مبانی پولطلا سست و بی‌اساس‌اند

معرفی کردن پول اعتباری به عنوان ریشه تمام مشکلات اقتصادی ادعای نادرستی است، چراکه خیلی از کشورها با همین پول اعتباری، اقتصاد موفقی دارند، از این رو این دیدگاه مبانی سستی دارد.

به گزارش اداره روابط عمومی و اطلاع‌رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، موضوع تورم، تحریم پذیری، کاهش ارزش پول و لزوم یا عدم لزوم جبران کاهش ارزش پول در دهه‌های اخیر، از مباحث مورد ابتلا و چالش‌بر‌انگیز محافل اقتصادی و فقهی بوده است که به عقیده برخی کارشناسان بی ارتباط با اعتباری بودن پول رایج کشور نیست. به همین خاطر برخی صاحب نظران برای برون رفت از این معضلات ایده به کارگیری انواع دیگر پول به جای پول اعتباری را مطرح کرده اند.

با توجه به نقش مبنایی طلا در بنای ساختارهای اقتصادی به واسطه حفظ ارزش پول، برخی کارشناسان اقتصادی بر اهمیت این فلز به عنوان «مبنای پولی معیشت اسلامی» تاکید می‌کنند و در مقابل ‌شماری از اساتید فقه الاقتصاد با نفی انتساب هر گونه پولی به اسلام، علاج مشکلات اقتصادی پولی و بانکی از قبیل تورم و کاهش ارزش پول و تحریم پذیری را در اصلاح رویه‌ی ناکارآمد بانک مرکزی در مدیریت حجم نقدینگی می دانند.

در همین راستا حجت الاسلام والمسلمین استاد سیدعباس موسویان عضو هیأت علمی گروه اقتصاد اسلامی پژوهشگاه به گفتگویی با سایت وسائل به موضوع پولطلا پرداخته‌است که متن کامل این گفتگو در ادامه از منظرتان عبور خواهد کرد:

  •  ایده پولطلا و جایگزینی آن با پول اعتباری در نظام اقتصادی کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟ به نظر شما این ایده چه میزان امکان پذیر است؟

من ابتدا اشاره ای به مبانی این دیدگاه خواهم داشت و بعد به بررسی این دیدگاه خواهم پرداخت. افرادی که بحث درهم و دینار و یا پول طلایی را مطرح می کنند، معمولا سه اعتقاد دارند و بر اساس آن سه اعتقاد این دیدگاه را مطرح می کنند. اعتقاد اول‌شان این هست که طلا و نقره را به عنوان پایه‌ یک پول اسلامی می شناسند و معتقدند درهم و دینار یک پول اسلامی است و اگر ما بازگردیم به سیستم طلا و نقره، به یک نحوی اقتصاد و پول اسلامی را زنده کرده ایم.

خواصی را هم به اعتقاد خودشان برای پول درهم و دینار مطرح می کنند که اگر این پول در سیستم اقتصادی مطرح شود، از آن مزیت ها منتفع خواهیم شد. ایشان از حفظ ثبات سطح عمومی قیمت ها به عنوان مهم‌ترین این مزیت ها یاد می کنند و می گویند اگر به پول درهم و دینار بازگردیم این نوسانات قیمت ناشی از تورم و کاهش ارزش پول را نخواهیم داشت و بدین صورت مشکلات اقتصادی اساسا سالبه به انتفاء موضوع خواهند شد.

نکته دومی که این بزرگوران به آن اعتقاد دارند این هست که طلا در طول تاریخ نشان داده که از یک ارزش ثابتی برخوردار بوده است و توانسته است که قدرت خرید خودش را در اقتصادها حفظ کند. مثال های مختلفی هم می‌زنند مبنی بر اینکه هر گرم و یا هر مثقال طلا قبلا برابری می کرده است با چه میزان از کالا و خدمات و الان چه برابری دارد و اگر ما پول طلا را امروز جایگزین پول اعتباری کنیم از این معضل اقتصادی در امان خواهیم بود و ارزش پول ملی ثابت خواهد ماند.

نکته سوم اینکه مدعیان پول اعتباری معتقدند که تورم و کاهش ارزش پول جزء ذاتی های پول اعتباری است و اگر ما پول اعتباری داشته باشیم به ناچار باید به تورم و کاهش ارزش پول تن دهیم. به عبارت دیگر پول اعتباری را مساوی و ملازم با این پدیده ها می دانند.

پول اسلامی مبنای تاریخی ندارد / درهم و دینار پول‌های ایرانی و یونانی

ما اگر یک بررسی دقیق داشته باشیم به این نتیجه می‌رسیم که هر سه مبنای این بزرگوران اشکال دارد. اولا اینکه از تاریخ پول اسلامی بر مبنای درهم و دینار به دست نمی آید. دینار پول یونانی ها و رم باستان بوده که اعراب صدها بلکه هزاران سال قبل از ظهور دین اسلام، در اثر ارتباطات تجاری که با رمی ها داشتند، اصطلاحا با پول طلای رمی که همان دینار نامیده می‌شد آشنا بودند و چون جزیره العرب یک حکومت مقتدری نداشت در نتیجه پول مقتدری هم نداشت، بنابراین اعراب در مبادلات بین المللی شان از دینار استفاده می کردند و بعد رفته رفته در معاملات داخلی شان هم از دینار استفاده ‌کردند.

از این رو دینار پول اسلامی نبود بلکه پول رمی بود؛ وقتی که پیامبر اکرم(ص) مبعوث شدند این پول به عنوان مبنای معاملات همچنان در جزیره العرب رایج بود. دینار این تاریخ را داشت و همین طور درهم یک پول ایرانی بود که حکومت های ساسانی در ایران از آن استفاده می‌کردند و سابقه آن در ایران البته به قبل از ساسانیان هم می‌رسد که باز اعراب به جهت ارتباطات تجاری و معاملاتی که با ایرانیان داشتند پول درهم را نیز محور معامله قرار می‌دادند. این پول هم ابتدا در سطح بین المللی رایج بود و بعد به تدریج در معاملات داخلی شان هم رواج یافت.

صدر اسلام و سیستم اقتصادی دوپولی بدون رابطه مشخص در بلاد مسلمین

بنابراین وقتی ما جزیره العرب را در آستانه ظهور اسلام مطالعه می کنیم می بینیم که یک سیستم دوپولی با یک رابطه غیر تعریف شده بر قرار بوده است. یعنی یک پول دینار بوده از جنس طلا و یک پول نقره بود به نام درهم که رابطه شان هم تعریف شده نبوده است. به عبارت دیگر این طور نبوده که رابطه یک به ده داشته باشند؛ گاهی این رابطه به یک به هشت و گاهی هم به یک به پانزده می‌رسید. یعنی در ازای یک دینار گاهی هشت درهم و گاهی پانزده درهم و گاهی حتی بیش از این مقدار هم معامله می‌شد که در برخی از مقاطع تاریخی تا سی و پنج درهم هم نقل شده است.

بنابراین درهم و دینار صدها بلکه هزاران سال قبل از ظهور اسلام در دنیا شناخته شده بود و به تدریج وارد جزیره العرب شده بود و به عنوان پول رایج جزیره العرب درآمده بود و وقتی هم که دین اسلام ظهور کرد می‌بینیم که آقا رسول الله(ص) نسبت به درهم و دینار احکام زیادی دارند، منتهی همه برمی‌گردد به نحوه تعامل با درهم و دینار اما نسبت به خود درهم و دینار هیچ تغییری اعمال نمی‌کنند و برای حاکمان بعد از خود هم سفارشی در این خصوص نمی‌کنند. بله، نسبت به تقلب در این پول و نیز تراشیدن برای کاهش وزن و یا دستکاری در عیار آن هم در کلام پیامبر اکرم(ص) و هم ائمه اطهار(ع) منع و نهی صورت گرفته است.

همین طور در رابطه با ضرب پول های تقلبی که ظاهرش پول اما باطنش پول نبود نهی فرموده اند و به طور کلی احکام زیادی از این سنخ داریم، اما این ادعا که درهم و دینار به عنوان پول اسلامی در کلام معصومین(ع) مطرح باشند، مردود است. پیامبراکرم(ص) در سیره عملی معاملاتی خود و مسلمانان این پول را پذیرفته بودند اما به نه به عنوان پول اسلامی.

بعد از پیامبر(ص) هم در زمان خلافت خلیفه اول و دوم و سوم و حتی در زمان خلافت امیرالمومنین(ع) ما تغییری نسبت به درهم و دینار نمی بینیم. همین درهم و دینار با تصویر پادشاهان رم و ایران در میان مسلمانان رایج بود و به تدریج خود مسلمین ضراب خانه هایی در شهرهای اسلامی به وجود آورده بودند که با همان نقش و نگار‌ها سکه ها را ضرب می‌کردند به خصوص بعد از خلیفه دوم که فتوحاتی در ایران و رم داشت، ضرابخانه هایی مصادره شدند و همان ضرابخانه ها هم درهم و دینار را با نقش و نگار پادشاهان ایرانی و رمی ضرب می‌کردند، تا اینکه خلافت به امیرالمومنین(ع) می رسد.

در زمان خلافت ایشان حضرت اقدام به تغییراتی در ظاهر این پول می کنند. یعنی نقش و نگارهای شاهان ایران و امپراطوری رم را حذف می کنند و به جای آن سوره هایی از قرآن را حک می کنند. بنابراین حضرت تغییرات صوری از این سنخ در درهم و دینار ایجاد می کنند، اما در عیار و وزن آنها هیچ تصرفی نمی نمایند.

البته این مطلب بیش تر در نقل ها آمده است و متاسفانه به جهت کوتاه بودن عمر حکومت ایشان و درگیری ایشان با سه جنگ بزرگ، فرصت رواج و شایع نمودن این پول در بلاد اسلامی به وجود نیامد در نتیجه الان در موزه ها آثاری از این پول ها نمی بینیم و در دوران حکومت معاویه، امویان و مروانیان این پول با صورت اسلامی هم رها می شود و دوباره همان درهم و دینار مرسوم در همه بلاد اسلامی ضرب می شود تا زمان عبدالملک بن مروان؛ در زمان عبدالملک مروان قلمرو حکومت اسلامی خیلی توسعه یافته بود و تقریبا از انتهای ایران از کشورهایی مثل افغانستان و پاکستان امروز و تا نزدیک به اسپانیا می‌رسید و یک قلمروی خیلی وسیعی داشت.

از طرف دیگر به جهت سوء استفاده ها، انواع دینارها و درهم ها در جامعه رواج پیدا کرده بود یعنی دینارهای متفاوتی با عیارهای مختلف و وزن های مختلف به گونه ای که دینا های صحیحی که در زمان پیامبر اسلام(ص) رایج بوده گمشده بود و نمی دانستند در زمان آن حضرت بر کدام دینار از جهت وزن و عیار خمس و زکات و سایر احکام مربوط به نقدین جریان داشته است.

همین اتفاق نسبت به درهم هم رخ داد و روایات زمان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام را هم اگر مطالعه بفرمایید ما اسامی مختلفی از دراهم و دنانیر را می بینیم. این مسئله باعث شد که عبدالملک بن مروان به این فکر بیفتد که یک پول منضبط و تحت اشراف خود ضرب کند.

در همین راستا مشورت های زیادی گرفت و از جمله از امام باقر(ع) مشورت گرفت و آن حضرت هم، نسبت به وزن و هم نسبت به عیار و هم کیفیت شکل ظاهری آنها راهنمایی هایی کردند و از آن روز درهم و دیناری موسوم به درهم و دینار اسلامی ضرب می شود که در تاریخ دارد از شیشه و بلور سنجه هایی را طراحی می‌کنند و این را می فرستند به ضرابخانه ها که از این به بعد سکه ها با این سنجه ها ضرب شوند.

از این تاریخ این سکه ها تبدیل به شاخص های درهم و دینار می شوند. البته بازهم ما شاهد تغییر و تحول در ضرب سکه ها هم از طرف حکومت ها و هم از طرف ضراب های خصوصی هستیم. بنابراین ما اگر بخواهیم در نقد مبنای اول یک جمع بندی داشته باشیم، می گوییم اسلام نه در زمان پیامبر اکرم(ص) و نه در زمان ائمه معصومین(ع) پول خاصی را به عنوان پول اسلامی معرفی نکرده است بلکه پول رایج در آن زمان را که درهم و دینار بود را تایید فرمودند و معامله با آنها را امضاء کردند.

از این رو وقتی می گوییم پول اسلامی اگر منظور این است که اسلام این پول ها را تایید فرموده، ما هم این مطلب را قبول داریم اما اگر مراد این است که از دید اسلام این درهم و دینار پول انحصاری است و خودش آن را طراحی کرده است، مورد پذیرش ما نیست و از تاریخ و آیات و روایات و سیره و سنت حتی غیر از ائمه معصومین(ع) یعنی سایر خلفا هم چنین مطلبی استفاده نمی شود.

 

پول اسلامی مبنای تاریخی ندارد؛ کاملا واضح است طلا ثبات قیمت ندارد

 

نوسان قیمت طلا و نقره در طول تاریخ خط بطلانی بر ادعای ثبات قیمت

مبنای دومی که این دیدگاه به آن متکی است این هست که این عزیزان فکر می کنند که اگر پول صرف نظر اسلامی بودنش، از طلا و نقره باشد، ارزش خود را در طول تاریخ حفظ می کند و ما را از تورم و دیگر معضلات اقتصادی مصون می دارد و از این رو دیگر نیازی به مطالعات تاریخی نیست.

در پاسخ می گوییم که درست است که طلا قیمت خود را در مقابل سایر کالاها و خدمات تا حدودی حفظ کرده اما نقره فاقد این خصوصیت است. اگر طلا و نقره پول اسلامی بوده اند چرا نسبت به نقره ادعای حفظ ثبات قیمت را ندارند و آن را به عنوان پول اسلامی پیشنهاد نمی کنند. اگر قیمت نقره از آن زمان تا کنون را بسنجید می بینید که صدها برابر کاهش ارزش داشته و رابطه تقریبی یک به ده نسبت به دیناری که در زمان پیامبر اکرم(ص) رایج بوده الان به یک به هزار رسیده و همچنین نسبت به سایر کالاها و خدمات رابطه آن کاهش شدیدی پیدا کرده است.

بله، در خصوص طلا این دوستان خیال می کنند که این فلز ارزش خودش را نسبت به سایر کالاها و خدمات به صورت ثابت حفظ می کند اما مطالعه نوسانات قیمت طلا نسبت به کالاها و خدمات هم نشان می دهد که اینطور نیست ثبات قیمت داشته باشد. یعنی نه در صدر اسلام اینگونه بوده که قیمت طلا در مقابل خدمات ثابت باشد و نه بعد از آن بوده و نه الان این گونه است.

در بررسی صدر اسلام اگر به زمان خلافت خلیفه دوم نگاه کنیم، از جمله خطبه هایی که او در آغاز خلافتش خواند مضمونش همین بود که مقدار دیناری که مبنای محاسبه دیه در زمان پیامبر اکرم(ص) بود با امروز متفاوت است زیرا قیمت دینارهای آن زمان با امروز متفاوت است و اگر بخواهیم دیه انسان را با ارزش واقعی دینار امروز نسبت به کالاهای واقعی در نظر بگیریم باید بیست و پنج درصد دیه را نسبت به پول طلا و پنجاه درصد هم نسبت به پول نقره افزایش دهیم.

این نشان می دهد که در عرض دو سال پول طلایی ارزش خودش را از دست داده بود و پول نقره ای هم پنجاه درصد ارزش خودش را از دست داده بود. و همان موقع خلیفه دوم دستور می دهد که ملاک محاسبه دیات نرخ جدیدی از درهم و دینار باشد. اما مبنای محاسبه دیه اگر شتر بود قیمت آن تغییر نمی کرد و با همان قیمت محاسبه می شد. پس این جریان تاریخی نشان می دهد که ارزش درهم و دینار حتی در همان صدر اسلام هم ثابت نبود.

همین طور مقریزی که از مورخین قرون اولیه اسلام است در کتاب تاریخش می گوید، در اثر فتوحاتی که حکومت اسلامی هم از جانب شرق سرزمین های اسلامی و هم از سمت غرب آن داشت، حجم پول طلایی زیادی وارد کشورهای اسلامی به خصوص مرکز حکومت اسلامی یعنی مدینه شد که موجب افت شدید قیمت کالاهای مختلف گردید، بعد در کتاب خودش شروع به نقل یک لیست بلند از کالاهای اساسی مورد احتیاج مردم در آن زمان می نماید که به طور مثال قیمت شتر و یا سایر کالاهای دیگر چه میزان کاهش ارزش پیدا کردند. این گزارش تاریخی مربوط به زمان خلیفه سوم است یعنی در یک دوره سی ساله چه میزان نوسانات قیمت هم نسبت به دینار و هم نسبت به درهم صورت گرفته است.

 

قیمت طلا همیشه بیانگر ارزش واقعی کالاها نیست

در نتیجه این طور نیست که اگر پول طلایی باشد حتما ثبات قیمت خواهیم داشت، در صدر اسلام که این گونه نبوده و الان هم که دیگر کاملا واضح است که طلا ثبات قیمت ندارد. به طور مثال شما همین ده یا بیست سال اخیر را اگر مطالعه کنید می توانید نوسانات قیمت طلا را ملاحظه کنید؛ تقریبا هر انس طلا از 600 دلار به 1800 دلار و بعد از 1800 دلار به 1100 دلار نوسان قیمت داشته و الان هم تقریبا رسیده به 1490 دلار که یعنی طلا بین 600 تا 1800 دلار نوسان قیمت داشته است. بنابراین اینطور نیست که قیمت طلا همیشه بتواند بیانگر ارزش واقعی کالاها باشد.

حتی همین امسال میلادی را اگر شما ملاحظه کنید بازهم نوسان قیمت حداقل 10 درصدی را در طلا مشاهده خواهید کرد، آن هم فقط در یک سال. پس این طور نیست که اگر ما پول را به طلا پیوند زدیم حتما ثبات قیمت و ارزش خواهیم داشت. این نکته هم به شهادت تاریخ و هم از گزارش های ماهیانه و سالانه سایت های اعلام نرخ طلا که نوسانات قیمت آن را به صورت نموداری نمایش می‌دهند قابل فهم است.

 

  • دوستان مدعی پولطلا معتقدند که نوسان قیمت این پول با ضرب و ذوب به هنگام آن قابل کنترل است.

بله کنترل آن در داخل کشور ممکن است اما بعد با دو پدیده بسیار خطرناک مواجه خواهید شد، چون طلا یک فلز گران‌قیمت جهانی است و فقط کاربرد داخلی ندارد. اگر شما به زور ارزش طلای داخلی را کم تر از قیمت جهانی آن نگاه دارید، نتیجه آن خروج گسترده طلا از کشور می شود. یعنی خیلی از افراد اقدام به خرید طلا به صورت های مختلف از قبیل سکه و جواهر و زیورآلات می کنند و بعد از کشور خارج می شوند و خیلی راحت در عراق و افغانستان و پاکستان و … می فروشند.

 

  •  بانک مرکزی این خروج طلا از کشور را با ابزارهای قانونی نمی تواند کنترل کند؟

خیر، قابل کنترل نیست؛ چون طلا قیمت بسیار بالایی دارد با وزن خیلی کم. شما یک کیلو طلا را خیلی راحت می توانید تبدیل کنید به ورق های خیلی کوچک و در میان اشیاء جاسازی کنید. مواد مخدر هم نیست که با سگ قابل ردیابی باش؛ به سهولت می توان آن را از مرزهای پهناور ایران خارج کرد و لازم هم نیست حتما از فرودگاه و مبادی رسمی کشور خارج شوند که بازرسی صورت گیرد.

همین الان کولبرها چه میزان کالا از مرزها جابه جا می‌کنند، حال اگر ببینند که قیمت طلا در خارج از کشور بالاتر است، آن را هم خارج می‌کنند. همین طور اگر قیمت طلا در ایران بالاتر باشد باز عکس ماجرا یعنی ورود طلا به کشور هم مشکل آفرین خواهد بود چراکه سایر کالاها و دارایی های با ارزش واقعی خارج می شوند.

بنابراین نه ایران بلکه هیچ کشوری نمی تواند قیمت طلا را در خود تثبیت کند و ثابت نگاه دارد. به همین جهت شما می بینید که همه کشورها طلا را رها کرده اند. ممکن است پول خودشان را تثبیت کنند اما با طلا کاری ندارند چون می دانند به هر شکلی که به قیمت آن دست بزنند وضعش بدتر می شود.

پولطلا در معاملات نسیه متعارف کارایی ندارد

بنابراین نکته‌ دومی که به عنوان یکی از پایه‌ های این نظریه یاد می‌شود این است که این دوستان خیال می کنند که اگر پایه طلا باشد دیگر همیشه ثبات قیمت را به دنبال خواهد داشت که بطلان این ادعا به وضوح روشن شد.

بله ممکن است کسی اثبات کند که طلا در یک مقطع بلند مدت هزار ساله و پانصد ساله از ثبات قیمت مناسبی بهره مند بوده، اما این مقدار ثبات قیمت برای محور معاملات قرار گرفتن یک پول کفایت نمی کند چون ملاک و معیار در پول، ثبات نسبی قیمت در روزمره است. یعنی من اگر الان معامله کنم که سه ماه دیگر پول آن را بپردازم، اگر موعد پرداخت قیمت طلا 20 درصد رفت بالا و یا 10 درصد پایین آمد باز هم همین مشکل نوسان قیمت را خواهم داشت.

معاملات نسیه متعارف در دنیا بین سه تا پنج سال است که زیر سه سال را می گویند کوتاه مدت و بالای پنج سال را هم بلند مدت می گویند. معاملات نسیه بین یک تا پنج سال رایج ترین معاملات نسیه در دنیا است. حال شما اگر همین الان در فضای وب، قیمت طلا نسبت به کالاهای مختلف همچون جو و گندم و نفت و مس و آلومینیوم و سایر کالاهای مورد نیاز جامعه را در بازه زمانی یک تا پنج ساله جستجو کنید، متوجه نوسانات قیمت آن خواهید شد. اینکه طلا در هزار سال قیمت خود را حفظ می کند به درد معاملات روزمره با مهلت پرداخت یک تا پنج سال نمی خورد.

این دوستان باید به دنبال پولی باشند که در این معاملات شش ماهه و دو ساله و … بتواند ارزش خود را حفظ کند حال آنکه قیمت طلا الان روزمره عوض می‌شود و نوسان دارد. اگر قیمت سکه بهار آزادی و طرح امامی را در همین یک سال اخیر ملاحظه کنید می بینید چه میزان نوسان داشته است، از پنج میلیون صد هزار تومان الان رسیده به سه میلیون و نهصد هزار تومان.

نوسان قیمت برای پول اعتباری ذاتی نیست

مبنای سوم طرح ایده پولطلا، توهم ذاتی بودن نوسان قیمت برای پول اعتباری است. یعنی این دوستان فکر می کنند که تورم و نوسان قیمت یک امر ذاتی و درونی برای پول های اعتباری هستند و هر کجا پول اعتباری باشد تغییرات ارزش واقعی پول در مقابل کالاها و خدمات را به دنبال خواهد داشت و به دنبال آن باید ناچار به پدیده تورم و کاهش ارزش پول و بی عدالتی و توزیع ناعادلانه درآمد، تن بدهیم که به اعتقاد بنده این مبنا هم بی اساس است.

چون الان کشورهایی داریم پول‌شان اعتباری است ولی به جهت انضباط مالی دولت و بانک مرکزی تورم ندارند. نه فقط بانک مرکزی بلکه دولت و بانک مرکزی هر دو باید سیاست های پولی و مالی درستی در این جهت اتخاذ کنند.

  • یعنی بانک مرکزی نهادی مستقل از دولت است؟

در بعضی کشورها مستقل است و در برخی دیگر مثل ایران شبه مستقل است و بعضی کشورها وابسته است، منتهی بعدا عرض خواهم کرد که چه اموری مربوط به دولت است و چه اموری مربوط به بانک مرکزی. مطالعه بر روی بعضی کشورهای پیشرفته نشان می‌دهد که به جهت انضباط پولی و مالی که دارند توانستند با همان پول اعتباری برای مدت طولانی ارزش پول ملی شان را در مقابل کالاها و خدمات کاملا تثبیت کنند.

به طور مثال متوسط نرخ تورم این کشورها در طول سی یا چهل سال زیر یک درصد است و در طول چهل سال چیزی حدود ده یا پانزده درصد است که بعضی سال ها نیم درصد و برخی سال‌ها یک درصد و دو درصد و برخی سال ها هم منفی بوده که متوسط و معدل آنها رقم بسیار کمی خواهد بود.

بنده آمار نرخ تورم در چهل سال اخیر کشور آلمان را که مطالعه می کردم، متوجه شدم طی چهل سال اخیر تغییرات ارزش پول و تورم در حد منفی نیم درصد تا مثبت یک و نیم درصد بوده که اگر بخواهیم معدل گیری کنیم چیزی حدود یک یا زیر یک درصد بوده است. بنابراین این مطلب نشان می دهد که انضباط مالی اگر باشد با همان پول اعتباری هم می شود نوسانات قیمت پول و ارزش آن را حفظ کرد.

عوامل ایجاد نوسانات ارزش پول؛ روش‌های تامین کسری بودجه

تغییرات ارزش پول از کجا به دست می آید؟ یا دست دولت و یا دست بانک مرکزی به عنوان سیاست گذار پول است. برای مثال دولت ها گاهی کسری بودجه می آورند برای سال مالی آینده خودشان، سازمان برنامه و بودجه در دولت امورات کشور را مطالعه می‌کند و هزینه های خود را می‌بندد و متوجه می‌شود برای پرداخت حقوق کارمندان، بازسازی فلان تعداد بیمارستان، نوسازی راه ها، ساخت ورزشگاه ها و احیانا زدن کلنگ پروژه های جدید، مثلا صد واحد پول لازم است و بعد که منابع خود را مطالعه می کند می‌بیند نود واحد درآمد دارد و ده واحد کم می‌آورد که برای پوشش این ده واحد، راه های مختلف و متنوعی وجود دارد.

در کشورهای پیشرفته معمولا این کسری بودجه را از درآمدهای مالیاتی پوشش می‌دهند به این صورت که اعلام عمومی می‌کنند و می‌گویند مردم ما می‌خواهیم فلان تعداد بیمارستان بسازیم و یا این تعداد راه را بهسازی و نوسازی کنیم و این مقدار میلیارد کسری بودجه داریم، برای پوشش آن هم بنا داریم مثلا نیم درصد مالیات ها را افزایش دهیم و یا فلان شغل ها که قبلا مشمول مالیات نبود مجبوریم الان مشمول مالیات قرار دهیم، به عبارت دیگر درآمدهای دولت را افزایش دهیم.

این روش هیچ اثر تورمی ندارد، چون اگر کسی صد هزار واحد درآمد داشت الان با کسر مالیات 99 هزار واحد درآمد خواهد داشت، یعنی هزار واحد کم تر مصرف می کند اما از طرفی هزار واحد از رفاهیات عمومی دولت بیشتر برخوردار می شود از آموزش و پرورش و صدا و سیما و حمل و نقل و …

مردم هم چون اعتماد دارند به این دولت ها خیلی راحت تن می دهند چراکه می‌بینند فقط یک نوع جابه جایی رفاه است. اگر هم به آن دولت اعتماد نداشته باشند به سیاست های مالیاتی آن رای نمی دهند و می گویند ما حاضریم هم مالیات و هم رفاهیات عمومی هر دو کم باشند و اصطلاحا با تغییر رای به دولت ها و برنامه های مالیاتی شیوه جبران کسری بودجه را انتخاب می کنند. الان اگر اقتصاد برخی کشورها را ملاحظه کنید می بینید که نزدیک 35 درصد درآمد مردم برای مالیات می‌رود زیرا خودشان انتخاب کردند که دولت این پول را بگیرد و برای امور رفاهی مردم خرج کند.

اما این روش کار می‌طلبد و دولت ها باید اعتماد عمومی مردم را جلب کنند و با ارائه کارهای انجام شده مردم را به این باور برسانند که اگر هزار واحد کم تر مصرف می کنند و خرج مالیات می کنند از طرف دیگر برای خود و فرزندانم رفاه بیش تری به وجود می آید. یعنی یک نوع جابه جایی رفاه را مردم باید حس کنند. خب طبیعی است که دولت هایی که چنین فضای اعتمادی را ایجاد نکرده اند از این ابزار مالیاتی برای جبران کسری بودجه نمی توانند استفاده کنند چراکه مستلزم ایجاد تنش های اجتماعی در بین مردم خواهد شد.

تنش های اخیر لبنان را اگر شما تعقیب کرده باشید علت اصلی آن همین مسئله است، هرچند در کشوری مثل لبنان مسائل سیاسی بر همه مسائل دیگر سایه افکنده است و بنده وارد مسائل سیاسی آن نمی شوم، اما دلیل اقتصادی آن اینطور که دولتمردان لبنان ادعا می کنند قصد دولت در افزایش مالیات ها برای توسعه امور اقتصادی مردم است، منتهی مردم باور ندارند و اقدام به شورش و اعتراض خیابانی کرده اند. این یک روش تامین کسری بودجه است.

روش دوم واگذاری کارها به بخش مردمی است. یعنی دولت ها از طریق انتشار اوراق بهادار مثل اوراق قرضه و سهام و اوراق مشارکت، به مردم اعلام می کند که این طرح ها و پروژهایی است که دولت بناء دارد اجرا کند اما پول ندارد، اگر آمادگی دارید سهام آن را بخرید و با مشارکت در این پروژه ها بعدا از درآمد آن منتفع شوید. اصطلاحا این روش را استفاده از منابع مردمی جهت پوشش هزینه های دولتی می‌نامند.

این مدل در کشورهایی مثل آمریکا، فرانسه و انگلستان اجرا می‌شود. اینکه گاهی مطرح می‌شود دولت آمریکا مقروض ترین دولت هاست به همین دلیل است که با فروش اوراق مشارکت، مردم را در درآمد حاصل از طرح ها و پروژه های خود شریک می کند.

این روش تامین کسری بودجه در ایران هم شروع شده است. به طور مثال ما الان شاهد فروش سهام برخی از پروژه های دولتی و یا شهری از طریق اوراق مشارکت هستیم، همین طور سایر انواع اوراق بهادار همچون اوراق اجاره و اوراق مرابحه و امثال اینها. این روش یک مقدار آسان تر از روش قبلی است اما باز کار می طلبد و باید پروژه تعریف و برآورد هزینه و درآمد شود و تبلیغات مناسب صورت گیرد و از مردم پول جمع کنند و بعد پروژه را احداث کنند. این روش هم اگر اجرایی شود اثر تورمی ندارد و کاهش ارزش پول هم به دنبال نخواهد داشت اما زمان بر است.

روش سوم استقراض از بانک مرکزی است. دولت ها وقتی کسری بودجه پیدا کردند برای تامین کسری بودجه دولت به بانک مرکزی می گویند پول چاپ کند که به این عمل می گویند استقراض از بانک مرکزی که خیلی آسان است. دولت وقتی برنامه بودجه خود را به مجلس می برد، آنجا اعلام می کند که بله ما این صد واحد هزینه را داریم، نماینده ها هم یا هزینه ها را کم می کنند که می شود 98 و یا طبق معمول اضافه می کند که می شود 102 واحد، اما درآمد دولت 90 واحد است و درآمد ها را  هم نمی توانند بالا ببرند، در نتیجه دولت دچار کسری بودجه می شود و با کسب مجوز از مجلس از بانک مرکزی تقاضای اضافه چاپ 10 واحد پول می کند.

این اتفاق باعث می شود که ده واحد اصطلاحا پول پر قدرت به دست دولت برسد و با گردش با ضریب فزایندگی پولی در ایران که الان حدود هفت است در سیستم اقتصادی، این ده واحد تبدیل به هفتاد پایه پولی مازاد می شود و اثر تورمی می گذارد. کشورهای جهان سوم نوعا از این روش استفاده می کنند و به همین جهت هم ما اصطلاحا تورم داریم.

ممکن است شما برخی از کشورهای جهان سومی را نام ببرید و بگویید چرا اینها تورمی نیستند با اینکه همین سیاست کسری بودجه را دارند، در پاسخ می گوییم که بانک مرکزی این کشورها به موازات با سیاست های تورمی دولت، سیاست های پولی ضد تورمی اتخاذ می کند و از این طریق تا حدودی سیاست های تورمی دولت را خنثی می کند. اما اگر بانک مرکزی کاملا تابع دولت باشد و نتواند سیاست های معکوس دولت را اتخاذ کند و یا ابزارهای مناسب سیاست پولی را در اختیار نداشته باشد، همیشه این دستور پول مازاد، با ایجاد تورم بالاتر مواجه می شود.

 

  •  موافقین پولطلا به کشور عراق مثال می زنند که حتی در شرایط جنگ به جهت چاپ نکردن پول مازاد، هیچ تورمی نداشته است و به همین خاطر پول عراق کاهش ارزش پیدا نکرده است.

طبق آنچه بنده مطالعه کرده ام تورم عراق صفر نبوده است. بله، ممکن است یک سال خاصی را نام ببرند اما در طول این سال ها صفر نبوده بلکه پایین بوده و این هم به جهت گره زدن دینار عراق با دلار آمریکا است و این باعث شده که پول عراق یک پول مستقل نباشد بلکه یک پول در سایه دلار قرار بگیرد و این موجب شده که هرچه دلار ثبات داشته باشد به همان اندازه دینار هم از ثبات بهره مند شود.

الان در عراق دو بخش دست آمریکایی هاست، یکی بخش نفت است که آمریکا خودش استخراج و صادر می کند و هزینه های جنگ را از درآمد حاصل کم می کند. بخش دیگر هم بانک مرکزی عراق است که آمریکا تعهد کرده هر دینار عراق را با چه میزان دلار آمریکا معاوضه خواهد کرد برای داد و ستدهای خودشان و در نتیجه میزان چاپ و نشر اسکناس را به اندازه ای کنترل می کنند که برابری آن از بین نرود.

به این خاطر می گوییم دینار عراق یک پول غیر مستقل است همچون پول عربستان است؛ برای همین است که حاجی ها می گویند ما سی سال پیش هم که رفتیم حج نوشابه در عربستان یک ریال بود و الان هم یک ریال است، حال آنکه این به خاطر ثبات ریال عربستان نیست بلکه از چهل سال پیش اینطور تعریف کرده اند که هر ریال برابر است با 03/0 دلار و این پشتوانه را حفظ کرده اند یعنی شما اگر 73/3 ریال بدهید یک دلار می گیرید و به ازاء یک دلار هم 73/3 ریال سعودی می گیرید.

 

  •  ما هم در قانون کشور چنین تعریفی از پشتوانه پول‌مان داریم که هر یک ریال برابر است با میزان مشخصی از طلای بیست و چهار عیار.

این قانون مربوط به یک تاریخی بود که الان دیگر منسوخ شده است. این قانون در قوانین پولی و بانکی مصوب سال 1351 بود اما در کنفرانس برتن وودز طلا به طور کلی از پشتوانه پول های اعتباری حذف شد.

خلاصه مبنای سوم مدعیان پولطلا این است که تغییرات و کاهش قیمت پول و همچنین تورم، ذاتی پول اعتباری است حال آنکه این مسائل اصلا به پول ارتباطی ندارد بلکه به انضباط مالی و پولی بانک مرکزی و دولت ها بستگی دارد.

بنابراین اگر دولتی انضباط پولی و مالی داشته باشد شما می توانید یک پول اعتباری تمام عیار داشته باشید که ارزش خود را حفظ کند و اگر دولت چنین انضباطی نداشته باشد حتی اگر پول، طلا باشد باز هم تورم خواهیم داشت. به عبارت دیگر تورم ذاتی پول اعتباری نیست بلکه عرضی است و مربوط است به انضباط مالی دولت.

خدا حضرت آیت الله حائری شیرازی را رحمت کند؛ ایشان که این بحث را بنیان گذاری کرده بودند، بنده به ایشان عرض کردم که منظور شما از پول اسلامی چیست؟ ما در تاریخ پول اسلامی ندیدیم. بله، پول رومی و ایرانی که مورد تایید مسلمین هم بود وجود داشت.

ثانیا شما که می فرمایید طلا و نقره ارزش خود را حفظ می کنند، در خصوص نقره که قطعا ادعای باطلی است و ارزش خود را به هیچ وجه حفظ نکرده است و طلا هم در یک افق بلند مدت ارزش خود را حفظ می کند که این مقدار هم در معاملات نسیه روزمره کارایی ندارد. ارزش طلا در عرض یک سال نوسانات زیادی دارد. همین الان می توانید نوسانات طلا در سال 2019 را بررسی کنید؛ همچنین در پنج سال و یا ده، بیست سال گذشته نوسانات طلا را ملاحظه می کنید.

و این ادعا هم که می گویند پول اعتباری منشاء تمام مشکلات اقتصادی است مطلب درستی نیست چراکه خیلی از کشورها پول اعتباری دارند و اقتصاد موفقی هم دارند. بنابراین این دیدگاه مبانی سستی دارد و مبنای مستحکمی ندارد؛ چرا باید به سمت پول طلا برویم؟!

 

  • اگر بناست پول اعتباری پشتوانه نداشته باشد و تنها اعتباربخشی حاکمیت دلیل مالیت آن باشد، بیت کوین هم بدون هیچ پشتوانه دیگری با اعتباربخشی حاکمیت می‌تواند دارای مالیت باشد و از این رو اشکال توهم مالیت نسبت به این رمزارز بی وجه است.

قوام مالیت به سه امر است: یا ذات شئ به گونه ای است که همه افراد جامعه حاضرند آن را با شئ با ارزش دیگری مبادله کنند اما بعضی اشیاء ذاتا مالیت ندارد لکن یک فرد معتبری که جایگاه اعتبار دارد مثل دولت به آن اعتبار داده است. یعنی دولت می گوید اگر به من به اندازه ده هزار تومان بابت مالیات، عوارض و یا خرید کالاهای دولتی مثل نفت، گاز، برق و … بدهکار بودی، من این پول را از تو می پذیرم و در دادگاه ها هم حکم می کنم که در روابط مالی خصوصی هم این پول را از تو بپذیرند.

بنابراین دولت به جهت جایگاه اعتباری که دارد به این اسکناس ها اعتبار داده است و خودش هم ملتزم شده که آخر ماه به کارکنانش همین اسکناس ها را بپردازد و از همین اسکناس ها هم مالیات می گیرد. اما اگر به جای دولت یک فرد غیر معتبر بخواهد اعتبار بدهد کسی آن را نمی پذیرد.

نوع سوم مالیت جایی است که شئ، پشتوانه ای از اعتبار دولتی ندارد و ذی نفوذی هم وجود ندارد اما به هر دلیلی مردم رغبت پیدا می کنند به آن شئ با اینکه کارشناسان نسبت به عدم وجود پشتوانه در آن شئ به مردم هشدار می دهند اما رغبت نوعیه و عمومی برای آن پیدا شده است؛ به طور مثال کسی از الماس استفاده نمی کند و شخصی هم پشت آن اعتباری ندارد اما عموم مردم آن را به عنوان شئ قیمتی و ارزشمند می دانند و دارنده آن را ثروتمند می شمارند و الا الماس که نیاز خاصی از انسان را برآورده نمی کند.

در مثل بیت کوین اگر ثابت شود که عموم مردم در معاملات خود به آن اعتماد کرده اند و از طرفی در این اعتماد اشتباه هم نکرده باشند، مالیت این پول محرز می شود. به عنوان مثال اگر عده ای با یک سکه ای که روکش طلا دارد اما طلا نیست مدتی معامله می کنند و بعد از مدتی این نوع سکه به دست خبره می رسد و متعاملین را از طلا نبودن آن مطلع می کند که از اینجا به بعد نسبت به آن سکه سلب اعتماد می شود و مالیت آن از بین می رود.

به عبارت دیگر در این مثال توهم مالیت وجود داشته و نه مالیت حقیقی و اگر در مثل بیت کوین هم تا ابد همین اعتمادی که به شکل عمومی به وجود آمده است استقرار داشته باشد، مالیت و اعتبار آن ثابت است اما ما احساس می کنیم طراح این ارز دیجیتال ممکن است به واسطه یک نرم افزار ارقام ثبت شده در این فضای دیجیتال را نابود کند و معلوم شود که این سکه طلا نبوده بلکه روکش طلا داشته که در این فرض مردم نسبت به عدم مالیت و توهم مالیت بیت کوین آگاه می شوند.

حضرت امام مثالی را در کتاب البیع دارند که خیلی جالب است. ایشان به درّ و یک مهره ای که شبیه درّ است، مثال می زنند. می فرماید عرف عادی مردم تا زمانی که متوجه نشوند این مهره درّ نیست با آن معامله درّ می کنند اما به محض اینکه یک درّ شناس از درّ نبودن آن خبر می دهد آن را دور می اندازند. به عبارت دیگر این پول دیجیتال مشکل جهالت دارد.

فرق اسکناس با بیت کوین در این است که اسکناس را یک دولتی اعتبار کرده است ولو اینکه به مردم اعلام کرده است که پشتوانه طلا ندارد اما قابل معاوضه با کالا هست و بدهی های خود را به دولت ایران می توانید با این پول بپردازید و در محاکم هم حکم به صحت معامله شما با این پول می کنند که این امور منشاء اعتبار این اسکناس ها است.

اگر در رابطه با بیت کوین هم یک چنین مراحلی گذرانده شود می گوییم بله بیت کوین هم توهم مالیت ندارد بلکه مال است. به همین جهت اگر شما مصاحبه های بنده را دنبال کرده باشید خواهید دید که من در پاسخ به این سوال که آیا می شود بر اساس سیستم بلاکچین یک پول مجازی دولتی طراحی کرد، پاسخ داده ام بله می شود اما بیت کوین چنین پولی نیست.