به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به نقل از گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، دکتر عبدالوهاب فراتی، عضو هیئت علمی گروه سیاست پژوهشگاه، در نشست تخصصی «تجربه حکمرانی سیاسی حضرت آیتالله خامنهای در ایران» با تبیین ابعاد حکمرانی رهبر معظم انقلاب گفت: وقتی از حکمرانی ایشان سخن میگوییم میتوان بحث را از دو نقطه آغاز کرد و نقطه نخست آغاز ولایت ایشان است و اگر به مقطع شروع بازگردیم میبینیم که گزینههای متعددی پیش روی نظام قرار داشت و یکی از گزینهها رهبری شورایی بود و گزینه دیگر آیتالله گلپایگانی که بهدلیل فقدان تجربه حکمرانی و کهولت سن مورد تأیید مجلس خبرگان قرار نگرفتند.
وی ادامه داد: از سوی دیگر رهبری شورایی نیز در ایران الگوی موفق و مناسبی برای استمرار رهبری نبود و با بوم سیاسی و اجتماعی ایران سازگاری نداشت و ازاینرو انتخاب رهبر معظم انقلاب با توجه به شرایط حاد و بحرانی پس از رحلت امام خمینی بهترین گزینه بود.
دکتر فراتی با اشاره به استمرار ولایت رهبر معظم انقلاب اظهار داشت: درباره استمرار ولایت ایشان که اکنون ۳۷ سال از آن میگذرد نیازمند تحلیل عمیق هستیم و از منظر نظریههای علوم سیاسی میتوان این الگو را از زاویههای مختلف بررسی کرد و در چارچوب رئالیسم کلاسیک این پرسش مطرح میشود که ولایت ایشان از چه نقطهای آغاز شد و اگر ایشان در آن مقطع حضور نداشتند چه اتفاقی ممکن بود در ایران رخ دهد و در محیطی آنارشیک و در وضعیت بحرانی پس از رحلت امام و در شرایطی که دشمنان داخلی و خارجی در تلاش برای تضعیف و نابودی نظام بودند هر حاکمیتی که روی کار میآمد نخستین وظیفهاش حفظ حاکمیت و تضمین بقای نظام سیاسی بود.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: الگوی حکمرانی رهبر معظم انقلاب مانع فروپاشی نظام شد و اگر در آن مقطع الگوی دیگری از حکمرانی انتخاب میشد قطعاً حاکمیت و کشور با خطر فروپاشی مواجه میشدند و در چنین شرایطی قدرتیابی و تقویت ایران اسلامی و حفظ استقلال نه یک آرمان انتزاعی بلکه یک ضرورت راهبردی و استراتژیک بود.
فراتی با اشاره به نقد جریانهای روشنفکری بیان کرد: امروزه در پاسخ به برخی جریانهای روشنفکری باید گفت که امنیت و استقلال برآمده از الگوی حکمرانی ایشان زیرساخت توسعه و پیشرفت کشور بوده است و تعریفی که الگوهای غربی از توسعه ارائه میدهند در نهایت کشور را به سمت وابستگی نوین و استثمار منابع سوق میدهد و مصر نمونهای روشن و عبرتآموز از فرایندی است که این جریانها پیشنهاد میکنند و در عراق نیز علیرغم اجرای سیاستهای موسوم به شوکدرمانی و نسخههای لیبرالی دولتها تضعیف شدند و کشور با فروپاشیهای مکرر مواجه شد.
ایشان با تأکید بر پیامدهای این الگوی حکمرانی گفت: تشکیل دولت مقتدر یکی از نتایج مستقیم این الگوی حکمرانی است و حکمرانی رهبر معظم انقلاب یک سرمایهگذاری استراتژیک برای آینده ایران بهشمار میآید و هر نوع توسعهای در ایران ناگزیر باید بر پایه این حکمرانی نگاه تمدنی ایشان و فراهمسازی زیرساختهای تمدنی شکل بگیرد و واقعیت این است که هیچ شخصیتی جز ایشان قادر نبود چنین نقش تاریخی و تعیینکنندهای را بر عهده بگیرد.
فراتی در پایان خاطرنشان کرد: ایشان در دل یک دولت و نظام محاصرهشده چارهای جز پیمودن مسیر طیشده نداشتند و اگر هر فرد دیگری بهعنوان بدیل یا جایگزین ایشان قرار میگرفت جمهوری اسلامی بهاحتمال قوی در دهه دوم حیات خود با فروپاشی مواجه میشد.











