به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، نشست تخصصی «جریانشناسی؛ چیستی، ماهیت و روش» به همت گروه مطالعات پیشرفت و تمدن و مرکز امور بینالملل پژوهشگاه سه شنبه ۱۲ خرداد ماه ۱۴۰۵ به صورت حضوری و برخط برگزار شد.
در این نشست، دکتر سیدعلیرضا عالمی عضو شورای علمی مرکز مطالعات پیشرفت و تمدن پژوهشگاه به تبیین ابعاد مفهومی و روششناختی جریان و جریانشناسی پرداخت و با اشاره به خلأ نظری موجود در ایران، بر ضرورت احیای سنت کهن «ملل و نحلنگاری» در تمدن اسلامی و حرکت به سوی استقرار «علم جریانشناسی» تأکید کرد.
تعریف جدید از «جریان»: میدان هویتی در حال شدن
دکتر عالمی در ابتدای سخنان خود با اشاره به پیشینه مفهوم «جریان» در غرب از اواخر قرن هجدهم، آن را متفاوت از مفاهیمی همچون جنبش، حزب، مذهب، فرقه، مکتب و گفتمان دانست. ایشان با نقد تعاریف رایج در ایران که عمدتاً جریان را به «تشکل، جمعیت و گروه اجتماعی» فروکاستهاند، تعریف پیشنهادی خود را چنین ارائه کرد:
«جریان، میدان هویتیِ فکری-اجتماعی در حال شدن است».
عضو شورای علمی مرکز مطالعات پیشرفت و تمدن پژوهشگاه در تشریح این تعریف گفت: «میدان» به معنای فضای رابطهای بدون لزوم وجود ناظر سازمانیافته است؛ «هویتی» به معنای ایجاد مرز میان «خود» و «دیگری»؛ «فکری-اجتماعی» ناظر بر پیوند ناگسستنی نظریه و کنش (اندیشه و عمل اجتماعی)؛ و «در حال شدن» نیز بیانگر پویایی، تحولپذیری و سیلان تاریخی جریان است.
جریانشناسی: مطالعه فرایندهای شکلگیری و تحول میدانهای هویتی
دکتر عالمی در ادامه، جریانشناسی را چنین تعریف کرد:
«مطالعه فرایند مستمر شکلگیری، تعامل، اثرگذاری، حاشیهرانی (حذف یا به حاشیه رانده شدن) و تحول میدانهای هویتیِ فکری-اجتماعی در بستر تاریخ».
وی تأکید کرد که جریانشناسی ذاتاً دارای دو کانون اصلی است: «رابطهای بودن» (ناظر به پیوندهای اجتماعی) و «فرایندی بودن» (ناظر به پیشینه، تبار، تاریخ و پویایی جریان). به باور ایشان، هرگونه بررسی جریان که تنها به یکی از این دو کانون توجه کند، ناقص خواهد بود.
وضعیت جریانشناسی در ایران و جهان: عقبماندگی از سنت کهن اسلامی
یکی از مهمترین بخشهای این نشست، نقد وضعیت موجود جریانشناسی در ایران بود. دکتر عالمی با اشاره به پیشینه درخشان تمدن اسلامی در زمینه «مِلَل و نِحَلنگاری»، «فرقهنگاری» و «طبقاتنگاری» (به ویژه از قرن چهارم تا ششم هجری)، اظهار داشت:
«کتاب “الملل و النحل” شهرستانی، نمونهای برجسته از یک اثر جریانشناسانه است که متأسفانه از قرن نهم و دهم به بعد، این روش در تمدن اسلامی رها شده است. ما امروز دوباره به سراغ غرب رفتهایم و بحث جریان را از آنجا گرفتیم، در حالی که هنوز به آن سطح از دقت و عمق در نگاه کهن خود نرسیدهایم.»
عضو شورای علمی مرکز مطالعات پیشرفت و تمدن پژوهشگاه افزود: در غرب اصطلاح «جریانشناسی» به این شکل رایج نیست و بیشتر از «تحلیل جریان» یا «بررسی جریان» استفاده میشود. در جهان عرب نیز وضعیت مشابه ایران است و جریانشناسی عمدتاً در فضای سیاسی مطرح میشود، نه به عنوان یک عرصه علمی مستقل.
نقد رویکردهای موجود: توصیفگرایی و فقدان روشهای تحلیل
دکتر عالمی با بررسی آثار منتشر شده در ایران با عنوان جریانشناسی (مانند آثار آقایان دارابی، حاجیکلایی و مهاجرنیا)، خاطرنشان کرد: «بیشتر این آثار به توصیف رهبران جریان و مبانی فکری آنان بسنده کردهاند، بدون آنکه فرایند تحول، تعامل، حاشیهرانی یا علتیابی شکلگیری جریان را با رویکردهای تفهمی، تبیینی یا انتقادی نظاممند دنبال کنند.»
به گفته وی، رویکرد غالب در ایران توصیفی و اغلب همراه با سوگیری است و از روشهایی همچون هرمنوتیک (رویکرد تفهمی)، تبارشناسی (رویکرد تبیینی به سبک مارکس و وبر) یا تحلیل گفتمان انتقادی (رویکردی به سبک فوکو) کمتر استفاده میشود.
شرط تحقق جریان: امتداد اجتماعی اندیشه
در پاسخ به پرسشی درباره تمایز جریان از اندیشه صِرف، دکتر عالمی تأکید کرد: «اگر تحول فکری فقط در عرصه نظری باقی بماند، مکتب یا گفتمان است؛ اما هنگامی که در عرصه اجتماعی سرریز کند و افراد بر اساس آن مشی، کنشگری اجتماعی داشته باشند، جریان شکل میگیرد.»
عضو شورای علمی مرکز مطالعات پیشرفت و تمدن پژوهشگاه افزود: «واژه “جریان فکری” اصطلاح غیرعلمی است؛ زیرا جریان حتماً اندیشه دارد اما باید ضمیمه اجتماعی نیز داشته باشد. در غیر این صورت، تفکر یا مکتب است، نه جریان.»
انقلاب اسلامی و جریان خلافتخواهی؛ مصادیقی از جریان
دکتر عالمی در بخش دیگری از سخنان خود، انقلاب اسلامی ایران را مصداق کامل یک «جریان» دانست و گفت: «ذات انقلاب، جریان بودن است. انقلاب اسلامی هم پشتوانه فکری دارد و هم کنشگری اجتماعی. اگر کنشگری اجتماعی را از انقلاب بگیریم، دیگر انقلاب نیست.»
وی همچنین به جریان خلافتخواهی در جهان اهل سنت اشاره کرد و گفت: «جریانهایی مانند اخوانالمسلمین، القاعده، داعش و تحریرالشام، هرچند ممکن است انحرافی باشند، اما از نظر ساختاری، جریان محسوب میشوند، زیرا دارای بنمایه فکری و کنش اجتماعی هستند. رخ دادن انشعابات درون آنها نشاندهنده جریانبودنشان است.»
روششناسی جریانشناسی: هنوز در مرحله تثبیت نیستیم
در پایان، دبیر جلسه پرسشی درباره روششناسی جریانشناسی مطرح کرد. دکتر عالمی در پاسخ گفت: «واقعیت این است که جریانشناسی خود یک علم درجه دوم است، اما ما هنوز به مرحله تثبیت نرسیدهایم. مباحث امروز در واقع بحث محتوایی جریانشناسی نبود، بلکه خودِ “شناسیِ جریانشناسی” یا روششناسی آن بود.»
وی افزود: «برای استقرار علم جریانشناسی، ابتدا باید موضوع، مسائل، اهداف و روشهای آن به صورت دقیق صورتبندی شود. تا آن زمان، ما در عرصه مطالعاتیِ موضوعمحور هستیم، نه در یک علم مستقل.»
جمعبندی: ضرورت احیای نگاه علمی و بومی
عضو شورای علمی مرکز مطالعات پیشرفت و تمدن پژوهشگاه در جمعبندی سخنان خود، بر سه محور تأکید کرد:
۱. احیای سنت کهن ملل و نحلنگاری در تمدن اسلامی با رویکردی بومی و ناظر به مطالعات جدید.
۲. حرکت از توصیف به تحلیل با بهرهگیری از روشهای تفهمی، تبیینی و انتقادی.
۳. پرهیز از رویکردهای شعاری و تعصبآمیز و جایگزینی آن با رویکردی علمی در جریانشناسی، به ویژه در موضوعاتی مانند خلافتخواهی و تمدنگرایی.
ایشان در پایان ابراز امیدواری کرد که با ورود عالمانه و پژوهشی به این عرصه، شاهد استقرار «علم جریانشناسی» در فضای علمی ایران باشیم











