سنت‌های الهی؛ مطلق، مشروط و رقابت‌پذیر چگونه معنا می‌شوند؟

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به نقل از ایکنا، نشست «نقد و بررسی کتاب سنت‌های الهی اجتماعی و پیشرفت» به همت گروه مطالعات پیشرفت و تمدن و گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه، ۲۶ بهمن‌ماه در قم برگزار شد.

در این نشست، ابتدا حجت‌الاسلام والمسلمین قاسم ترخان؛ عضو هیئت علمی گروه کلام اسلامی والهیات جدید پژوهشگاه، به‌عنوان نویسنده اثر به ارائه مطالبی درباره کتاب پرداخت و سپس حجت‌الاسلام والمسلمین قاسم ابراهیمی‌پور به‌عنوان ناقد به نقد کتاب پرداخت.

ترخان با بیان اینکه هدف از این پژوهش پرکردن خلأهای موجود بوده است، گفت: ابتدا لازم است این مسئله به‌صورت دقیق فهم شود، یعنی امتداد سنت‌های الهی را در بحث پیشرفت نشان دهیم و مشخص کنیم آیا بدون لحاظ سنن الهی، پیشرفت امکان‌پذیر است یا خیر.

وی افزود: این دغدغه از سالیان گذشته، زمانی که بحث الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مطرح شد، برای من نیز جدی شد و امروز نتیجه آن، تدوین این کتاب است.

متن سخنان ارائه‌دهنده و نویسنده این کتاب و در ادامه نقد ناقد اثر را با هم می‌خوانیم:

این کتاب از آثار بزرگانی چون شهید صدر و علامه مصباح بهره‌مند شده است؛ ساختار مدنظر من نیازمند توضیحاتی است تا نوآوری آن آشکار شود. من با الهام از ایده شهید صدر، که سنن الهی را به سنن مطلق، مشروط، مطلق رقابت‌پذیر و… تقسیم کرده‌اند، به بررسی نقش اراده انسان در تحقق سنن الهی پرداختم.

گاهی تحقق سنن الهی وابسته به اراده انسان‌ها نیست که به آن «سنت‌های مطلق» گفته می‌شود؛ گاهی تحقق آن وابسته به اراده انسان است که «سنت مشروط» نامیده می‌شود؛ و گاهی از یکسو مطلق است، یعنی به اراده ما ارتباطی ندارد اما اجرای آن در بستر اراده انسان‌ها رخ می‌دهد. برای مثال، خدا اراده کرده است که دین خود را حفظ کند و هیچ کس نمی‌تواند مانع آن شود، اما همین حفظ دین با دفاع مؤمنان و در بستر اراده آنان تحقق می‌یابد و اراده انسان می‌تواند تحقق آن را به تأخیر یا جلو بیندازد.

محوریت بحث من در کتاب، سنت‌های مشروط و سنت‌های مطلق رقابت‌پذیر است. این سنت‌ها برای اجرا شدن، براساس قاعده اسباب و مسببات، نیازمند عواملی فرامادی و به تعبیر دیگر معنوی هستند؛ این عوامل شامل بینش، کنش، اخلاق، رفتار و… می‌شود. جزایی که ما به دنبال تحقق آن هستیم نیز چند نوع دارد؛ این سنت‌ها یا ناظر به پیشرفت و یا ناظر به پسرفت هستند و می‌توانند مربوط به پیشرفت انسان، طبیعت، رابطه انسان با خدا یا رابطه انسان با طبیعت باشند.

مجموعه این عوامل، ساختاری به ما می‌دهد که بر اساس آن، این کتاب تدوین شده است؛ ابتدا سنن بررسی شده‌اند، سپس وارد حوزه شرط شده و عوامل مؤثر بر آن بیان شده‌اند، و در بحث دیگری، جزا نیز معرفی شده است.

تأثیر سنت الهی بر پیشرفت

بخش دیگر کار، مرتبط با خود سنت‌ها است؛ در این کتاب با طیفی از سنت‌ها مواجه هستیم که کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند، مانند سنت خلف، سنت جعل اقامت و… . در ادامه این بحث، تأثیر سنن الهی بر نظریات پیشرفت در حوزه علوم انسانی نیز نشان داده شده است؛ زیرا اگر این سنن به‌طور دقیق تدقیق و تبیین شوند، نظریات پیشرفت و علوم انسانی نیز به کلی تغییر خواهند کرد.

حتی سنت‌هایی که جنبه فردی و شخصی دارند، در قالب «سنت تمدنی» در کتاب بررسی شده‌اند؛ سنت فردی برای تکامل افراد ایجاد شده است، اما همین حرکت تکاملی افراد در ذیل حرکت تمدنی قابل توصیف و تبیین است. این موضوع در سیر تکاملی تاریخ مورد بررسی قرار گرفته و ادله‌ای ارائه شده است که آن را از منظر سنن الهی تبیین می‌کند.

من به این جمع‌بندی رسیده‌ام که پیشرفت همه‌جانبه برای تحقق سنن الهی است و اساساً حرکت تاریخ نیز به این سمت پیش می‌رود؛ یعنی با وجود فراز و فرودها، در نهایت سنن الهی در بستر تاریخ تحقق خواهند یافت.

بحث سنن الهی نقش مهمی دارد و من معتقدم که گرانیگاه علوم انسانی، بررسی سنن الهی است. در کتاب برایند، ۱۰۲ مبنای کلامی مؤثر در علوم انسانی بیان شده است که برخی از آن‌ها، به‌ویژه بحث سنت‌های الهی، بسیار مهم هستند، اما در حوزه‌های علمیه توجه جدی به آن‌ها نشده است. اگر سنت‌ها را حذف کنیم، دستاورد قابل توجهی نخواهیم داشت؛ یکی از گرانیگاه‌های اصلی در علوم انسانی، بحث سنت‌های الهی و اجتماعی است که نقش خود را در نظریات علوم انسانی اسلامی نیز نشان خواهد داد.

نقد کتاب

برپایی جلسه نقد برای کتاب، حرکتی علمی است و نشان می‌دهد که نویسنده به دنبال رشد و ارتقاء اثر خود است. در نقد این اثر چند نکته کلی و عمدتاً روش‌شناسانه را مطرح می‌کنم و در کلیت، با این کتاب همدل هستم.

یکی از نکات مثبت اثر، عنوان آن است؛ پرداختن به بحث توسعه و پیشرفت از منظر سنن الهی، اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا مطالعات توسعه و پیشرفت از نیازهای پژوهشی جدی جامعه محسوب می‌شود.

نظم منطقی، هماهنگی، تناسب و سازگاری در کلیت کتاب نیز از دیگر وجوه مثبت آن است. نکته دیگر، زحمات زیادی است که نویسنده برای تألیف اثر کشیده است. جداول و فهرست‌های بسیار خوبی در انتهای کتاب وجود دارد که جزء حقوق خواننده محسوب می‌شود. هرچند تفکیک وسواس‌گونه بین مقالات و بخش‌ها کمی آزاردهنده است، اما منابع فراوان و دسته‌بندی‌شده، از نکات مهم و مثبت کتاب است؛ این اثر حدود ۲۹۰ منبع دارد که نشان‌دهنده تتبع گسترده نویسنده است. جمع‌بندی‌های هر فصل نیز از دیگر ویژگی‌های خوب و درست این کتاب محسوب می‌شوند.

مسئله‌مند نبودن کتاب

عنوان این کتاب مسئله‌مند نیست؛ یعنی عنوانی کلی (سنت‌های الهی، اجتماعی و پیشرفت) است و فاقد مسئله مشخص. عنوان بیشتر حالت ژورنالیستی دارد، مانند «فقه و پیشرفت» یا «اسلام و زن». بهتر بود عنوان کتاب به صورت «تحلیل سنن الهی و اجتماعی با مسئله پیشرفت» انتخاب می‌شد.

مسئله اصلی کتاب نیز به‌صورت منقح و پژوهشی تنظیم نشده است؛ سؤال اصلی هر تحقیق باید دقیق و مشخص باشد تا راه‌حل نیز روشن و معین شود. البته دلیل این عدم تعیین، روشن نبودن مفاهیم بحث است.

مفاهیم اصلی کتاب سه مطلب هستند: سنت، جامعه و پیشرفت. برای تعریف این مفاهیم حدود ۵۰ صفحه صرف شده، در حالی که می‌توانست در چند صفحه تعریف شود. لازم نیست در هر مسئله‌ای در پژوهش تا انتها پیش برویم؛ لذا تعاریف این مفاهیم به روشنی و وضوح ارائه نشده‌اند. من تلاش زیادی کردم تا به چند خط در تعریف این مفاهیم برسم، اما موفق نشدم.

در کتاب، سنت‌های الهی به «قوانین ثابت تکوینی اجتماعی الهی» تقسیم شده‌اند، که در برابر قوانین شرعی قرار می‌گیرند. در مورد جامعه، هم تعریف آیت‌الله جوادی آملی و هم تعاریف دیگری ارائه شده است و دو تعریف نیز از پیشرفت مطرح شده که به‌صورت دقیق پژوهشی محسوب نمی‌شوند، زیرا مؤلفه‌های اصلی مفهوم را ندارند، جامع و مانع نیستند و به تعبیر علمی تعریف نشده‌اند.