به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، پنجمین نشست علمی از سلسله نشست های همایش ملی کودک، عرفان و سلامت معنوی با عنوان «اصول رشد معنوی کودک در اندیشه آیتالله حائری شیرازی(ره)» چهارشنبه ۱۷ دی ماه ۱۴۰۴، توسط دبیرخانه همایش با مشارکت دانشگاه ادیان و مذاهب و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به صورت حضوری و مجازی برگزار شد.
این نشست علمی با حضور حجت الاسلام دکتر محمد انصاری اصل، عضو هیأت علمی دانشکده ادیان و عرفان دانشگاه ادیان و مذاهب به عنوان ارائه دهنده و حجتالاسلام دکتر علی فضلی به عنوان ناقد مدیر گروه عرفان و معنویت پژوهشگاه برگزار شد.
چکیده از سخنان ارائه شده حجت الاسلام دکتر محمد انصاری اصل در ادامه می آید:
ابتدا به علت اهمیت موضوع حاضر در اندیشه آیت الله حائری پرداخته سپس به بیان مسائل مربوط به موضوع خواهیم رسید. آیت الله حائری ره دارای سه ویژگی تربیتی است که انتخاب این موضوع را توجیه می کند:
- روایت تربیتی از زیست کودکانه خود در دامان والدین خویش توسط ایشان.
- آثار مکتوب و شفاهی متعدد در حوزه تربیت معنوی کودک.
- مواجهه ای تربیتی با فرزندان خویش در دوران کودکی آنها.
این سه دلیل، بررسی اندیشه وی در امور تربیت معنوی کودک را حائز اهمیت می کند.
جهانبینی تربیتی آیت الله حائری شیرازی
ایشان رشد معنوی کودک را در چارچوب یک جهانبینی تربیتی تعریف میکند که بر پایه دوئالیسمی (دوگانهانگاری) متوازن میان فطرت الهی و طبیعت بشری استوار است. این توازن با اتکا به کتاب و سنت، بهصورت نظاممند و تدریجی، به شکوفایی فطرت و درمان طبیعتگرایی در کودک میانجامد.
به دیگر تعبیر، یکی از ضرورات تربیت معنوی کودک در اندیشه آیت الله حائری، داشتن یک جهان بینی مستقر در حوزه تربیت معنوی کودک است. اما جهان بینی و نظام تربتی وی مبتنی بر علوم انسانی است و علوم انسانی متفرع بر شناخت انسان است. تفسیر یک مکتب از انسان، مبانی و اصول وی در رشد معنوی کودک را تعیین می کند. تعریف وی از انسان در اندیشه قرآنی اسلام موجودی است دارای دو بعد فطرت و طبیعت. این کیفیت موجودیت البته برخلاف اندیشه دانشمندان غربی در تفسیر انسان است که او ر موجود و معلولی تابع علت و علل می دانند. تفسیر اسلام و دیگر ادیان الهی از انسان، موجودی است دوگانه و آمیخته از فطرت و طبیعت. نتیجه جهان بینی و نظام تربیتی غرب، مجبور بودن انسان و کودک است و اثر جهان بینی تربیتی اسلام، اختیار در تربیت و رشد معنوی است. به تعبیری مسأله اسلام و غرب دقیقا بر سر تعریف آنها از انسان است. اسلام تلاش می کند که درباره انسان بکاود و در حوزه نظر به انسان بیندیشد و غربیان می کوشندد که برای انسان، به تجربه بپردازند. در حقیقت غرب، انسان را در حوزه نظر، درست تعریف نکرده و از آن مسلمانان که تعریفی درست از انسان را از قرآن اخذ نموده اند نیز به تجارب تربیتی او نپرداخته اند. غربی در علوم انسانی مشکل دارند و ما مسلمانان تجربه کافی در امور تربیتی نداریم.
دوگانه تربیتی بیرون کودک(مربی) و درون کودک(مترّبی)
در اندیشه آیتالله حائری شیرازی، رشد معنوی کودک فرآیندی است که اساساً از بیرون آغاز میشود و در تعامل با محیط، زمان و نقشآفرینی دیگران شکل میگیرد. این رویکرد، رشد معنوی را پدیدهای کاملاً تعاملی و غیرانزواطلبانه میداند.
آیت الله حائری، تربیت معنوی کودک را متفاوت از عرفان بزرگسالان دانسته و آن را کاملا دو سویه و دوگانه انگار می دانند. تربیتی که از بیرون از کودک و با یک مربی آغاز گشته، بر عکس معنویت بزرگسالانه است که از درون بوده و با سلوک یا جذبه شروع می شود و به معنویت و عرفان می انجامد. نیمِ رشد معنوی کودک دقیقا در دست مربی اوست و نیمه دیگر به خود کودک بر می گردد. به همین مناسبت صاحب این نظریه یکی از آثار مکتوبش با نام مربی و تربیت کودک و دیگری با عنوان تربیت دینی کودک نگاشته شده است. کتاب نخست، وظیفه مربی و امور بایسته بیرون از کودک را بیان می کند و اثر دوم، نفس و جایگاه و نهاد کودک در رشد معنوی وی را نشان می دهد.
تربیت معنوی کودک در اندیشه آیت الله حائری مانند درختکاری و کار پدر و مادر مثل باغبان است. نور، آب، هوا، خاک و … که تأمین شود گل کردن با خوددرخت است. بسیاری خیال می کنند بچه ها را باید گُلاند! هیج انسانی نمی تواند کاری کند که دیگری گل گند؛ تو آبش را بده، نورش را بده، هوایش را بده، گل کردنش با خودش است. عقل بچه هم مانند گل است، به درخت آب می دهند، به انسان احترام؛ به درخت کود می دهند، به انسان نصیحت می کنند؛ به درخت نور می دهند، به انسان آزادی و احترام و محبت.
بنابراین به یک معنا تربیت کودک کاملا دو سویه از بیرونو درون است و به دیگر معنا رشد معنوی کودک کاملا در درون است.
ویژگیهای کلیدی رشد معنوی از دیدگاه ایشان
۱. آغاز رشد از بیرون از کودک، بدون تأثیرگذاری بر ماهیت کودکانهٔ معنویت او.
۲. ارتباط جدی رشد با دخالت دیگران، محیط و زمان؛ بهگونهای که رشد در تعامل محقق میشود، نه در عزلت.
۳. کاهش نسبی نقش خود کودک در فرآیند رشد، در عین حفظ اصالت معنویت درونی او.
۴. تشبیه تربیت کودک به پرورش گل یا درخت، با نقش باغبانی پدر و مادر.
اصول یازدهگانه تربیت معنوی کودک
آیتالله حائری شیرازی اصول حاکم بر تربیت معنوی را در قالب ۱۱ اصل به شرح زیر ارائه میدهد:
۱. اصل ارتباط دادن متربی با مربی حقیقی
۲. اصل تقویت حجت باطنی در متربی
۳. اصل مدیریت از درون
۴. اصل عدم اکراه
۵. اصل آگاهیبخشی
۶. اصل تکریم و عزتمداری در تربیت
۷. اصل اصالت محبت در تربیت
۸. اصل حفظ اعتماد بین مربی و متربی
۹. اصل اعتدال و میانهروی
۱۰. اصل رعایت حدود و مرزها
۱۱. اصل رعایت تدریج و استمرار
و سرانجام
در نگاه ایشان، مراحل تربیت در ذیل این اصول، فرآیندی تدریجی، خودجوش و زمینهمند تلقی میشود. شایان ذکر است که این اندیشمند کوشیده است تا دادهها و نظریه تربیتی خویش را کاملاً با نصوص دینی هماهنگ و منطبقسازد.











