۀ نیاز‌های فکری فرهنگی طبقات نخبۀ دانشگاهی، حوزوی، مدیریتی و جوان کشور، و بزرگترین پشتیبانی کنندۀ دستگاه‌های فرهنگی صفی.
۵٫ تحقق بخش نظام «آموزشِ پژوهش محورِ پرورش مآل» در تربیت نیروی علمی مورد نیاز برنامه‌های پژوهشکده‌ها.
۶٫ دارنده و در برگیرندۀ شمار در خوری از محققان متمحض متضلع و صاحب‌نظران کارآمد و نام آور در حوزۀ علمی فعالیت به مقیاس ملی و جهانی.
۷٫ برخوردار از سامانه‌های مدیریتی برتر و دارندۀ بالاترین نصاب کیفی در زمینۀ سرمایه‌های سازمانی و نیروی انسانی در قیاس با دستگاههای نظیر و متناظر در افق ملی وهمین طور اصول راهبردی و….

بر این اساس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی همانگونه که از آغاز تاسیس چشم اندازی بیست ساله و اصول راهبردی را تدوین و اقدامات خود را بر اساس آن سامان داده بود؛ اینک نیز شایسته است به تدوین اهداف و چشم اندازی چهل ساله همت گمارد که روح حاکم بر آن همان گام‌هایی باشد که در بیانیه گام دوم مورد تصریح یا اشاره قرا گرفته است. و به این ترتیب نظام اولویتهای پژوهشی خود را سامان بدهد.

به دیگر بیان اگر پژوهشگاه بتواند به جایگاه خود میان نهادهای همگن و همسو دست یابد که خود کاری است عمیق و سترگ؛ آنگاه نوبت آن خواهد رسید که برای ایفای نقش هندسه مند خود میان نهادهای دیگر؛ سازمان مسائل پژوهشی‌اش را تغییر؛ یا بازسازی وتکمیل کند.
به این ترتیب بیانیه گام دوم نسبت به سازماندهی مذکور در پژوهشگاه( از چشم اندازها و …تا نظام مسائل پژوهشی) نسبت تاسیسی یا تکمیلی خواهد داشت.این رویکرد می‌طلبد پژوهشگاه در اولین گام به برگزاری نشست‌هایی با نهادهای همسو همت گمارد وبه تدوین نقشه جامع که سهم و نقش هر مرکز را معین می کند همت گمارد و آنگاه متناسب با سهم هود دست به اقدام و عمل بزند.