چرا رهبري و ولی فقیه آماج حملات دشمنان قرار میگیرد؟!
نوشتاری برگرفته از کتاب« نقـد قال(تأملی انتقادی بر يك نامه)»، به قلم حجت الاسلام علی ذوعلم عضو شورای علمی گروه فرهنگ پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، کانون اندیشه جوان
تلاش سازمانيافتهاي براي ايجاد ترديد و تزلزل نسبت به ركن اصلي و محوري نظام و ايجاد يا القاي شكاف و فضاي بياعتمادي در ميان نظام و مردم در جريان است. به هر حال نظام استكباري حاكم بر جهان با استفاده از تجربههاي ناموفق خود، اين بار عمود خيمه را نشانه گرفته است. مسئله ولايت فقيه و نوع نگاه و باور جامعة ما به اين اصل قانون اساسي به مثابه ركن اصلي نظام جمهوري اسلامي ايران، موضوع بسيار مهمي است كه سرنوشت دين و دنياي ما بدان وابسته است. از نظر ديني، نقطة كليدي و آشكار وجه تمايز اسلام ناب محمدي (ص) از ساير خوانشهاي انحرافآلود از اسلام و نماد امروزين بروز و ظهور اسلام به عنوان يك مكتب جامع و كارآمد، موضوع ولايت فقيه است.
پاسخ تفصیلی
نه تنها قرائن و شواهد، بلكه ادلة كاملاً ملموس و مشهود و اظهارات و تحليلهايي كه در اين برهه، از منابع رسانهاي غرب به سوي ذهنيت جامعة ما سرازير شد، نشان ميدهد كه در شرايط فتنهآميز و غبارآلود جامعه، تلاش سازمانيافتهاي براي ايجاد ترديد و تزلزل نسبت به ركن اصلي و محوري نظام و ايجاد يا القاي شكاف و فضاي بياعتمادي در ميان نظام و مردم در جريان است. البته براي كساني كه ريشههاي اعتقادي انقلاب اسلامي را به درستي فهم و قبول كردهاند، مسئله اصلي كاملاً روشن است، ولي براي كساني كه از درك تفاوت عميق و تضاد گفتماني انقلاب اسلامي با مباني الحادي جهان غرب عاجز يا قاصر بودهاند، اين تبليغات موجب ترديد يا پرسش ميشد و بازخواني و تبيين دوبارة موضوع ولايت فقيه را ضروري ميسازد.
به هر حال نظام استكباري حاكم بر جهان كه به گمان خود سيطرة فكري و سياسي غرب را بر سراسر گيتي مسلّم ميانگاشت، در مواجهه با انقلابي كه با نام خدا و با رهبري يك عالم ديني توانسته بود مهمترين پايگاه غرب را در منطقه حساس خاورميانه به تصرف خود درآورد و دامنة فكري و عيني آن به ساير نقاط جهان نيز سرايت پيدا كند، خود را درمانده ديده است و قطعاً با استفاده از تجربههاي ناموفق خود، اين بار عمود خيمه را نشانه گرفته است. نظام مردمسالاري ديني با تعميق پيوندهاي اعتقادي خود با مردم، از عمق استراتژيك باورنكردني براي سردمداران غرب برخوردار است و اگر نظام استكباري بخواهد رخنهاي در نظام جمهوري اسلامي ايجاد كند، جز از راه تضعيف اين پيوندهاي عميق فكري و اعتقادي، چارهاي پيش روي خود ندارد. بديهي است براي توفيق در رفع اين مانع اساسي براي تكميل سيطرة سياسي بر جهان، بايد عقبة مستحكم اين نظام را هدف قرار داد، و آن چيزي جز ولايت فقيه و شخص رهبري نيست.
در اين ميان امّا كساني هم از سر سادهلوحي يا خوشباوري نسبت به شعارها و ادعاهاي دموكراسيطلبي غرب و يا به خاطر ضعف بصيرت و آگاهي اعتقادي و سياسي، دچار ابهام و ترديدهايي میشوند كه تلاشها و تدابير جدي و جديدي را در عرصة فرهنگ سياسي جامعه ايجاب ميكنند. امّا ميتوان گفت آنچه به عنوان تهديد سامان يافته است، از سوي ديگر فرصتي را فراهم ساخته كه بار ديگر حقيقت و حقانيت نظام مبتني بر رهبري ولايي خود را بر وجدانهاي بيدار و فطرتهاي زلال عرضه كند.
مسئله ولايت فقيه و نوع نگاه و باور جامعة ما به اين اصل قانون اساسي به مثابه ركن اصلي نظام جمهوري اسلامي ايران، موضوع بسيار مهمي است كه سرنوشت دين و دنياي ما بدان وابسته است. از نظر ديني، نقطة كليدي و آشكار وجه تمايز اسلام ناب محمدي (ص) از ساير خوانشهاي انحرافآلود از اسلام و نماد امروزين بروز و ظهور اسلام به عنوان يك مكتب جامع و كارآمد، موضوع ولايت فقيه است. از نظر حيات اجتماعي و هويت ملي ما نيز استمرار و تكامل اين اصل در عرصة تحقق و كارآمدي، تنها راه پيشرفت و ارتقاي جايگاه جهاني ايران اسلامي است و بدون اين ركن، چالشهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي عميقي دامنگير ملت ما خواهد شد كه مطالعه و تحليل تاريخ دويست سالة گذشتة كشورمان، اين حقيقت را نمايان ميسازد. كشور و ملت ما امروز در كوران جهش جديدي در عرصة اعتقاد و عمل قرار دارد. اگر ورود اسلام به ايران و پذيرش آن و سپس آثار تمدني و فرهنگي عميق اسلام، جهش تاريخي ايران را رقم زد، و اگر رويكرد ايرانيان به مكتب اهل بيت (ع) و رسميت آن در نظام سياسي و فرهنگي جامعة ما در سدة دهم هجري بستر هويت ملي شفاف و متعالي ايران را به دنبال داشت، امروز نيز به بركت انقلاب اسلامي، برترين نوع نظام سياسي ديني در دوران غيبت معصوم (ع) در اين كشور پا گرفته است و سومين جهش بزرگ اين ملت و اين كشور را نويد ميدهد. قرائن و شواهد اين جهش، آشكار است و اگر سرگرميهاي سياسي روزمره، بعضي چشمها و ذهنها را از ديدن و درك اين جهش ناتوان ساخته است، ولي به وضوح آثار و علائم اين جهش قابل رديابي و ارائه است. از همين رو همه تلاش و طراحي دشمنان جهاني و رقباي منطقهاي اين كشور و اين ملت، فروكاهي اين ركن و پيشگيري از تعميق ريشههاي فكري و سياسي آن در نسلهاي آينده و حتي اگر بتوانند، حذف آن در نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران است. اگر چه متأسفانه حركتهاي نابخردانة سياسي برخي جناحها و جريانها به گونههاي مختلف، گاهي به اين مسير كمك كرده است، ولي استحكام غيرقابل ترديد مباني نظري ولايت فقيه و عقلانيت عميق اين نظريه و نيز كارآمدي آن در عرصة تجربه و عمل، پشتوانه مردمي محكمي را براي اين ركن نظام تأمين نموده كه چالشها و مخالفتهاي جديد، ميتواند خود نشانهاي از اين توفيق باشد.
در پایان گفتنی است که مدیریت و فرماندهی جنگ تحمیلی دوازده روزه و مدیریت فتنه ۸۸ و دفاع از حقوق و رأی مردم و…شواهدی هستند که روشن می کند چرا دشمنان ولایت فقیه و ولی فقیه زمان را هدف دشمنی و آماج ترور شخصیت و …قرار دادند.











