چگونه «انتقام و خون‌خواهی» امنیت و اقتدار ملی را تقویت می‌کند؟

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در شرایطی که نبرد میان جمهوری اسلامی ایران و دشمنان آن بیش از هر زمان دیگری به عرصه جنگ شناختی و رسانه‌ای منتقل شده است، تأکید رهبر معظم انقلاب بر دو مؤلفه «جهاد تبیین» و «خون‌خواهی» را باید در قالب یک راهبرد منسجم برای صیانت از هویت، امنیت و اقتدار ملی تحلیل کرد.

جهاد تبیین، پاسخ فعال و هوشمندانه به تحریف واقعیت‌ها و روایت‌سازی دشمن است؛ راهبردی که افکار عمومی را در برابر عملیات روانی و جنگ رسانه‌ای مصون می‌سازد و با تقویت بصیرت اجتماعی، زمینه حفظ وحدت و انسجام ملی را فراهم می‌کند. در کنار آن، تأکید بر خون‌خواهی شهدای مظلوم، صرفاً یک مطالبه عاطفی یا احساسی نیست، بلکه مطالبه‌ای مبتنی بر عدالت، مسئولیت‌پذیری عاملان جنایت و تقویت قدرت بازدارندگی کشور به شمار می‌رود.

از این منظر، جهاد تبیین و خون‌خواهی دو مسیر جداگانه نیستند، بلکه دو ضلع یک راهبرد واحد هستند؛ یکی با روایت صحیح حقیقت، میدان جنگ شناختی را مدیریت می‌کند و دیگری با تأکید بر اجرای عدالت، مانع عادی‌سازی جنایت و ترور در معادلات بین‌المللی می‌شود. تحقق این دو راهبرد، نیازمند حضور فعال رسانه‌ها، نخبگان، مراکز علمی و همه کنشگران فرهنگی است تا ضمن تبیین واقعیت‌ها، از سرمایه اجتماعی و انسجام ملی در برابر جنگ ترکیبی دشمن صیانت شود.

برای بررسی هرچه بیشتر این موضوع، خبرگزاری حوزه، گفت و گویی انجام داده است با حجت الاسلام والمسلمین محمد ملک زاده، عضو هیئت علمی گروه سیاست پژوهشگاه که مشروح آن تقدیم نگاهتان می گردد:

سؤال: ابتدا تحلیل خود را درباره پیام اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای بیان بفرمایید. همچنین توضیح دهید که چرا ایشان بار دیگر به تأسی از قائد شهید امت بر مؤلفه وحدت و اتحاد مقدس تأکید کردند؟ چه ضرورتی ایجاب می‌کند که در میانه رویارویی با دشمن، همچنان بر حفظ وحدت تأکید داشته باشیم، در حالی که از سوی مردم و برخی مسئولان نیز نقدهایی مطرح می‌شود که لازم است شنیده شده و مورد توجه قرار گیرد؟

همان‌گونه که اشاره فرمودید، پیام اخیر مقام معظم رهبری در امتداد پیام‌های پیشین ایشان بود و بار دیگر بر موضوع وحدت و انسجام ملی تأکید داشت. معظم‌له در این پیام، از تشییع باشکوه و تاریخی نیز تجلیل کردند؛ تشییعی که به‌راستی می‌توان آن را یکی از رویدادهای کم‌نظیر تاریخ معاصر دانست. به اعتقاد بنده، این واقعه از جمله رخدادهایی است که شایسته ثبت در تاریخ به عنوان یک اتفاق بی‌سابقه است؛ همان‌گونه که برخی رویدادهای استثنایی جهان به عنوان نخستین یا بزرگ‌ترین رخدادها ثبت می‌شوند، این تشییع نیز نه صرفاً به روایت ما، بلکه به اعتراف دشمنان ملت ایران، یک واقعه تاریخی و بی‌نظیر بود.

رهبر معظم انقلاب در این پیام، از ملت ایران و همچنین ملت عراق قدردانی کردند. واقعاً هنگامی که مشاهده می‌کنیم مردم عراق، با وجود آنکه دست‌کم دو دهه تحت سلطه و فشار سیاست‌های آمریکا قرار داشته‌اند و تمام تلاش دشمن نیز بر این بوده است که نفوذ جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت را در عراق کاهش دهد، چنین تشییع باشکوهی را رقم می‌زنند، این موضوع از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. همچنین برگزاری مراسم‌های گسترده و باشکوه در شهرهای مختلف ایران نیز جلوه‌ای از همین عظمت بود. حتی اگر چنین رویدادی در کشورهای دیگری همچون پاکستان، افغانستان، هند یا سایر نقاط جهان نیز رخ می‌داد، باز هم شاهد همین شکوه و عظمت مردمی بودیم. از همین رو، رهبر معظم انقلاب از این حرکت عظیم مردمی قدردانی و آن را تکریم کردند.

* تشییع تاریخی؛ جلوه‌ای از وحدت ملت‌های ایران و عراق

اما نکته مهم دیگری که در این پیام مورد تأکید قرار گرفت، مسئله اتحاد و انسجام ملی بود. واقعیت آن است که امروز جمهوری اسلامی ایران در شرایطی قرار دارد که به نوعی در برابر جبهه جهانی کفر و استکبار ایستاده است و تمام تلاش و دغدغه دشمنان نیز ایجاد اختلاف و شکاف در داخل کشور است. از نظر نظامی، همان‌گونه که امروز مشاهده می‌کنیم، جمهوری اسلامی ایران به لطف الهی به سطحی از بازدارندگی رسیده است که در برابر قدرت‌های بزرگ جهان ایستادگی می‌کند و آنان دیگر توان وارد کردن ضربه‌ای تعیین‌کننده به ملت ایران را ندارند. آنان مدعی بودند که به دنبال براندازی و سقوط جمهوری اسلامی ایران هستند، اما امروز مشاهده می‌کنیم که خودشان با بحران‌ها و شرایطی مواجه شده‌اند که آنان را در آستانه افول قرار داده است.

از این‌رو، دشمنان دریافته‌اند که از مسیر نظامی نمی‌توانند اهداف خود را محقق کنند و همه تلاش خود را بر ایجاد اختلاف، دودستگی و انشقاق در داخل کشور متمرکز کرده‌اند تا از این طریق زمینه تضعیف نظام اسلامی را فراهم سازند.

* وحدت ملی؛ راهبرد شکست‌ناپذیر در برابر جنگ ترکیبی دشمن

رهبر شهید نیز بارها بر ضرورت حفظ اتحاد و انسجام ملت ایران تأکید کرده بودند. اساساً موضوع اتحاد، یکی از مباحث بنیادین در اندیشه اسلامی است. از همین رو، مشاهده می‌کنیم که اتحاد میان شیعه و سنی تا چه اندازه مورد تأکید ائمه اطهار علیهم‌السلام قرار گرفته و نظام اسلامی نیز همواره بر این اصل تأکید داشته است. بنابراین، وحدت و انسجام، مسئله‌ای کاملاً اساسی و راهبردی است.

البته این سخن هرگز به معنای نادیده گرفتن ضعف‌ها، خودداری از بیان کاستی‌ها یا ترک نقد نیست. رهبر شهید نیز بارها تصریح می‌کردند که حفظ اتحاد و انسجام به این معنا نیست که اگر کسی ایرادی مشاهده کرد، آن را مطرح نکند. حتی مقام معظم رهبری نیز در سخنان خود اشاره کرده‌اند که بسیاری از افرادی که از بصیرت آنان اطمینان دارند، سخنان و انتقاداتشان کاملاً بحق است، اما باید مراقب باشند که دشمن از این شرایط سوءاستفاده نکند.

* نقد سازنده؛ مکمل وحدت، نه نقطه مقابل آن

این نکته بسیار مهمی است که همه ما باید به آن توجه داشته باشیم. در عین آنکه نقدها را می‌بینیم و آن‌ها را بیان می‌کنیم، باید بدانیم که نقد، خود زمینه‌ساز پیشرفت و اصلاح است. نقد سازنده موجب می‌شود مسئولان کاستی‌های خود را شناسایی کرده و برای رفع آن‌ها اقدام کنند و این موضوع از اهمیت فراوانی برخوردار است.

با این حال، باید مراقب بود که دشمن از این فرصت سوءاستفاده نکند. همچنین همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب تأکید کردند، بیان نقدها نباید موجب بی‌انصافی شود و نباید به طرح اتهاماتی علیه مسئولان بینجامد که واقعیت ندارد و با عدالت سازگار نیست. افزون بر این، لازم است همواره هوشیار باشیم تا دشمن نتواند از فضای نقد برای تحقق اهداف خود بهره‌برداری کند. این، همان نکته مهمی است که در پیام رهبر معظم انقلاب مورد تأکید قرار گرفت.

سؤالدر پیام پیشین رهبر معظم انقلاب نیز بر موضوع انتقام و خون‌خواهی تأکید شد و ایشان تصریح کردند که این مسئله، امری قطعی و خواست ملت است. با این حال، برخی افراد در رسانه‌ها چنین القا می کنند که پیگیری انتقام در عرصه بین‌الملل به منافع ملی کشور آسیب می‌زند؛ در حالی که به نظر می‌رسد برعکس، همین مسئله می‌تواند موجب انسجام و وحدت ملی شود. این موضوع را از منظر دینی، انقلابی و هر زاویه‌ای که لازم می‌دانید تبیین فرمایید. همچنین توضیح دهید که چرا پیگیری انتقام و خون‌خواهی امام شهید و نیز خون تمامی فرزندان بی‌گناه این سرزمین از میناب گرفته تا سایر نقاط کشور، اعم از نظامی و غیرنظامی که به‌صورت ناجوانمردانه به شهادت رسیده‌اند، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است؟

نکته بسیار دقیقی را مطرح فرمودید. متأسفانه برخی افراد که می‌توان از آنان به عنوان عوامل و پیاده‌نظام رسانه‌ای دشمن یاد کرد و از دستیابی به اهداف خود ناامید شده‌اند، تلاش می‌کنند مسئله انتقام را صرفاً یک موضوع شخصی و احساسی معرفی کنند و چنین القا نمایند که پیگیری آن، منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را تأمین نمی‌کند. در حالی که واقعیت، دقیقاً برخلاف این ادعاست.

اگر بخواهم به برخی از دلایل ضرورت پیگیری انتقام و خون‌خواهی اشاره کنم، روشن خواهد شد که چرا رهبر معظم انقلاب بر این موضوع تأکید کرده‌اند و تصریح فرموده‌اند که خون‌خواهی تک‌تک عزیزانی که مظلومانه و ناجوانمردانه به شهادت رسیده‌اند، باید با جدیت دنبال شود. این موضوع، دلایل متعددی دارد که نشان می‌دهد نه تنها با منافع ملی تعارضی ندارد، بلکه موجب تقویت منافع ملی و استحکام اتحاد و انسجام ملت ایران نیز می‌شود.

اگر به تشییع چندده‌میلیونی برگزارشده در ایران و عراق توجه کنیم، مشاهده خواهیم کرد که مهم‌ترین مطالبه‌ای که مردم بر آن تأکید داشتند، مسئله خون‌خواهی بود. پرچم‌های سرخی که در این مراسم برافراشته شده بود، نماد همین مطالبه عمومی به شمار می‌رفت. حتی می‌توان گفت که در این زمینه، مردم از برخی مسئولان نیز جلوتر حرکت می‌کنند؛ به این معنا که با صراحت، پیگیری انتقام را از مسئولان مطالبه کرده و آنان را به تحقق این مطالبه وادار می‌کنند.

* خون‌خواهی؛ مطالبه عمومی و در راستای منافع ملی

در این زمینه، چند نکته اساسی وجود دارد که نشان می‌دهد پیگیری خون‌خواهی، کاملاً در راستای منافع ملی قرار دارد.

نخستین مسئله، دفاع از حق و حقیقت است. مطالبه خون‌خواهی و انتقام، در حقیقت مطالبه یک حق مسلم است؛ حقی که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. اسلام نیز همواره مدافع حق و حقیقت بوده است. رهبر شهید بارها تأکید می‌کردند که انسان باید همواره در سمت درست تاریخ، یعنی در جبهه حق، قرار گیرد. از همین منظر، کسانی که پیگیر انتقام و خون‌خواهی هستند، در حقیقت در جبهه حق و در مسیر صحیح تاریخ ایستاده‌اند.

در مقابل، به فراموشی سپردن مسئله انتقام، در واقع به معنای نادیده گرفتن حق و حقیقت است؛ امری که به هیچ‌وجه مطلوب نیست. اگر جامعه‌ای از حق مسلم خود صرف‌نظر کند، به تدریج زمینه برای غلبه باطل بر حق فراهم می‌شود و آرام‌آرام حقیقت به فراموشی سپرده خواهد شد.

* عادی‌سازی ترور؛ خطری برای امنیت آینده کشور

نکته دومی که می‌توان به آن اشاره کرد، ضرورت جلوگیری از عادی‌سازی ترور و به شهادت رساندن رهبران دینی و سیاسی است. به نظر می‌رسد یکی از دلایلی که دشمن به خود جرئت داد تا رهبر عظیم‌الشأن ما را به شهادت برساند، این بود که تصور می‌کرد جمهوری اسلامی ایران واکنش متناسب و قاطعی در برابر این اقدام مجرمانه نشان نخواهد داد.

واقعیت آن است که دشمن گام‌به‌گام پیش آمد. شاید اگر در همان ابتدای به شهادت رسیدن شهید سلیمانی، واکنشی شدیدتر و قاطع‌تر صورت می‌گرفت، اساساً نوبت به شهادت سید مقاومت، شهید سید حسن نصرالله، نمی‌رسید و دشمن نیز این مسیر را ادامه نمی‌داد تا جایی که به خود اجازه دهد رهبر عظیم‌الشأن ما را به شهادت برساند. علت وقوع چنین اتفاقی آن بود که دشمن احساس کرد شاید ما آن‌گونه که باید، پیگیر انتقام و خون‌خواهی نباشیم. در حقیقت، این مسئله ناشی از یک خطای محاسباتی بود.

در این زمینه، مصاحبه‌ای از نتانیاهو وجود دارد که خود او به این موضوع اذعان می‌کند. وی می‌گوید زمانی که تصمیم گرفتیم سید حسن نصرالله را به شهادت برسانیم و از میان برداریم، بسیاری به ما هشدار می‌دادند که این اقدام را انجام ندهید، زیرا پیامدهای بسیار گسترده و غیرقابل کنترلی در پی خواهد داشت؛ اما من این کار را انجام دادم و اتفاق خاصی نیز رخ نداد. این سخنان نشان می‌دهد که دشمن دچار یک برداشت و محاسبه خاص شد؛ به این معنا که تصور کرد جمهوری اسلامی ایران آن‌گونه که باید واکنش نشان نخواهد داد و همین مسئله او را به سمت اقدامات بعدی سوق داد تا جایی که به خود جرئت داد رهبر بزرگوار ما را نیز هدف قرار دهد.

در نتیجه، این اقدام برای دشمن به تدریج به یک رفتار عادی تبدیل شد و چنین تصور کرد که ارتکاب این‌گونه جنایت‌ها هزینه سنگینی برای او به همراه نخواهد داشت. اگر ما مسئله انتقام و خون‌خواهی را به‌صورت جدی پیگیری نکنیم، این روند عادی‌سازی تثبیت خواهد شد و این امر آشکارا برخلاف منافع ملی است. در چنین شرایطی، دیگر هیچ‌گاه امنیت پایدار برای مسئولان کشور وجود نخواهد داشت؛ نه برای مسئولان دینی و نه برای مسئولان سیاسی. در این صورت، دشمن هر زمان احساس کند فردی برخلاف خواست و منافع او سخن می‌گوید یا اقدامی انجام می‌دهد، به‌سادگی از ابزار ترور برای حذف او استفاده خواهد کرد. ازاین‌رو، بسیار ضروری است که اجازه ندهیم چنین روندی شکل بگیرد و این رفتار برای دشمن به یک امر عادی تبدیل شود.

* اجرای عدالت؛ فلسفه اصلی خون‌خواهی

نکته بعدی، مسئله اجرای عدالت است. اساساً فلسفه مجازات مجرمان، تحقق عدالت است. اگر این امر محقق نشود، ظلم جامعه را فرا خواهد گرفت. تأکید فراوان اسلام بر عدالت نیز دقیقاً از همین حقیقت ناشی می‌شود؛ بدین معنا که هر فردی که مرتکب جرم یا تخلفی می‌شود، باید پاسخگوی عمل خود باشد و هزینه آن را بپردازد. این موضوع، افزون بر آنکه یک اصل عقلایی و اجتماعی است، امری فطری نیز به شمار می‌رود و به گمان بنده، کمتر کسی با این اصل مخالفت دارد.

از این منظر، اجرای عدالت می‌تواند بخشی از زخم عمیقی را که بر دل‌های مردم ایران وارد شده است، التیام بخشد و موجب آرامش خاطر آنان شود. البته همان‌گونه که اشاره شد، هدف از انتقام صرفاً ایجاد تشفی خاطر نیست؛ بلکه اساس آن، اجرای عدالت است. وظیفه ما اجرای عدالت است، نه صرفاً ایجاد آرامش روانی برای آسیب‌دیدگان.

در همین زمینه، ماجرای رفتار امیرالمؤمنین حضرت علی علیه‌السلام با عمرو بن عبدود، قهرمان مشهور جبهه کفر، نمونه روشنی از این حقیقت است. هنگامی که حضرت او را بر زمین افکند و قصد داشت او را به سزای اعمالش برساند، عمرو بن عبدود به حضرت بی‌ادبی کرد و به ایشان آب دهان انداخت. در همان لحظه، امیرالمؤمنین علیه‌السلام از اقدام خود دست کشید، چند قدمی فاصله گرفت و سپس بازگشت. هنگامی که از ایشان سؤال شد چرا همان لحظه کار را به پایان نرساندید، فرمودند که ما برای اجرای عدالت اقدام می‌کنیم، نه برای انتقام شخصی یا تشفی خاطر. این روایت به‌خوبی نشان می‌دهد که محور اصلی در این‌گونه اقدامات، تحقق عدالت است.

ازاین‌رو، مسئله اجرای عدالت از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و لازم است با پیگیری خون‌خواهی و انتقام، این هدف محقق شود.

* اعتماد عمومی؛ ثمره اجرای عدالت و مجازات مجرمان

نکته دیگری که باید بر آن تأکید کرد، افزایش اعتماد عمومی است. واقعیت آن است که اگر مسئولان نظام پیگیر این مسئله نباشند، اعتماد عمومی آسیب خواهد دید. اجرای عدالت و پیگیری انتقام، ابعاد مختلفی دارد؛ بخشی از آن جنبه حقوقی و قضایی دارد و لازم است مسئولان قوه قضائیه از طریق محاکم داخلی و بین‌المللی این موضوع را دنبال کنند و بخشی دیگر نیز به این مسئله مربوط می‌شود که عاملان جنایت و مجرمان، در نهایت به سزای اعمال خود برسند.

پیگیری این روند، موجب افزایش اعتماد عمومی نسبت به نظام خواهد شد. این یک اصل کلی است و تنها به این پرونده اختصاص ندارد. حتی در جرائم عادی و سطح پایین‌تر نیز مشاهده می‌کنیم که اگر مسئولان در اجرای عدالت و مجازات مجرمان کوتاهی کنند، به‌تدریج اعتماد مردم نسبت به دستگاه قضایی و مسئولان نظام کاهش می‌یابد. این وضعیت نه مطلوب است و نه با منافع ملی سازگار.

بنابراین، افزایش اعتماد عمومی یکی از نتایج مهم پیگیری خون‌خواهی و اجرای عدالت است. هرچه اعتماد مردم به نظام بیشتر شود، اقتدار و استحکام نظام نیز افزایش خواهد یافت و این موضوع، به‌طور مستقیم در راستای تأمین منافع ملی قرار دارد.

* مسئولیت‌پذیری دشمن و تقویت بازدارندگی

نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، ضرورت مسئولیت‌پذیر کردن دشمنان در قبال اقدامات مجرمانه‌ای است که مرتکب شده‌اند. هرگاه دشمن دست به ارتکاب جنایتی می‌زند، باید مسئولیت آن اقدام را نیز بپذیرد. اگر عاملان و آمران این جنایت‌ها به سزای اعمال خود نرسند، دشمن به این جمع‌بندی خواهد رسید که در یک حاشیه امن قرار دارد و ادامه این روند هیچ هزینه‌ای برای او به همراه نخواهد داشت. در نتیجه، نه‌تنها از ارتکاب چنین اقدامات مجرمانه‌ای دست نخواهد کشید، بلکه دامنه و ابعاد آن را نیز گسترش خواهد داد.

ازاین‌رو، ضروری است این حقیقت در حافظه تاریخی ملت ایران و جامعه اسلامی ثبت شود که هرگاه دشمن مرتکب جنایتی می‌شود، مسئولیت کامل آن بر عهده خود اوست و باید پاسخگوی عمل خویش باشد و هزینه آن را بپردازد.

* بازدارندگی؛ تضمین‌کننده امنیت ملی

نکته پایانی که در این زمینه می‌توان به آن اشاره کرد، مسئله افزایش امنیت و تقویت قدرت بازدارندگی است. این موضوع از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. تا زمانی که عاملان این جنایت‌ها مورد تعقیب و مجازات قرار نگیرند، دستیابی به امنیت پایدار امکان‌پذیر نخواهد بود. امنیت، یکی از بنیادی‌ترین نیازهای هر کشور و هر نظام سیاسی است و اگر امنیت برقرار نباشد و مردم احساس امنیت نکنند، بی‌تردید آن نظام از ثبات لازم نیز برخوردار نخواهد بود.

در حقیقت، این مجازات عاملان جنایت است که می‌تواند نقش بازدارنده ایفا کند. همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، اگر پس از به شهادت رسیدن شهید سلیمانی، واکنشی قاطع‌تر و مؤثرتر از سوی جمهوری اسلامی ایران صورت می‌گرفت و عاملان این جنایت و دولت آمریکا به شکل جدی‌تری با پیامدهای اقدامات خود مواجه می‌شدند، این اقدام می‌توانست قدرت بازدارندگی بیشتری برای کشور ایجاد کند و شاید اساساً مسیر حوادث بعدی به شکل دیگری رقم می‌خورد. علت آنکه چنین روندی ادامه یافت، این بود که بازدارندگی مورد انتظار به میزان کافی تحقق پیدا نکرد.

بنابراین، بازدارندگی یکی از مؤلفه‌های اساسی در تأمین امنیت ملی است. در ادبیات راهبردی، بازدارندگی به این معناست که شرایطی ایجاد شود تا دشمن به این جمع‌بندی برسد که ارتکاب هرگونه اقدام مجرمانه، هزینه‌ای بسیار سنگین برای او به همراه خواهد داشت. دشمن نیز، همانند هر بازیگر دیگری، تصمیمات خود را بر پایه محاسبات عقلانی اتخاذ می‌کند و پیش از هر اقدام، سود و زیان آن را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. اگر به این نتیجه برسد که هزینه ارتکاب یک جنایت از منافع احتمالی آن بسیار بیشتر است، طبیعتاً انگیزه کمتری برای انجام آن خواهد داشت.

ازاین‌رو، هنگامی که دشمن اطمینان پیدا کند جمهوری اسلامی ایران در پی شناسایی، تعقیب و مجازات عاملان جنایت است، به این نتیجه خواهد رسید که چنین اقداماتی برای او نه‌تنها سودی ندارد، بلکه زیان‌های سنگینی نیز در پی خواهد داشت. این مسئله موجب کاهش احتمال تکرار چنین رفتارهایی شده و در عمل، قدرت بازدارندگی کشور را افزایش می‌دهد. نتیجه طبیعی این بازدارندگی نیز ارتقای سطح امنیت ملی و تقویت ثبات و اقتدار کشور خواهد بود.

سؤال: به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین اضلاع تقابل جمهوری اسلامی ایران با دشمن، میدان رسانه است. هرچند ممکن است در گذشته ضعف‌هایی در این حوزه وجود داشته، اما اکنون چه باید کرد؟ از یک سو، چگونه می‌توان با برساخت‌ها و روایت‌های رسانه‌ای که رسانه‌های دشمن، رسانه‌های معاند و گاه برخی افراد مغرض یا فریب‌خورده داخلی ایجاد می‌کنند، مقابله کرد؛ از جمله دوگانه‌های کاذبی مانند «امنیت یا اقتصاد و معیشت» که تلاش می‌کنند این دو را در برابر یکدیگر قرار دهند؟ از سوی دیگر، چه اقدامات ایجابی می‌توان در حوزه رسانه انجام داد تا آگاهی‌بخشی و بصیرت‌افزایی در جامعه افزایش یابد و به‌ویژه در موضوع انتقام و خون‌خواهی، همگرایی ملی بیشتری شکل بگیرد؛ به‌خصوص برای آن بخش از جامعه که تحت تأثیر فضای رسانه‌ای دچار غفلت شده‌اند؟

واقعیت آن است که رسانه، یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تقابل با دشمن به شمار می‌رود. حتی می‌توان ادعا کرد که اگر در طول این چهل‌وهفت سال آسیبی متوجه نظام جمهوری اسلامی ایران شده است، بخش قابل توجهی از آن در حوزه رسانه بوده است. به تعبیر دیگر، شاید بتوان گفت بخش مهمی از این آسیب‌ها ناشی از ضعف عملکرد خود ما بوده است؛ زیرا در عرصه رسانه، میدان را تا حدی به دشمن واگذار کرده‌ایم و نتوانسته‌ایم آن‌گونه که شایسته است، حقایق را تبیین و در فضای رسانه‌ای به‌درستی عرضه کنیم.

اینکه امروز مشاهده می‌کنیم برخی از جوانان تحت تأثیر روایت‌های رسانه‌ای قرار گرفته‌اند و یا برخی افراد ناآگاه دست به اقداماتی می‌زنند، نشان می‌دهد که در حوزه رسانه با ضعف‌های جدی مواجه بوده‌ایم و نتوانسته‌ایم بسیاری از واقعیت‌ها را به‌درستی برای افکار عمومی تبیین کنیم.

به عنوان نمونه، جمهوری اسلامی ایران در مقایسه با رژیم منحوس پهلوی، دستاوردهای بسیار مهم و ارزشمندی داشته است، اما دشمن تلاش می‌کند این واقعیت را وارونه جلوه دهد. هنگامی که با برخی از جوانان گفت‌وگو می‌کنیم، مشاهده می‌شود که تصور می‌کنند شرایط در دوران گذشته بهتر بوده و جمهوری اسلامی دستاورد قابل توجهی نداشته است. این برداشت، خود گواه آن است که ما در حوزه رسانه نتوانسته‌ایم عملکرد مطلوبی داشته باشیم.

* جنگ روایت‌ها؛ مهم‌ترین میدان تقابل با دشمن

برای جبران این وضعیت، نخستین نیاز ما افزایش سواد رسانه‌ای است. به اعتقاد بنده، این موضوع به یک جهاد عمومی نیاز دارد. رهبر شهید همواره بر «جهاد تبیین» تأکید می‌کردند و خطاب به جوانان، دانشجویان و دانش‌آموزان می‌فرمودند که شما افسران جنگ نرم هستید. این تعبیر دقیقاً ناظر به همین میدان است؛ بدین معنا که همه افراد، به‌ویژه جوانانی که توان و ظرفیت حضور در این عرصه را دارند، وظیفه دارند در حوزه رسانه، تبلیغ، تبیین و اطلاع‌رسانی فعالانه وارد شوند.

ازاین‌رو، افزایش سواد رسانه‌ای یک ضرورت اساسی است و در کنار آن، رسانه‌ها، به‌ویژه رسانه‌های انقلابی، باید فعالیت‌های خود را توسعه دهند و حضور مؤثرتری در این عرصه داشته باشند.

البته این مسئله اختصاص به امروز ندارد و سابقه‌ای طولانی در تاریخ اسلام دارد. حتی در صدر اسلام نیز رسانه دشمن به گونه‌ای عمل می‌کرد که پس از شهادت امیرالمؤمنین حضرت علی علیه‌السلام در محراب عبادت، این شبهه را مطرح می‌کردند که مگر علی علیه‌السلام نماز هم می‌خواند؟ این مسئله نشان می‌دهد که رسانه دشمن تا چه اندازه توانایی وارونه‌نمایی حقیقت را دارد؛ به گونه‌ای که درباره شخصیتی همچون امیرالمؤمنین علیه‌السلام، که مولود کعبه بود و بنا بر نقل بزرگان، در حال نماز آن‌چنان غرق در عبادت می‌شد که هنگام خارج کردن تیر از پای مبارکشان متوجه نمی‌شدند، چنین تصویری نادرست ارائه می‌کرد.

* سواد رسانه‌ای؛ پیش‌نیاز جهاد تبیین

بنابراین، تحریف حقیقت و فضاسازی رسانه‌ای، سابقه‌ای طولانی دارد. اما در شرایط کنونی که ابزارهای رسانه‌ای و فناوری‌های ارتباطی به‌شدت توسعه یافته‌اند، لازم است ما نیز همگام با این پیشرفت‌ها حرکت کنیم. باید دانش رسانه‌ای خود را به‌روز نگه داریم، اطلاعات خود را ارتقا دهیم و استفاده از ابزارها و رسانه‌های نوین را در اولویت قرار دهیم.

رهبر شهید نیز همواره بر بهره‌گیری از فناوری‌های نوین تأکید داشتند. برای نمونه، در موضوع هوش مصنوعی، با وجود آنکه این فناوری به‌تازگی گسترش یافته است، ایشان بارها هشدار دادند که نباید از دنیا عقب بمانیم. هرچند امروز بخش مهمی از فناوری‌های پیشرفته در اختیار دیگر کشورهاست، اما همواره تأکید داشتند که جمهوری اسلامی ایران باید در این عرصه پیشگام باشد. از همین رو، مأموریت‌های متعددی به مجموعه‌های مختلف واگذار شد تا در این حوزه فعالیت کرده و عقب‌ماندگی‌های موجود را جبران کنند.

بخشی از مشکلات امروز ما نیز ناشی از همین عقب‌ماندگی‌های گذشته است که باید جبران شود. در حوزه رسانه نیز لازم است تلاش کنیم تا دست‌کم در شرایط فعلی، گام‌های مؤثرتر و جدی‌تری برداریم.

* پیشگامی در فناوری؛ شرط موفقیت در نبرد رسانه‌ای

به اعتقاد بنده، ظرفیت تحقق این هدف در کشور وجود دارد. خوشبختانه نیروهای مؤمن، انقلابی و دغدغه‌مند فراوانی در کشور حضور دارند که با روحیه‌ای جهادی، بدون هیچ چشم‌داشتی، در این عرصه فعالیت می‌کنند. وظیفه ما آن است که زمینه و بستر لازم را برای حضور و فعالیت مؤثر این افراد فراهم کنیم تا بتوانند نقش‌آفرینی کنند.

در حقیقت، هر فرد باید در حد توان خود به یک رسانه تبدیل شود و در عرصه تبیین و روشنگری ایفای نقش کند. اگر بتوانیم موضوعاتی همچون انتقام و خون‌خواهی را به‌درستی برای افکار عمومی تبیین کنیم، خواهیم دید که این مطالبه، اساساً یک مطالبه عمومی است؛ همان‌گونه که در مراسم تشییع نیز مهم‌ترین خواسته مردم، پیگیری خون‌خواهی بود.

ازاین‌رو، باید این موضوع به‌درستی برای جامعه تبیین شود و پاسخ کسانی که تلاش می‌کنند انتقام را صرفاً یک مسئله شخصی یا اقدامی مغایر با منافع ملی معرفی کنند، به‌صورت منطقی و مستدل ارائه شود. این وظیفه رسانه‌ها و اصحاب رسانه است که با ورود فعالانه به این عرصه، ضمن پاسخگویی به شبهات، زمینه اقناع افکار عمومی را فراهم کنند.

* هر فرد، یک رسانه در میدان جهاد تبیین

البته نباید فعالیت رسانه‌ای ما صرفاً جنبه انفعالی داشته باشد؛ به این معنا که تنها منتظر باشیم دشمن شبهه‌ای مطرح کند و سپس به آن پاسخ دهیم. بلکه باید خودمان تولیدکننده روایت، محتوا و گفتمان باشیم. رهبر معظم انقلاب همواره تأکید کرده‌اند که باید یک گام جلوتر از دشمن حرکت کنیم و صرفاً در موضع دفاعی قرار نگیریم، بلکه با رویکردی فعال و پیش‌دستانه وارد میدان شویم.

به عنوان نمونه، معظم‌له بارها درباره موضوع زن اشاره کرده‌اند که غرب همواره جمهوری اسلامی را به بی‌عدالتی نسبت به زنان متهم می‌کند، در حالی که اتفاقاً ما باید مدعی باشیم و از نظام‌های غربی مطالبه کنیم؛ زیرا این آنان هستند که نسبت به زن ظلم کرده و حقوق واقعی زنان را تضییع کرده‌اند.

این نگاه نشان می‌دهد که هرچه فعالیت رسانه‌ای ما هدفمندتر، فعال‌تر و مبتنی بر سواد رسانه‌ای بالاتر باشد، تأثیرگذاری آن نیز بیشتر خواهد شد.

* از پاسخ‌گویی به شبهات تا روایت‌سازی پیش‌دستانه

در پایان، معتقدم آموزش سواد رسانه‌ای باید از سنین پایین آغاز شود؛ از دوران دبستان، دبیرستان و مراحل نخستین آموزش. اگر این مهارت‌ها از همان سال‌های ابتدایی زندگی به نسل جدید آموزش داده شود، به‌تدریج می‌توان عقب‌ماندگی‌های موجود را جبران کرد و جامعه‌ای آگاه‌تر، مقاوم‌تر و توانمندتر در برابر جنگ رسانه‌ای دشمن شکل داد.