صلابت جبهه مقاومت و حزب‌الله در وداع با سیدحسن نصرالله

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به نقل از ایکنا، در این روزها، شاهد وداع با یکی از بزرگ‌ترین نمادهای ایستادگی و شجاعت در برابر ظلم و ستم هستیم. سیدحسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان، با صلابت و ایستادگی بی‌نظیر به الگویی برای تمامی ملت‌های مظلوم جهان تبدیل شده بود. او با رهبری هوشمندانه و استراتژی دقیق خود، حزب‌الله را به یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین گروه‌های مقاومت در برابر دشمنان امت اسلامی تبدیل کرد.

سیدحسن نصرالله با بهره‌گیری از آموزه‌های اسلامی و ارزش‌های انسانی، توانست حزب‌الله را به نمادی از وحدت، استقامت و مقاومت تبدیل کند. او با سخنان خود همواره ملت‌های اسلامی را به همبستگی و مبارزه در برابر ظلم فرا می‌خواند و با هوشیاری و دوراندیشی، حزب‌الله را به نیرویی تأثیرگذار در معادلات سیاسی و نظامی منطقه تبدیل کرد.

مراسم وداع با سیدحسن نصرالله، نمادی از صلابت و استقامت گروه مقاومت و حزب‌الله بود. این مراسم نشان‌دهنده‌ اتحاد و همبستگی ملت‌های اسلامی در برابر تهدیدات و دشمنان مشترک بود. در زمانی که دشمنان تلاش می‌کنند با ایجاد تفرقه و بحران در منطقه، مقاومت را تضعیف کنند، روحیه‌ استوار و استراتژی‌های هوشمندانه‌ سید نصرالله همچنان الهام‌بخش و قوی باقی مانده است.

از همین رو، خبرنگار ایکنا از قم به سراغ حجت‌‌الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه رفته است که متن این گفتگو را در ادامه می‌خوانیم:

تشییع سیدحسن نصرالله چه پیامی می‌تواند در جوامع بین‌الملل داشته باشد؟

تشییع جنازه، به‌عنوان یک امر عرفی، اجتماعی و اخلاقی است. یعنی عمدتاً انسانی که فوت می‌کند، از حیث عاطفی دیگران او را تا منزل جدیدش بدرقه می‌کنند. از لحاظ شرعی نیز مقوله تشییع جنازه تأکید شده، تا جایی که در روایات آمده که شیعیان برای تشییع جنازه اهل‌ سنت نیز بروند.

جدایی از حوزه عرفی، اخلاقی و شرعی، برخی از همراهی‌ها و به‌طور خاص تشییع جنازه بار سیاسی مضاعف دارد. یعنی اگر فرض کنیم شخصی در تشییع جنازه هر فردی که شرکت کند، موافق و هم‌عقیده او تلقی می‌شود. اگر انسان در مواقعی مثل تشییع جنازه سیدحسن نصرالله شرکت کند که به مظلومانه‌ترین حد ممکن به شهادت رسیده و از مقامی بالایی نزد خدا و مردم برخوردار بوده، او را تکریم کرده و درواقع تکریم یک منطق و مرام است.

بنابراین، صرفاً حضور در این تشییع کافی نیست و باید از جهات دیگر حمایت مردم نسبت به یک مرام و مکتب در شرایط امروز جامعه لبنان و منطقه نشان داده شود. این، نوعی رفراندوم و آرای عمومی است که در اینجا تعدد افرادی که شرکت می‌کنند و چگونگی برگزاری این تشییع جنازه مهم است. حضور اشخاص بین‌المللی نمادی از وحدت منطقه و محور مقاومت است که با محوریت یک شخصیت، مرام و مکتب صورت می‌گیرد.

فراموش نکنیم که تعدد افراد تأثیرگذار است، ولو به‌عنوان سیاهی لشکر. در جنگ‌ها نیز طرفی از جنگ که تعداد بیشتری برای جنگ حضور پیدا کرده‌اند، در کفه سنگین‌تر ترازو قرار می‌گیرند، ولو اینکه همه به نیت جنگ نیامده باشند. بنابراین یاری لشکر و حضور حداکثری مهم است.

امروزه مشاهده می‌شود که چه موانعی برای عدم حضور حداکثری مردم برای تشییع سید مقاومت، سیدحسن نصرالله به‌وجود آورده‌اند. همه این‌ها حکایت از اهمیت موضوع حضور حداکثری دارد. اما آمار نشان می‌دهد که ظاهراً ۴۰۰ هزار نفر غیر از مردم لبنان به این کشور رفته‌اند تا در تشییع سید مقاومت شرکت کنند.

سیاست مقاومت و آینده مقاومت در گرو اصل حضور و کیفیت حضور است. این تشییع نه فقط در لبنان بلکه در سایر کشورها همزمان در مساجد و مصلی‌ها برقرار خواهد بود که نشان‌دهنده گستره عظیم و وسیع مقاومت است.

تشییع سیدحسن نصرالله در عرصه سیاسی و برای گروه مقاومت چه پیامی دارد؟

در سطوح مختلف متفاوت است. از یک جهت، در داخل لبنان که صف‌بندی‌های جدیدی شکل گرفته و دولت جدید مستقر شده و چه بسا محدودیت‌های جدیدی برای مقاومت قرار داده است. بنابراین حضور حداکثری مردم به معنای تأیید حضور مقاومت در جنوب و تأیید صلاحیت آن‌ها برای دست گرفتن سلاح در مقابل دشمن است.

چه بسا حضور حداکثری مردم در این تشییع، در سرنوشت انتخابات بعدی لبنان نیز تأثیرگذار باشد و منجر به انتخاب شدن اعضای گروه مقاومت به‌عنوان مسئولان و داعیه‌داران لبنان باشد. فراتر از لبنان، دلگرمی بسیار جدی برای مردم فلسطین است که عملاً درگیر ظلم مضاعف و کشتار بی‌حساب اسرائیل هستند و باعث احساس حمایت حداکثری مردم لبنان در منطقه خواهند داشت.

این را در نظر داشته باشید که تمامی این فرآیندها باتوجه به اهتمام جدی عملیات تروریستی اسرائیل است. طبیعتاً اگر مقاومت در لبنان زنده، فعال و پویا باشد، در یمن، سوریه، عراق، ایران و مناطق مقاومت تأثیر خواهد گذاشت. با توجه به اینکه مجموعه رهبران مقاومت هم در این تشییع به‌گونه‌ای گردهم می‌آیند، تعامل حداکثری و دیپلماسی نخبگانی صورت می‌گیرد.

یکی از مهم‌ترین نقاط قوت گروه‌های محور مقاومت، مؤلفه رهبری یا فرماندهی است که نقش تعیین‌کننده‌ای در جبهه‌های نبرد با دشمن دارد. اما پس از شهادت سید مقاومت و دیگر فرماندهان ارشد حزب‌الله لبنان همچنان شاهد قوت و حیات حزب‌الله بودیم و هستیم. این مسئله از چه اصلی پیروی می‌کند؟

ذات مقاومت مقید به حضور افراد نیست و مبتنی بر یک باور به منطق است. جدا از اینکه مقاومت بیش از اینکه به افراد مستند باشد، به جامعه مستند است. یعنی رهبران مقاوم در جامعه مقاوم تربیت می‌شوند و به‌وجود می‌آیند. پس اگر جامعه مقاوم وجود نداشته باشد، هیچ‌ کاری از دست رهبران برنمی‌آید.

در فلسطین، علی‌رغم تمام فشارهایی که وجود داشت، اما اگر مردم در برابر این فشارها و سختی‌ها تاب نمی‌آوردند، حماس برنده جنگ نمی‌شد. مقاومت، مردم‌بنیاد و ایمان‌بنیاد است. اگر مقاومت در یک منطقه‌ای وجود داشته باشد و مردم از هزینه دادن برای آزادگی خویش نهراسند، به‌طور طبیعی آنجاست که رهبران مقاومت کار خود را به‌صورت حداکثری پیش می‌برند.

یکی از مزایای منطقه مقاومت این است که سنخ رهبران مردمی هستند. بنابراین، قدرت و صلابت گروه مقاومت با از بین رفتن یکی از فرماندهان ارشد تضعیف نخواهد شد چون این فرمانده از دل مردم برآمده و با شهادت او، دیگری جایگزین خواهد شد. اگر مقاومت پشتوانه مردمی، ایمان به آیه شریفه «إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ» داشته باشد، در هر کجا که باشد، شکست نمی‌خورد. منطق «إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ» به این معناست که یا پیروز می‌شویم و یا کشته می‌شویم (به شهادت می‌رسیم). سرنوشت مقاومت را باور عمومی مردم رقم می‌زند که البته رهبران هم جزء مردم هستند و براساس همان منطق رفتار می‌کنند.

نقش حزب‌الله را در پذیرش شکست توسط صهیونیست و پذیرش آتش‌بس تبیین کنید؟

حزب‌الله یک گروهی است که بیش از اینکه مستند به داشتن سلاح باشد، مستند به منطق مقاومت است که این منطق هم در حوزه سیاست و هم در حوزه اجتماعی جلوه‌گری می‌کند که طی این جنبه آگاهی مردم را جهت آزادی‌خواهی بالا‌ می‌برد.

اگر دشمن سلاح به‌دست می‌گیرد، اعضای گروه مقاومت نیز ناچار می‌شوند که با سلاح از خود دفاع کنند و الا سنخ مقاومت مبتنی بر سلاح نیست. گروه مقاومت در مقابل دشمنی قرار دارد که هیچ ضابطه اخلاقی را رعایت نمی‌کند.

از لحاظ استراتژی کلان، کسی برنده میدان جنگ است که از جنگ و شهادت نمی‌هراسد و به استقبال آن می‌رود و در مقابل، کسی شکست می‌خورد که در برابر گلوله‌ای، خود را پنهان می‌کند. بنابراین منطق مقاومت، شکست ندارد و منطق حزب‌الله هم بر همین اساس شکست ندارد.

البته ممکن است خسارت داشته باشد چون درواقع جنگ است و در مقابل رژیم دست‌نشانده‌ای است که تمامی امکانات و فناوری تراز و روز دنیا را در دست دارد. مهم این است که در جنگ باورها و جنگ سلاح‌ها، جنگ باورها برنده‌اند.

حزب‌الله به این خاطر برنده جنگ است که عقلانیت دارد و مبتنی بر پشتوانه مردمی و شجاعت و نترس بودن است. منطق شکست‌ناپذیری مقاومت باعث شد که هیمنه اسرائیل و افسانه از بین نرفتن تانک‌های مِرکاوا از بین برود. شکست‌ناپذیری مقاومت باعث از بین رفتن ادعای اسرائیل، مبنی بر پایبندی به تمامی منشورهای اخلاقی و بین‌المللی شد. همه این مصادیق نشان‌دهنده پیروزی حق بر باطل است.

بسیاری از افراد تصور می‌کنند حزب‌الله رو به ضعف است. شما به‌عنوان کارشناس مسائل سیاسی چه چشم‌اندازی برای موقعیت حزب‌الله متصور هستید؟

یکی از ویژگی‌های حزب‌الله، ساختار قوی و منسجمی است که وجود دارد. به تعبیر بزرگان حزب‌الله، پنج نسل را تربیت کرده‌اند و برای پنج نسل فرمانده دارند. شاید بشود گفت که فرماندهان جوان و آینده، زمینه ورود بیشتری خواهند داشت. کار از جوانان برمی‌آید.

در انقلاب اسلامی ایران نیز تعداد بسیاری از فرماندهان ما ترور و به شهادت رسیدند، اما نسل بعدی توانست جایگزین شود. تاریخ نشان داد که وقتی سیدحسن نصرالله و شیخ صفی‌الدین به شهادت رسیدند، هیچ‌کدام از بعدی‌های حمله حزب‌الله کم نشد. حتی دشمنان انتظار داشتند که با وجود این پیجرها، حزب‌الله مغلوب این جنگ شود. اما به لطف الطاف الهی، این اتفاق نیفتاد. نشانه این پیروزی این بود که اسرائیل، آتش‌بس را اعلام کرد. مقوله آتش‌بس، پیشنهاد حزب‌الله بود و فقط پذیرنده این پیشنهاد از جانب اسرائیل بود. اسرائیل در به زانو درآوردن حزب‌الله ناتوان بود. پس، قدرت حزب‌الله همچنان باقی است.