امکان حکمرانی دینی در مواجهه با تمدن غیردینی مدرن و نقش حکومت دینی در تمدنسازی
نوشتاری از دکتر حسین رمضانی مدیر گروه مطالعات پیشرفت و تمدن پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
این یادداشت به بررسی امکان تحقق حکمرانی دینی در مواجهه با تمدن غیردینی و جهانگستر مدرن میپردازد؛ و به نقش حکومت دینی در جامعهپردازی و تمدنسازی اشاره میکند. با توجه به تأثیرات عمیق حکمرانی بر ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادیِ جامعه، این پرسش مطرح میشود که آیا حکومت دینی میتواند در مواجهه با تمدن غیر دینی مدرن که به نحو جهانگستر نظام معرفتی، ارزشی، هنجاری و نهادیاش را ذهن و عین افراد و جوامع انسانی در شرق و غرب عالَم بسط داده، حکمرانی دینی را پدید آورده و بر اساس آن به حیات خود ادامه دهد؟ و آیا حکومت دینی در مواجهۀ تمدنی با تمدن غیردینی و جهانگستر مدرن که حکمرانی جهانی را در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و… در قبضۀ خود دارد، قادر به ایجاد جامعهای با هویت دینی است؟ در این راستا، مفاهیم کلیدی مانند حاکمیت، دولت، حکومت و حکمرانی مورد بررسی قرار میگیرند و نقش آنها در جامعهپردازی و تمدنسازی تحلیل میشود.
تمدن، یک نحوه بودن و وضعیتی برآمده از منظومهای از افکار، باورها، ارزشها، نهادها و ساختارهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادیِ عینیتیافته در واقعیت عینی و کالبدی یک ملت یا امت است. همچنین تمدن یک نحوه بودن نهادی و کالبدی است که در بستر تاریخ یک قوم یا ملت یا امت پدید آمده است. حتماً چنین است که یکی از عوامل مؤثر بر تکوّن تمدن، حکومت و نحوۀ حکمرانی ناشی از حکومت است. حکومت به عنوان نهادی که دارای محل تمرکز قدرت اعتباری و اجتماعی است دارای انحاء صور قدرت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و… است؛ و بدینشکل، تأثیر بسزایی در جهتدهی به نحوۀ حکمرانی، جامعهپردازی و تمدنسازی دارد.
این یادداشت به بررسی امکان وقوع حکمرانی دینی در مواجهه با تمدن غیردینی و جهانگستر مدرن، بهمنظور جامعهپردازی و تمدنسازی میپردازد.
- پرسش از امکان حکمرانی دینی در مواجهۀ عینی و هرروزه با تمدن غیردینی مدرن
پرسش اصلی این است که آیا در سایۀ تمدن غیردینی و جهانگستر مدرن، میتوان حکمرانی دینی ایجاد کرد؟ به عبارت دیگر، آیا حکمرانی دینی میتواند در بستری که تحت تأثیر افکار، باورها، ارزشها و هنجارهای غیردینی قرار دارد، ایجاد شده و به حیات خود ادامه دهد؟
از منظر معرفتی و تربیتی، تمدن غیردینی تأثیرات عمیقی بر افکار، باورها، ارزشها و رفتارهای افراد جامعه میگذارد. این تأثیرات ممکن است با نظام افکار، باورها، ارزشها و اهداف و هنجارهای حکومت دینی بهعنوان فاعل اصلی ایجاد حکمرانی دینی در تعارض قرار گیرد. بنابراین، امکان ایجاد و تداوم حکمرانی دینی در چنین بستری نیازمند بررسیهای دقیق است.
- نقش حکومت در حکمرانی منتج به جامعهپردازی و تمدنسازی
حکومت به عنوان نهادی قدرتمند، نقش فاعلیِ کلیدی در شکلدهی به جامعه و تمدنسازی دارد. این نقش از طریق ابزارهای مختلفی اعمال میشود، از جمله:
الف) قدرت فرهنگی: حکومت از طریق نهادهای آموزشی و رسانهای، ارزشها و هنجارهای جامعه را شکل میدهد.
ب) قدرت سیاسی: حکومت با ایجاد قوانین و مقررات، جهتگیریهای سیاسی جامعه را تعیین میکند.
ج) قدرت اقتصادی: از طریق سیاستهای اقتصادی، حکومت بر منزلتهای اجتماعی و اقتصادی افراد تأثیر میگذارد.
د) قدرت نهادسازی حقوقی و قانونی: حکومت با ایجاد نهادهای قانونی و حقوقی، ساختارهای اجتماعی را سازماندهی میکند.
این ابزارها به حکومت این امکان را میدهند که به طور مستقیم و غیرمستقیم بر افکار، باورها، ارزشها، هنجارها و بالتبع رفتارهای جامعه تأثیر بگذارد و در نتیجه، نقش مهمی در جامعهپردازی و تمدنسازی ایفا کند.
- تمایز مفاهیم کلیدی
برای درک بهتر نقش حکومت در حکمرانی، جامعهپردازی و تمدنسازی، لازم است مفاهیم کلیدی زیر از یکدیگر متمایز شوند: الف) حاکمیت(Sovereignty) : عالیترین مرجع قدرت در یک جامعه که مشروعیت قانونی و سیاسی دارد.
ب) دولت (State): مجموعۀ نهادها و قوایی که مسئولیت اجرایی حاکمیت را بر عهده دارند، شامل قوای مجریه، مقننه و قضائیه.
ج) حکومت (Government): سازمان اجرایی که مسئولیت اداره کشور را در دورههای زمانی مشخص بر عهده دارد.
د) حکمرانی (Governance): فرایندها و ساختارهایی که تعامل بین دولت با مردم و جامعه مدنی را تنظیم و اجرا میکنند.
در نظام سیاسی مبتنی بر آموزههای اسلامی، حاکمیت در نهاد ولایت فقیه تجلی مییابد و سایر نهادهای حکومتی ذیل این حاکمیت عمل میکنند.
- منابع معرفتی حکومت در جامعهپردازی و تمدنسازی
یکی از پرسشهای اساسی این است که حکومت دینی برای شکلدهی به جامعه و تمدنسازی از چه منابع معرفتیای الهام میگیرد؟ آیا این الگوها از تمدنهای رقیب مانند تمدن مدرن غربی اقتباس میشوند یا از بنمایههای اسلامی استنباط و استخراج میگردند؟
اگر حکومت از منابع اسلامی برای افکارسازی، ارزشآفرینی، هنجارگذاری و نهادسازی استفاده کند، میتوان امیدوار بود حکمرانیای که بر جامعه حاکم میشود، برآمده از روح ایمانی، فکر، علم و منطق ارزشی، هنجاری، راهبردی و اقدامی اسلام باشد و درنتیجه، جامعه بهتبع حکمرانی، بهسوی نیل به برخورداری هرچه بیشتر از هویت دینی تقرب یابد و بالمآل در فرایند تکامل تاریخی خود به وضعیت تمدنی مورد دلالت و انتظارِ منظومۀ افکار، باورها، ارزشها، نهادها و ساختارهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادیِ و… اسلامی نائل آید.
در غیر این صورت، احتمال تعارض بین ارزشهای حکومت دینی و تأثیرات تمدن غیر دینی افزایش مییابد.
- چشمانداز تمدن متعالی
بهیقین، تحقق تمدن متعالی اسلامی مستلزم ایجاد ملتها و امتی است که در سطوح مختلف عقیدتی، فکری، علمی، ارزشی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و… اسلامی باشند. در این صورت است که این ملتها میتوانند به عنوان الگوهای تکثیرپذیر در سطح جهانی عمل کنند. ظهور حضرت صاحبالزمان (عج) نیز به عنوان نقطه عطفی در تحقق این تمدن متعالی در نظر گرفته میشود.
حکومت دینی در مواجهه با تمدن غیردینی مدرن با چالشهای نظری و عملی متعددی روبرو است، اما با استفاده از بنمایههای غنیِ معرفتی، علمی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و… میتواند به شکلدهی جامعهای با هویت دینی بینجامد. موفقیت این امر مستلزم آن است که حکومت از منابع اسلامی برای برساخت تمامی ابعاد جامعهپردازی و تمدنسازی استفاده کند. در این میان آنچه هر روز بر اهمیت آن افزوده میشود درک چیستی و چگونگی شکلدهی به حکمرانی اسلامی است. حکمرانی اسلامی با هویت و سرشتی توحیدی و الهیاتی و در عین حال، با برخورداری از غنای معرفتی قرآن و سنت اسلامی است و با رویکردی عقلانی و در عین اهتمام به تجربۀ بشری، در چارچوب نظام اجتماعیای مردمپایه که بر اساس پیوند معرفتی و ایمانی امام و امت شکل گرفته، میتواند منجر به تعالی یافتن وضعیت تمدنی جامعۀ اسلامی شود.