به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به مناسبت روز بزرگداشت علامه طباطبائی(ره) هم اندیشی تخصصی با موضوع “جایگاه فلسفه اسلامی” توسط گروه فلسفه پژوهشگاه چهارشنبه ٢۱ آبان ماه ۱۴۰۴ به صورت حضوری و مجازی برگزار شد.
حجت الاسلام و المسلمین محمدجواد رودگر مدیر گروه فلسفه پژوهشگاه و دبیر علمی این هم اندیشی، ضمن تبیین اهمیت روزافزون مباحث فلسفه اسلامی در شرایط کنونی، تأکید کرد که «فلسفه اسلامی تضمینکننده هویت عقلی و توحیدی جامعه است» و پرداختن به آن، ضرورتی علمی و تمدنی بهشمار میآید.
مشروح سخنان در ادامه می آید:
سلام بر همه سروران عزیز، استادان گرانقدر و اندیشمندان بزرگواری که لطف فرمودند و دعوت گروه فلسفه را برای این بحث تخصصی در قالب هماندیشی پیرامون «جایگاه فلسفه اسلامی» پذیرفتند. از عزیزانی که از تهران و قم تشریف آوردند، صمیمانه سپاسگزارم و امیدوارم که از محضر پربرکت ایشان استفاده شایانی ببریم. همچنین از کلیه عزیزانی که در فضای مجازی، مباحث ما را پیگیری خواهند کرد، تشکر میکنم که زحمت حضور مجازی را تقبل نمودند.
این جلسه در آستانه سالروز ارتحال علامه سید محمدحسین طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه) و به مناسبت بزرگداشت این حکیم متأله و مفسر بزرگ قرآن کریم تدارک دیده شده است. انشاءالله در این مجال، بتوانیم مباحثی را در عرصههای مختلف این موضوع، که از پیش نیز مورد توجه بوده است، تقدیم حاضران محترم نماییم.
بهصورت بسیار مختصر و فشرده، چند نکته مقدماتی را عرض میکنم و سپس انشاءالله بحثهای اصلی توسط سروران و اندیشمندان حاضر آغاز خواهد شد.
پیش از طرح این نکات، بر خود لازم میدانم از استاد عزیز و برادر بزرگوار، جناب آقای اردستانی تهرانی، که اگرچه عضو هیئت علمی گروه فلسفه هستند، اما در برگزاری و برپایی موفق این هماندیشی، نقش بسیار مفید و مؤثری ایفا نمودند، تشکر ویژه داشته باشم. حقیقتاً اگر اهتمام و پیگیریهای بیدریغ جناب ایشان نبود، ما نمیتوانستیم این جلسه را با حضور ارزشمند سروران و اندیشمندان بزرگوار، بهشکل مطلوب و در خور شأن عزیزان برگزار کنیم.
نکته اول: بحث از «جایگاه فلسفه اسلامی»، همواره یک بحث بسیار مهم، حساس و ضروری بوده و هست. اما در بازه زمانی کنونی که ما در آن قرار داریم، اهمیت، حساسیت و ضرورت این بحث، بهصورت مضاعف جلوه میکند. دلیل این امر، پرسشها، شبهات و حتی چالشهای فراوانی است که پیرامون فلسفه، جایگاه آن و کارکردهایش مطرح شده است. این پرسشها گاهی از سوی کسانی مطرح میشود که خود، تخصص در همین حوزههای فلسفی دارند و گاهی نیز از جانب کسانی است که اگرچه تخصصی در حوزه «فلسفه» و «فلسفیدن» – به تعبیر اهل معرفت – ندارند، اما به هر صورت، مسائل و شبهاتی را مطرح کردهاند. به نظر میرسد مباحث متنوع و متکثری که در این جلسه ارائه خواهد شد، میتواند تمهیدی در پاسخی علمی و درخور به هر یک از این سوالات و شبهات باشد.
به هر حال، ما باید به درستی دریابیم و تبیین کنیم که جایگاه فلسفه اسلامی، هم در میان سایر علوم و دانشها، هم متناظر به هویت و ماهیت فلسفه از حیث دانشی فراگیر و هم در خصوص «متن زندگی انسان» در عرصههای مختلف، چیست؟ از آنجایی که «تفکر فیزیکالیستی» و به عبارت دیگر، «انقطاع از مباحث متافیزیکی»، در بسیاری از محافل و مجالس علمی و حتی مراکز پژوهشی، تبوتاب زیادی به خود گرفته است، به نظر میرسد باید به مسئله «فلسفه»، «ماهیت فلسفه» و آنچه که ذیل عنوان «فلسفه اسلامی» قابل طرح است، پرداخته شود.
زیرا فلسفه، با هویت عقلی و توحیدی انسان، جامعه انسانی و کلیه شئون زندگی بشری – با تمام ابعاد و جهاتش – ارتباطی وثیق دارد و آن را تأمین و تضمین میکند. از این رو، فلسفه از جایگاه و منزلت خاصی برخوردار است. خود فلاسفه نیز در طول تاریخ، نسبت به این مسئله حساسیت ویژهای داشتهاند. به این معنا که فلسفه، هرچند به عنوان «ملکه علوم» شناخته شده و در جایگاه رفیع خودش قرار دارد، اما هرگز از متن زندگی انسان در ابعاد گوناگونش جدا و بریده نبوده است و فلاسفه، کاملاً به این مسئله «انطباق» و توجه داشتهاند.
نکته دوم: از جمله این فلاسفه، علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه) است. ایشان شخصیتی است با ابعاد گوناگون: فلسفی و عقلی، سلوکی و عرفانی، ابعاد مربوط به ریاضیات و فلکیات، و نیز ابعاد مختلف فقهی، اصولی و ادبی. ایشان از جمله شخصیتهایی است که بهواقع، فلسفه اسلامی را احیا کرد و اساساً یکی از رسالتهای مهم حیات طیبه خویش را «احیای فلسفه اسلامی» قرار داد. علامه، فلسفه را به عرصههای گوناگونی وارد کرد که جزئی از ماهیت و کارکردهای حقیقی فلسفه به شمار میآید و در این زمینه، نقش بهسزایی ایفا نمود.
این نکته نیز به نظر بنده بسیار حائز اهمیت است که ناظر به شخصیت علامه طباطبایی است: ایشان توانستند «عقلانیت فلسفی اسلامی» و مباحث مرتبط با آن را در جایگاه شایستهاش احیا کنند، توسعه بخشند و تعمیق دهند. آثار علمی و آثار وجودی گستردهای که از ایشان به جای مانده، جزو حسنات معرفتیِ علامه طباطبایی محسوب میشود؛ بهگونهای که بسیاری از عالمان دینی ما در حوزههای مختلف – بهویژه در حوزه فلسفه – بر سر خوان گسترده و مائده پر فیض علمی ایشان نشستهاند.
حتی نظام مقدس جمهوری اسلامی نیز، بهواقع، مدیون و مرهون علامه طباطبایی و اندیشهها، آثار علمی و تأثیرات وجودی آن بزرگوار است. جالب توجه این است که نام مبارک ایشان در فهرست بزرگداشت شخصیتهای برجستهای که یونسکو برای سال ۲۰۲۷ -۲۰۲۶ در نظر گرفته، درخشش خاصی پیدا کرده و این امر برای ما بسیار مغتنم و افتخارآمیز است. این یک ظرفیت بسیار وسیع و گسترده است که نباید از آن در جهات مختلف غفلت ورزید. اگرچه در این زمینه فعالیتهای متنوع و گوناگونی صورت گرفته، اما باید بیش از پیش و فراتر از آنچه که تاکنون محقق شده، نسبت به شناخت، تبیین و ترویج اندیشههای علامه اهتمام ورزید.
نکته سوم: به هر حال، علامه طباطبایی با توجه به نوع نگاه و نگرشی که نسبت به فلسفه اسلامی داشتند، بحث «امتداد اجتماعی» فلسفه را نیز مورد توجه و تأکید قرار دادند. اگرچه در مورد معانی، ماهیت و ملحقات مربوط به «امتداد اجتماعی فلسفه»، دیدگاهها و نظرات گوناگونی وجود دارد، اما در این زمینه نیز علامه طباطبایی درخشش خاص خود را دارد.
در یک کلام، فلسفه مایه پرورش «تفکر انتقادی و پویا»، تبیین و تعمیق باورهای دینی، و عامل سازندگی در عرصه زندگی فردی و اجتماعی انسان از جهات مختلف خواهد بود.











