بازخوانی فریضه امر به معروف و نهی از منکر در پرتو سیره امیرالمؤمنین(ع)

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، قدس آنلاین در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین محمد عابدی، عضو هیئت گروه قرآن پژوهی  پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و نویسنده کتاب‌های امر به معروف و نهی از منکر در آیینه قرآن؛ دفاع فرهنگی در سیره ابرار، جامعه برتر، امر به معروف و نهی از منکر در سیره امام علی(ع) به واکاوی دو فریضه امر به معروف و نهی از منکر پرداخت؛ از نگاه قرآن تا ترازوی سیره علوی. در این گفت‌وگو نگاهی تازه به این فریضه‌های اساسی خواهیم داشت که در پرتو سیره علوی می‌تواند راهگشای جوامع دینی در مسیر تحقق عدالت و اصلاحات اجتماعی باشد.

ستون‌های استوار شریعت از نگاه امیرالمؤمنین(ع)

حجت‌الاسلام عابدی با استناد به کلام امیرالمؤمنین(ع)، جایگاه بی‌بدیل امر به معروف و نهی از منکر را چنین تبیین می‌کند: «وَ مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ کُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ إِلَّا کَنَفْثَهٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍ» تمام نیکی‌ها و حتی جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر، چون آب‌دهانی در دریایی خروشان است. این دو فریضه، که از فروع ده‌گانه دین هستند، چنان جایگاهی در اسلام دارند که حدود ۳۰ آیه قرآن با عبارات گوناگون به آن‌ها پرداخته و روایات متواتری از معصومین(ع) در منابع حدیثی درباره‌شان نقل شده است. فقها نیز در کتب خود باب‌های مستقلی به این موضوع اختصاص داده‌اند.

ایشان ادامه می‌دهد: امیرالمؤمنین(ع) در بیاناتی نغز، این دو فریضه را برترین اعمال بندگان، غایت دین و قوام شریعت می‌داند. حضرت فرمود «الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ أَفْضَلُ أَعْمَالِ الْخَلْقِ» یعنی امر به معروف برترین اعمال خلق است. «غَایَهُ الدِّینِ الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیُ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ إِقَامَهُ الْحُدُودِ» منتهای دین، امر به معروف، نهی از منکر و اقامه حدود است. «قِوَامُ الشَّرِیعَهِ الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیُ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ إِقَامَهُ الْحُدُودِ» پایداری شریعت، به امر به معروف، نهی از منکر و اقامه حدود است. «إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ لَخُلُقَانِ مِنْ خُلُقِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ» این دو فریضه، دو خُلق از اخلاق الهی‌اند. این احادیث، گواهی است بر آنکه امر به معروف و نهی از منکر، تنها تکلیفی فردی نیست، بلکه پایه‌های نظام الهی را شکل می‌دهند.

حقیقت فراموش شده؛ بازخوانی امر به معروف و نهی از منکر در پرتو مسئولیت متقابل مردم و حکومت

دکتر عابدی با تأکید بر جایگاه رفیع امر به معروف و نهی از منکر به عنوان دو فریضه اساسی در فروع دین، به ابهامات معنایی و خلط مفهومی پیرامون آنها اشاره میکند. وی توضیح میدهد: گاه مفاهیم و عناوین دیگری که ارتباطی ذاتی با این دو واجب دینی ندارند، به اشتباه در ذیل آنها تعریف می‌شوند. از جمله این مفاهیم میتوان به نصیحت و خیرخواهی، تعلیم و تبلیغ، تولی و تبری، جهاد، امامت و حکومت، حسبه و نظارت اجتماعی اشاره کرد که هرکدام مرزهای مفهومی مستقل خود را دارند. به عنوان مثال، زمانی که موقعیت اقتضای نصیحت یا آموزش دارد، به کارگیری ادبیات امر و نهی نه تنها نادرست است، بلکه نتیجه معکوس به بار می‌آورد. این خلط روش شناختی، موجب تحریف ماهیت اصلی این فرایض و کاهش تأثیرگذاری آنها شده است.

وی در ادامه به برداشت ناقص و یکسویه از این دو فریضه اشاره کرده و هشدار می‌دهد: محدودکردن دایره منکرات به رفتارهای ناپسند عامه مردم، نادیده گرفتن نیمی از مسئولیت شرعی و اجتماعی است. برخی تصور می‌کنند امر و نهی تنها در رابطه مردم با یکدیگر معنا دارد، حال آنکه طبق اصل هشتم قانون اساسی، این وظیفه متقابل میان مردم و حاکمیت تعریف شده است: مردم مؤظف اند حاکمان را به نیکی فرابخوانند و از زشتی بازدارند، همانگونه که دولت نیز مسئول هدایت مردم است. متأسفانه تلقی نادرستی وجود دارد که اقدامات نظارتی مردم نسبت به مسئولان را تحت عناوینی چون دخالت در امور حکومت یا سیاسی‌کاری تحریف می‌کند، درحالیکه این حق شرعی و قانونی جامعه، ضامن سلامت نظام و تحقق عدالت است.

امر به معروف؛ محور تحقق حکومت دینی و مسئولیت اجتماعی در پرتو نظارت متقابل

وی با تأکید بر ابزارهای حکومتی در امر به معروف و نهی از منکر، توضیح می‌دهد: حکومت هم از ابزارهای سخت مانند قوانین بازدارنده، قوای انتظامی و هم از ابزارهای نرم مانند دستگاه‌های فرهنگی برای اجرای این فریضه برخوردار است؛ اما باید به دو عرصه مردم به مردم و مردم به حاکمیت به شکل جدی توجه شود. البته امر به معروف و نهی از منکر مسئولان توسط مردم از اهمیت بالاتری برخوردار است. دلیل این اولویت تأثیرگذاری عمیق عملکرد مسئولان بر جامعه است. اگر نظارت مردمی بتواند رفتار حاکمان را اصلاح کند، این اصلاح به سرعت به سطح جامعه تسری یافته و زمینه گسترش معروف‌ها و زدودن منکرات فراهم می‌شود. همچنان که مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز جمعه (۲۵/۹/۷۹) تصریح کرد «امر به معروف و نهی از منکر حوزه های گوناگونی دارد که باز مهم‌ترینش حوزه مسئولان است؛ یعنی شما باید ما را به معروف امر و از منکر نهی کنید. مردم باید از مسئولان، کار خوب را بخواهند؛ آن هم نه به صورت خواهش و تقاضا؛ بلکه باید از آنها بخواهند. این مهمترین حوزه است؛ البته فقط این حوزه نیست؛ حوزه های گوناگونی وجود دارد.»

دکتر عابدی در تحلیل گستره معروف و منکر نیز بیان می‌کند: منکرات تنها به تخلفات فردی محدود نمی‌شود؛ متأسفانه در برداشت عمومی، این مفاهیم به مصادیقی مانند حجاب، شرابخواری یا دزدی تقلیل یافته، در حالی که منکرات کلان اجتماعی و سیاسی نادیده گرفته می‌شوند. به باور وی، ریشه این کج‌فهمی، نگاه موردی و غیرمستقل به این دو فریضه است؛ به گونه‌ای که امر به معروف و نهی از منکر صرفاً معادل امر به حجاب یا نهی از بی‌حجابی تلقی می‌شود. او تأکید می‌کند: هر چند این فریضه‌ها ابزاری مؤثر برای ترویج حجاب یا مبارزه با منکرات فردی هستند، اما ماهیت مستقل و جامع آن‌ها فراتر از این محدوده است. جامعه باید دریابد که این احکام، تمام عرصه‌های فردی، اجتماعی و حتی حکومتی را دربرمی‌گیرد. باید به یاد داشته باشیم که غفلت از جامعیت دین اسلام در حوزه‌های سیاسی عاملی کلیدی است که باعث شده موضوعات مرتبط با حکمرانی و نظارت بر قدرت، زیر چتر امر به معروف و نهی از منکر قرار نگیرند.

ایشان به روایتی در این خصوص اشاره کرده و یادآور می‌شود: در روایات آمده است که علی بن ابی رافع که در بیت المال امیرالمؤمنین(ع) خدمت می‌کرد گفت: دختر آن حضرت یک گردنبند مروارید در روزهای عید قربان به امانت تضمین شده از من گرفت که پس از سه روز آن را بازگرداند. علی(ع) آن را برگردن وی دید، برداشت و به من گفت: در مال مسلمانان خیانت می‌کنی؟ داستان را برای او نقل کردم و گفتم که من آن را از مال خود تضمین کرده‌ام. گفت: همین امروز آن را باز گردان و اگر بار دیگر چنین کنی به کیفر من گرفتار خواهی شد. سپس گفت: اگر دخترم این گردنبند را جز به صورت امانت تضمین شده گرفته بود، نخستین زن، از بنی هاشم می‌بود که دستش به جرم سرقت بریده می‌شد.

اصلاحگری به شیوه الهی، نه خشونتگری به نام دین

نویسنده کتاب امر به معروف و نهی از منکر در آیینه قرآن با تاکید بر این موضوع بیان می‌کند: این دو فریضه الهی، به معنای برخوردهای پرخاشگرانه، توهین‌آمیز یا رفتاری خارج از چارچوب اخلاقی نیست. با این حال، گاه افراد در مواجهه با ترک واجبات یا انجام منکرات، کنترل هیجانات و واکنش‌های خود را از دست داده و به دامن رفتارهایی چون پرخاش، فحاشی، افترا، نسبت‌های ناروا و حتی دروغ می‌غلطند. حال آنکه ماهیت امر به معروف و نهی از منکر، فراخواندن جامعه به نیکی‌ها و بازداشتن آن از زشتی‌هاست؛ بنابراین، ابزار تحقق این هدف نیز باید همسو با ارزش‌های والای آن باشد. استفاده از روش‌های ناشایست و خودِ منکر برای مقابله با منکر یا ترویج معروف، نه تنها پذیرفته نیست، بلکه عملی ضداخلاقی محسوب می‌شود. چنین رویکردی نه تنها اثرگذاری این دو فریضه را در بلندمدت خنثی می‌کند، بلکه به فراموشی و انحطاط آن نیز می‌انجامد.

دکتر عابدی در تحلیل نهایی خود تصریح می‌کند: امر به معروف و نهی از منکر، ابزاری برای مچ‌گیری، تصفیه حساب شخصی یا انتقام‌جویی نیست، بلکه انگیزه اصلی آن استقرار دین الهی، احیای فرائض و سنت‌های نیکو و صیانت از ارزش‌های دینی در برابر نابودی است. متاسفانه عملکرد برخی افراد سبب شده تا این مفهوم مقدس، در ذهن عموم به شکلی نادرست با خشونت، سوءاستفاده و تلافی‌جویی گره بخورد. نمونه‌هایی وجود دارد که افراد با بهانه‌گیری از کوچک‌ترین نشانه‌ها، این فریضه را دستمایه ارتکاب جرائم و تعدی به حقوق دیگران قرار داده‌اند. این سوءبرداشت‌ها به مرور، ذهنیت جامعه را نسبت به جایگاه واقعی امر به معروف و نهی از منکر مخدوش کرده است. وجوب این دو فریضه تنها در موارد تداوم گناه است، چرا که خطاپذیری جزو ذات انسان است و گرفتن مچ افراد به بهانه اصلاح، نه تنها معنا ندارد، بلکه نقض غرض این آموزه الهی محسوب می‌شود.