مبانی انسان شناختی اقتصاد اسلامی

سیدحسین میرمعزی

مبانی انسان شناختی اقتصاد اسلامی

نوشتاری از حجت الاسلام والمسلمین سیدحسین میرمعزی عضو هیات علمی گروه اقتصاد اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

سلسله یادداشت هایی از منظومه اندیشه های اقتصادی امام شهید حضرت آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنه ای (سلام الله علیه)

یادداشت هفتم

یکی از مبانی مهم نظامهای اقتصادی مبانی انسان شناختی است. تفاوت نگاه به انسان و هستی شناسی او موجب تفاوت در اهداف، ساختار و فرایندهای نظام های اقتصادی میشود. انسان از دیدگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی، که در حقیقت استنباط ایشان از آیات و روایات است، با انسان از دیدگاه غرب به کلی متفاوت است. در ادامه به تبیین هستی شناسانه انسان از دیدگاه ایشان پرداخته و فرق آن با دیدگاه اومانیزم غرب را بیان کرده و تأثیر این دیدگاه را در نظام اقتصادی تحلیل می‌کنیم.

انسان موجودی دو بُعدی
از دیدگاه ایشان انسان در جهان بینی غرب موجودی مادی محض است که هدفش بهره مندی از لذائذ زندگی دنیا است. اما انسان در نگاه اسلامی موجودی دو بعدی است که دارای بعد طبیعی و مادی و بعد مجرد و الهی است. از این رو محور توسعه و پسشرفت در غرب انسان سود محور است و افزایش ثروت، قدرت و علم، هدف غایی توسعه و پیشرفت غربی است؛ ولی در جهان بینی اسلامی ثروت، قدرت و علم وسیله اند و هدف تعالی انسان است.

بعد مجرد انسان روح او است. روح انسان نفخة الهی است که خداوند متعال در جسم او دمیده است. انسان در اثر فیضان و تجلی روح خداوند در او دارای نیروی عاقله ای است که می‌تواند درک، تفکر، انتخاب و اراده کند.

افزون بر این روح دارای گرایشات فطری و نفسانی است. از دیدگاه ایشان فطرت و سرشت انسان به خدای متعال و توحید گرایش دارد. همچنین گرایش به زیبایی و زیبا سازی و زیبا دوستی از گرایشات فطری است. تسلیم در برابر دعوت و سخن حق و ارزشهای متعالی و برتر همچون دانش، آزادی، اخلاق، معنویت، عدالت، استقلال، عزت، عقلانیت، برادری، اقتضای فطرت سلیم بشر در همه عصرها است.

انسان افزون بر گرایشات فطری، دارای گرایشات نفسانی و غریزی نیز هست. اگر غرائز درست کنترل شوند و در راه صحیح به کارگرفته شوند عامل پرواز انسان گشته و انسان را به اوج کمال می‌رسانند. اما اگر مهار نشود و انسان اسیر هواهای نفسانی، خودخواهیها، منیتها، هوسها و شهوات شود، انسان از صراط مستقیم منحرف گشته و به سمت گناه و ظلم کشیده می‌شود.

از دیدگاه ایشان همه مشکلات و مفاسد در این دنیا از اول تاریخ تا به امروز؛ همچون ظلم، فحشا، پایمال شدن کرامت انسان، فقر و محرومیت بخش عظیمی از جامعه بشری از نعمت های الهی، نتیجة رها کردن نفسانیات و عدم کنترل آنها است.
هواهای نفس از درون و شیطان به اتکای این هواها از بیرون انسان را به گناه و ظلم و انحراف از صراط مستقیم الهی وادار می‌کند و لذا انسان باید مراقب نفس خود باشد و خدا را در همه کارها شاهد و ناظر ببیند و از اشتباهات توبه کند و به خدا اتکا کند و از او کمک بخواهد و به او التجا بَرَد.

برای آنکه انسان بتواند بر هوای نفس خود غلبه کند و در دنیا به منشأ خیر و برکت شود و در آخرت نیز به زندگی ابدی سعادتمندانه و بهشت دست یابد، به تربیت احتیاج دارد. هم از بیرون باید او را تربیت کنند و هم از درون باید خودش، خودش را تربیت کند. تربیت نیز هم نسبت به قوای فکری و عقلانی او است که تعلیم نامیده میشود و هم در قوای روحی و قوه غضبیه و شهویه او است که نام آن تزکیه است. از این رو است که همة پیامبران هدف خود را تعلیم و تزکیه معین کرده‌اند: «یزکّیهم و یعلّمهم‌الکتاب و الحکمة» و تزکیه را نیز از طریق عبادات و احکام شرعیه ای که ما را به آن امر کرده اند، انجام داده اند.

تحلیل اقتصادی
در نظام اقتصادی سرمایه داری به دلیل آنکه انسان موجودی پنداشته میشود که مقهور امیال و هواهای نفسانی خود است تنها نیازهای مادی مطابق با امیال نفسانی او مورد توجه قرار میگیرد و تولید و توزیع و مصرف این نوع کالاها ساماندهی میشود.
در نظام اقتصادی سوسیالیستی نیز که مبتنی بر اصالت ماده است انسان موجودی مادی تلقی میشود و به تبع تنها نیازهای مادی او مورد توجه قرار میگیرد.
اما در نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی انسان دارای ابعاد مادی و مجرد است و روح او دارای عقل و فطرت و غریزه است و لذا به تناسب این ابعاد دارای نیازهای حیوانی و غریزی، فطری و متعالی، ادراکی و عقلانی است. تأمین هر یک از این نیازها مستلزم تولید و توزیع و مصرف کالاها و خدمات ویژه ای است. از این رو، در نظام اقتصادی اسلامی باید در گسترة کالاها و خدمات توسعه داده و تولید و توزیع و مصرف همة انواع کالاها و خدمات متناسب با نیازهای سه گانة فوق در راستای اهداف مورد نظر ساماندهی شود.

استعدادهای بی نهایت انسان
انسان موجودی دارای استعدادهای بینهایت برای تعالی و ترقی و نیز تنزل و سقوط است. از سویی می-تواند با عبودیت و اطاعت خداوند در میدانهای علم و دانش و کشف رمزها و حقایق خلقت و در سیر مراتب معنوی تا بینهایت پیش رود و در قدرت به اوج قلّة آن برسد و از فرشتگان و موجودات عالی بالاتر رود و به آخرین نقطه تعالی حیات ممکنات برسد، و از سوی دیگر این استعداد را دارد که در اثر اطاعت از غیر خدا تا بینهایت سقوط کند.
از دیدگاه ایشان سیر تعالی انسان جز با استفاده از استعدادهای عالم ماده نیست و شکوفایی انسان همراه با شکوفایی عالم ماده و طبیعت است و این دو در هم اثرگزارند.
تحلیل اقتصادی
استعداد بینهایت انسان در کشف منابع و استعدادهای عالم طبیعت از سویی و استعداد بینهایت او در سیر الی الله از سوی دیگر و وابستگی شکوفایی استعدادهای انسان به شکوفایی استعدادهای طبیعت از سوی سوم موجب میشود انگیزه های انسان در عرصه تولید از حصار تنگ تولید برای منافع شخصی مادی یا گروهی درآمده و به عرصه گسترده و بینهایت شکوفایی استعدادهای انسان و طبیعت و آبادانی زمین گسترش یابد. بدین ترتیب انگیزه انسان در رفتارهای اقتصادیش در عرصه تولید انگیزه ای به مراتب قوی تر و پایدار ترخواهد بود و حدی برای آن قابل تصور نیست و تا بینهایت ادامه خواهد داشت.

هدف آفرینش انسان
با نگاه توحیدی آفرینش جهان و انسان هدف دار است. هدف آفرینش انسان تکامل و رسیدن به لقاء الله و مقام عبودیت خداوند متعال و آراسته شدن به فضایل اخلاقی است. از دیدگاه ایشان پیشرفت‌های مادی کمال بشر نیست؛ بلکه کمال او در آراسته شدن به فضایل اخلاقی و تبدیل شدن به انسانی با معرفت، خدا شناس و خدا پرست، دارای دل و فکر پاکیزه، خیر خواه، عادل و مهربان نسبت به همنوع و با احساس تکلیف و مسئولیت نسبت به حقوق مردم است.

فلاح انسان و دست یافتن به اهداف پیش گفته از طریق تزکیه نفس میسر است و لذا می‌توان گفت که فلسفه آفرینش انسان این است که انسان با اختیار خود و مجاهدت و تزکیه نفس استعدادهای مثبت و مطابق با ارزشهای الهی خود را بر خصلتهای حیوانیت و سبعیت خود غلبه دهد.
از دیدگاه ایشان تکامل انسان و رسیدن به مقام عبودیت الهی و لقاء الله هدف غایی آفرینش انسان است و بقیه امور و اهداف و ارزشها مقدمه ای برای تحقق این هدف اند. آمدن پیامبران مبارزات فراوان حق با باطل در طول تاریخ، تشکیل حکومت اسلامی، استقرار عدل اسلامی، حق حیات و حق آزادی، قیام به قسط و همه آنچه مربوط به زندگی دنیایی، اجتماعی و فردی افراد است، عدالت، امنیت و رفاه، همه مقدمه تحقق هدف غایی آفرینش انسان است.

تحلیل اقتصادی
بر این اساس از دیدگاه اقتصاد خُرد رفتارهای اقتصادی انسان نیز باید برای دستیابی به هدف غایی آفرینش انسان یعنی رسیدن به مقام عبودیت الهی و لقاء الله باشد. در نتیجه اهداف کسب و صرف درآمد باید مقدمه ای برای دستیابی به آن هدف غایی و احکام و روشهای آن در چارچوب شریعت اسلام باشد.
از دیدگاه کلان نیز باید اهداف نظام اقتصادی به گونه ای تنظیم شود که با تحقق آن اهداف، زمینه های اقتصادی لازم برای حرکت اختیاری همه انسانها به سمت آن هدف غایی فراهم گردد. اهدافی همچون عدالت اقتصادی، امنیت اقتصادی و رشد اقتصادی باید به گونه ای تعریف و اولویت گذاری شوند که با تحقق آنها این زمینه ها فراهم شود. افزون بر این نظام اقتصادی نیز باید در چارچوب شریعت اسلامی باشد و روشن است که با شکستن این چارچوب و نافرمانی از دستورات الهی نمیتوان زمینه های لازم برای حرکت جامعه به سوی عبودیت و لقاء الله را فراهم کرد.

با این تحلیل روشن میشود که اقتصاد اسلامی از دیدگاه خرد و کلان اقتصادی با نظام های سرمایه داری و سوسیالیستی در اهداف و چارچوبها به کلی متفاوت است:
نظام اقتصادی سرمایه داری انسان هدف غایی‌اش حد اکثر ساختن لذتها و حد اقل کردن رنجهای مادی در این دنیا است و تنها از امیال خود فرمان می‌برد و به پذیرش فرمانهای اخلاقی دین، جامعه یا دولت ملزم نیست. در نتیجه نظام اقتصادی نیز هدف غایی اش رشد اقتصادی است و این هدف نیز مقدمه هدف دیگری نیست و آزادی اقتصادی و مالکیت خصوصی و عدم دخالت دولت که از اصول حاکم بر این نظام است از همان انسان شناسی لیبرالیستی نشأت میگیرد.

در نظام اقتصادی سوسیالیستی نیز بر اساس اصالت ماده خداوند متعال به کلی نفی میشود و دین افیون جوامع پنداشته میشود و در نتیجه اهداف غایی رفتارهای فرد و نیز اهداف غایی نظام اقتصادی ارتباطی با عبودیت و تقرب به خداوند ندارد و همچنین اصول و ضوابط حاکم بر رفتارهای فرد و نظام اقتصادی ارتباطی با دین و شریعت ندارد.