معنویت در انیمیشن کودک؛ واکاوی سه الگوی جهانی و امکان طراحی الگوی ایرانی

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، شانزدهمین پیش نشست از سلسله نشست های همایش ملی کودک، عرفان و سلامت معنوی با عنوان «معنویت در انیمیشن کودک(نقد سه الگوی جهانی (دیزنی، پیکسار و جیبلی) و امکان صورت‌بندی ایرانی)»  پنجشنبه ۱۱ تیر ماه ۱۴۰۵ توسط دبیرخانه همایش(گروه عرفان و معنویت پژوهشگاه) با همکاری موسسه آموزش عالی هنر و اندیشه اسلامی برگزار شد.

این نشست با ارائه خانم دکتر آزاده مدنی، استاد دانشگاه، پژوهشگر و طراح صحنه انیمیشن و نقد اقای دکترعلی محمدی هوشیار، استادیار گروه جریان شناسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و دبیری حجت الاسلام دکتر علی فضلی، دانشیار گروه عرفان پژوهشگاه دنبال شد.

نخست خانم دکتر مدنی، به طرح مسأله پژوهشی خود یعنی تطبیق سه استودیوی معروف معاصر دیزنی، پیگسار و جیبلی پرداخت تا به طرح یک الگوی پیشنهادی از انمیشین بومی و ایرانی برسد.

از نگاه ایشان دیزنی بر معنویت اومانیستی تکیه دارد و مدل معنویتش نیز در این مراحل شکل می‌گیرد: اول: بحران هویت، دوم: سفر و تجربه، سوم: پذیرش خویش و مسئولیت اخلاقی، چهارم: بازگشت و تعادل و ترمیم جهان. اما پیگسار بر معنویت اگزیستال تکیه دارد و مدل معنویتش نیز در چند مراحل شکل می‌گیرد: اول: بحران وجودی، دوم: تجربه و خودآگاهی عاطفی، سوم: مواجه با مرگ یا ساحت‌های فرامادی، چهارم: بازتعریف معنای زندگی و پنجم: آشتی با زندگی و امید. در قبال این دو، جیبلی بر معنویت هستی شناختی تکیه دارد و مدل معنویتش نیز در چند مراحل شکل می‌گیرد: اول: ورود به جهان ناشناخته، دوم: مواجه با طبیعت و دیگری، سوم: آزمون اخلاق درونی، چهارم: شهود و درک وحدت هستی و پنجم: بلوغ و بازگشت به تعادل.

از تطبیق این سه مدل به عنوان مدل میان فرهنگی،  از پیگسار طرح پرسش‌های بنیادی، از دیزنی، ساختار روایت و شخصیت پردازی و از جیبلی نگاه هستی شناختی به جهان می‌توان اخذ کرد و در نتیجه به خود شناسی، معناجویی و هماهنگی با طبیعت رسید که سه مرحله یک سیر معنوی هستند.

اما الگوی پیشنهادی بومی ایرانی دارای این پنج مرحله است: اول: روایت محوری ( داستان جذاب با شخصیت پردازی قوی)، دوم: سیر تربیتی شخصیت ( رشد اخلاقی و مسئولیت پذیری)، سوم: پیوند با جامعه و طبیعت ( طبیعت بخشی از جهان معنوی داستان)، چهارم: باز تمایز امر متعالی ( حقیقت متعالی منشأ معنا و جهت دهنده زندگی) و پنجم: زبان جهانی با هویت ایرانی ( روایت پرسش‌های انسانی مشترک از دل فرهنگ ایرانی)

بعد از ارائه، ناقد محترم اقای دکتر محمدی هشیار به نقد پرداخت.

اول: ابهام در معنا و مفهوم معنویت. دوم، عدم امکان دستیابی به الگوی جهانی با تحلیل شش نمونه از سه شرکت انیمیشن. سوم: به چه معیارهایی این معنویت‌ها از استودیوها برداشت شده است. چهارم: آیا می‌توان از جذابیت دیزنی، عمق فلسفی پیگسار و زبان نمادین جیبلی به ترکیب مبارکی رسید و الگوی بومی ایرانی ارائه داد. پنجم: سفارش دهندگان این انیمیشن ها از کمپانی ها بررسی نشده اند که چه اهدافی دارند. ششم که مهمترین نقد است، توحید در الگوی شما اصلا نیست. چطور الگوی ایرانی از معنویت در انمیشین می‌خواهید ارائه دهید و از خدا و توحید سخن نگفتید.