جریان نواعتزالی فرار از اشعریت است

به گزارش روابط عمومی فرهنگ و اندیشه اسلامی، در نخستین روز از همایش آنان که می اندیشند با موضوع “بازخوانی و بررسی دیدگاه های سید قطب” که یکشنبه 26 بهمن، ساعت 14 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، تالار علامه امینی برگزار شد، آیت الله علی اکبر رشاد، رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به سخنرانی پرداخت.

وی در ابتدا با تبریک سالگشت انقلاب اسلامی و ایام الله دهه فجر، به کاستی های اساسی جریان اعتزال نو که سید قطب از بانیان و پیشاهنگان این جریان در تاریخ معاصر قرار می گیرد، اشاره و تأکید کرد: مجموعه جریان ها و خرده گفتمان های طیف وسیعی که کمابیش ذیل عنوان «اعتزال نو» قرار می گیرند از سه کاستی و کژی رنج می برند و همین کاستی ها هم مانع کامیابی و کارآمدی این جریان در تحول اجتماعی،  فکری و عملی جوامع اسلامی شده است. این سه کاستی عبارتند از «فقر فلسفی و عقلانیت پویا وکارآمد»، «فقدان منطق کارآمد در مقام فهم دین و فعل دینی» و «غیاب حماسه».

رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران، اشعریت را آفت و انحراف خسارت بار تاریخی برای امت اسلامی توصیف و تصریح کرد: در تاریخ اسلام، انحراف معرفتی و فکری بزرگ تر و خسارت بارتر از اشعریت وجود نداشته؛ اشعریتی که دامن گیر اکثریت عامه بلکه امت اسلامی شد. زیرا در اشعریت عقلانیت به عنوان عنصر شاخصه انسانیت و اسلامیت، غایب است. تحول در گرو تفکر، نو اندیشی و روشن اندیشی است. جان و جوهر روشنفکری عقل گرایی است و اشعریت تباین جوهری و ذاتی با روشنفکری دارد؛ نوعی سفاهت کلامیست و قهراً  با عقلانیت  هیچ نسبتی نمی تواند داشته باشد. افزون بر 10 قرن اکثریت امت اسلامی مبتلای به این آفت بودند؛ بر این نگرش، انسداد اجتهاد را هم ضمیمه کنید. در تاریخ  جریان های غالب و مسلط اسلامی در میان امت اسلام بعد از چهار فقیه برجسته عامه اهل سنت، اجتهاد تعطیل شد که این البته به دلیل غیاب عقل بود، چون جوهر اجتهاد هم عقلانیت است.

آیت الله رشاد تأکید کرد: طی دو قرن اخیر افرادی به عنوان  عناصر مصلح و افراد دلسوز و خیرخواه جامعه و امت اسلامی به چاره اندیشی برای حل این معضل اهتمام کردندکه با مقوله اشعریت چه کنیم که بلای جان اسلام و امت  اسلامی است؟ دیدند که احیاء اعتزال تاریخی که میسر و قابل دفاع هم نیست، لهذا این تأملات، دغدغه ها، مصلحت اندیشی ها و احیاناً خیرخواهی ها منتهی به پیدایش جریان هایی شد که می توان از آن به اعتزال نو تعبیر کرد. در واقع نو اعتزال گرایی تلاشی است برای زدودن آثار سوء حاکمیت طولانی اشعریت در تفکر اکثریت امت اسلامی.گرچه جریان نواعتزالی یکدست و مبانی و مباحث آن چندان شفاف نیست و در مجموع به یک مکتب و دستگاه معرفتی تبدیل نشده، اما در مجموع می توان گفت یک رویکرد معرفتی است.

وی افزود: سید قطب و من تبع سید قطب متعلق به همین طیف نومعتزله باید قلمداد شود یا خود سید قطب را باید در زمره پیشاهنگان و پیشکسوتان تفکر نو اعتزالی انگاشت. مشکل اساسی اشعریت فقدان دستگاه فلسفی و عقلانیت کارآمد بود؛ که هم در مبنا و فقدان منطق کارآمد و هم در مقام مواجهه با دین، در دو افق: فهم دین و فعل دینی آشکار شد. نواعتزال گرایی تصور می کرد باید جایگزین اشعریت بشود، در حالی که اعتزال تاریخی هم مورد قبول و دفاع نیست و اعتزال نو نیز دقیقاً از همین نقاط ضعف رنج می برد. به تعبیری باید گفت نقطه ضعف اصلی و مشترک هم اعتزال تاریخی و اشعریت مسلط و هم اعتزال نو در همین دو نقطه است به اضافه اینکه اعتزال نو از نبود چیز دیگری هم رنج می برد به نام غیاب حماسه.

صاحب کتاب «حریت و مدارا» تأکید کرد: دستگاه اعتزالی تاریخی از مکتب فلسفی کارآمدی برخوردار نبود، هرچند به نحو افراطی عقل گرا بودند اما از یک دستگاه کارآمد جامع الاطراف برخوردار نبودند. مشکل اساسی اعتزال تاریخی، «تک ساحتی نگری» در حوزه معرفت و مبانی فهم دین و حوزه منطق درک دین بود. اصرار  و افراط در سهم و نقش منحصر عقل در فهم دین که منتهی به تک ساحتی اندیشی در مقام معرفت و معیشت شد. این نقطه ضعف در اشعریت هم هست، یعنی اشعریت هم مبتلا به همین مشکل یعنی تک ساحتی اندیشی و فقدان یک دستگاه کارآمد، جامع نگر و واقع گرا هم در مبنا و هم در منطق است. در واقع باید گفت مشکل اساسی جریان اعتزال تاریخی و اشعریت مسلط و امروز اعتزال نو اینست که هر سه فاقد دستگاه فلسفی و عقلانی کارآمد جامع نگر و واقع گرا هستند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، نتیجه ی فقر فلسفی(در اینجا مراد از فلسفه متافیزیک محض نیست) و نداشتن عقلانیت جامع و فقدان دستگاه روش گانی در مواجهه با مقام فهم، تحقیق و فعل و تحقق دین، را افتادن در دام تک ساحتی نگری دانست

آیت الله رشاد خاطرنشان کرد: این که جریان اعتزال و اشعریت در مقام منبع معرفت، تنها یک منبع و یک ابزار را با تلقی های گوناگون از عقل و کلاً منابع، محور قرار دادند یا حتی به نحو حصری برای او سهم و نقش برای تولید  معرفت دینی قائل شدند، آفت اساسی است. معتزله، عقل را مبنا و محور مسلط و منحصر قلمداد کردند، اشعریه حدیث را. آنها خِرَدبسند شدند؛ خردبسندگی آفت اعتزال تاریخی است و اشعریه حدیث بسند شدند. حتی نمی توان گفت مثل اخباریون ما نقل بسند بودند. به اخبار و احادیث آن هم به ظواهر اخبار و حدیث تسلط داشتند. هردو از این جهت که بر حول محور یکی از منابع معرفت تسلط دارند و اصرار می ورزند مشترکند: تک ساحت اندیشی. هم در مبانی معرفت شناختی و هم در منطق و روش شناسی فهم و روش شناسی اجرا و تحقق و تطبیق دین. این مشکل در نو معتزلی هم هست.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخش دیگری از سخنانش با تأکید بر اینکه جریان نواعتزالی فرار از اشعریت است،گفت:  اینها به یک عقلانیت عمیق، استوار، دقیق و سخت بنیاد نرسیدند. هر سه جریان از این جهت مشکل دارند یعنی اعتزال نو هم دچار همان آفتی است که دو جریان گذشته مبتلا بودند، یعنی تک ساحتی نگری. در  اعتزال نو عقلانیتی خودبنیاد اما سطحی نگر بیشتر شبیه به عقلانیت ابزاری، مبنا و محل توجه است چنانکه در اعتزال تاریخی هم نوعی خرد و عقل خودبنیاد محور و محل توجه بود. وقتی می گویم فقر فلسفی اصرار ندارم بر اینکه فلسفه صرفاً به مفهوم متافیزیکی آن محل توجه باشد؛ منظور، نوعی عقلانیت و اهتمام به نگاه های بیرونی و نوعی توجه به شأن انسانی انسان است.  در  مجموعه جریان اعتزال نو با یک فلسفه دین جامع و یک دستگاه روش گانی کارآمد و واقع بین مواجه نیستیم. نتیجه این دو مشکل این می شود که آراء و آثاری که در طیف مطالعاتی این جریان متولد می شود آراء و آثار در خوری نیست؛ آثار سست، سطحی و غیر فاخر است.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در تکمیل سخنانش اظهار کرد: اگر به آثار این اعاظم که به هر حال تأثیر شگرفی در تحولات اجتماعی در دو سده اخیر داشتند و بین آن ها عناصر با اخلاص، مصلح و خیرخواه فراوان بودند، نگاه کنیم، می بینیم اشکال اساسی تک ساحتی نگری، فقدان عمق و جامعیت و روش شناسی کارآمد و روزآمد، حاصلش این شده است که نتوانند تأثیری اساسی و تحول آفرین در تاریخ اسلام و جهان اسلامی داشته باشند. آثار سید قطب را ملاحظه کنید. بنای این جلسه در تخفیف شأن سید قطب نیست اما ایرادی ندارد اگر نقد و اشکال و نقطه ضعف هست عرضه کنیم. مواجهه انتقادی نوعی تکریم قلمداد می شود. در آثار سید قطب هیچ اثر عمیق ماندگار که بتواند منشأ الهام تحولات عمیق و اساسی معرفتی بشود، نمی یابید. بزرگانی مثل «رشید رضا»، «ابوالعلاء مودودی» و بازماندگان آن ها وکسانی که هم اکنون زنده اند، نظیر «محمد قطب» برادر سید قطب، همه مبتلا به این مشکل هستند که نتوانسته اند آراء عمیق و آثار فاخر تولید کنند، به دلیل اینکه فاقد دستگاه مبنایی و دستگاه روش گانی در خور و فراخور بودند.

مؤسس و رئیس حوزه علمیه امام رضا(ع)، آفت سوم که در اعتزال نو بیشتر نمایان است را فقدان روح حماسی و غیاب حماسه عمیق در تفکر دانست و تأکید کرد: ممکن است برخی بگویند اینها اینهمه مبارزه کرده و زندان رفته و یا شهید شده اند و یا جنبش هایی را بنا گذاشتند؛ اما باید دقت کرد که این به معنای روح حماسی نیست. یک روح محافظه کاری در عملکرد طیف اعتزال نو به چشم می خورد، لهذا زود عقب نشینی می کنند و زود دچار تفرقه می شوند. امروزه جریان های وسیعی که شاید شمارش آن ها دشوار باشد، تحت این عنوان فعالیت می کنند. ببینید همین مجموعه « اخوان المسلمین» چه طیف گسترده ای شده اند. عناصر بسیار بسیار افراطی تا عناصر بسیار تفریطی در آن وجود دارند. جریان ها و خرده جریان های فراوان در آن حضور یافته اند. اما فاقد روح حماسه است و شاید غیاب روح حماسه مانع موفقیت این جریان ها در میدان عمل و در مبارزاتی شدکه برای پیروزی در آنها تا نهایت و فرجام باید ایستاد. شاید سرّ فروپاشی آسان و آنی قیام های بهار عربی فقدان دستگاه فلسفی و عقلانی نیرومند و کارآمد، فقدان منطق فهم توانا و کارآمد در مقام فهم و فعل دینی و فقر روح حماسه و محافطه کاریست. تمام انقلاب ها و قیام هایی که اخیراً در برخی کشورها رخ داد، چندماهی بیشتر دوام نیاوردند. در همان ماه های اول با آمریکا و حتی اسرائیل کنار آمده، نرمش نشان دادند و نهایتاً هم فروپاشیدند.

آیت الله رشاد در شاهد مثال این مدعا، به نقل خاطره ای از مقام معظم رهبری(مدظله العالی) پرداخت و گفت: زمانی به مکه مشرف می شدم و هر سال  با محمد قطب(که به آل سعود پناه آورده و در آنجا در امنیت زندگی می کند)، برادر سید قطب، در منزلش ملاقات می کردم و نوعاً هم هر سال یکی دو کتابچه برای ترجمه به ما می سپرد تا با خود به ایران بیاوریم. این را به محضر رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) نقل کردم. ایشان گفتند: اینها مرد عمل نیستد و بعد حکایتی را نقل کردند. فرمودند: بعد از پیروزی انقلاب، سفری به پاکستان رفتم و به ابوالعلای مودودی پیغام دادم من علاقمند به ملاقات با شما هستم و اگر شما آمادگی ندارید من حاضرم به دیدن شما بیایم. جرأت نکرد با من ملاقات کند. به او پیغام دادم حرف هایی که شما می زدید و آرمان هایی که مطرح می کردید ما امروز در ایران محقق کردیم. ولی او آماده نشد که با هم ملاقات کنیم! این همان روح محافظه کاری است که در پیشگامان و پیشکسوتان جریان نواعتزالی وجود دارد. گرچه سید قطب تا مرز شهادت ایستاد.

آیت الله رشاد در بخش پایانی سخنانش، تفاوت گفتمان انقلاب اسلامی با انقلاب های اخیر در جریان بهار عربی را چنین توصیف کرد: برخورداری از دستگاه عقلانیت عمیق و زاینده که البته وامدار تعالیم عقلانی علوی و مکاتب فلسفی است که در حوزه  جهان شیعی وجود دارد: «العقل و العدل علویان»؛ دیگری منطق اجتهاد پویا( من پویا را به آن مفهومی که به شعار می گویند با اجتهاد سنتی جواهری منافات داشته باشد، مراد نمی کنم)  تعبیر کنیم منطق اجتهاد تجدیدپذیر که وامدار تعالیم و مکتب اجتهادی صادقین (ع) است و سوم شور و شعور حماسی که در انقلاب و گفتمان انقلاب اسلامی ایران  و در شیعه وجود داشت و دارد و شیعه این را وامدار نهضت حضرت سید الشهدا(ع) است.

لازم به ذکر است در ابتدای این همایش و پیش از سخنرانی آیت الله رشاد، یاد و خاطره  شهید «روح الله سوزنی»، گرامی داشته شد. این همایش دو روزه  به همت کانون اندیشه جوان، مؤسسه اشراق و نهاد نمایندگی دانشگاه تهران در تالار علامه امینی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران برگزار می شود.