چرا وعده نصرت الهی گاهی محقق نمی‌شود؟

چرا وعدهٔ نصرت الهی گاهی محقق نمی‌شود؟

نوشتاری برگرفته از کتاب«سنّت‌های الهی‌اجتماعی و پیشرفت»، به قلم حجت الاسلام دکتر قاسم ترخان عضو هیأت علمی گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

نصرت الهی یک سنّت «مشروط» است؛ یعنی وعدهٔ یاری الهی همیشه و در هر وضعیتی محقق نمی‌شود. شرط اصلی آن ایمان، توکل، صبر، حرکت در مسیر توحید و استقامت است. این شرایط به‌عنوان عوامل جریان سنّت نصر معرفی شده‌اند؛ مانند ایمان، حرکت درست، علم، تواضع و توکل.

از سوی دیگر، گاهی سختی‌ها باید به اوج برسند تا نصرت فرا برسد؛ چنان‌که در آیهٔ «حَتّىٰ إِذا اسْتیئَسَ الرُّسُل…» (یوسف: ۱۱۰) بیان شده است. بنابراین اگر شرایط فراهم نباشد، یا زمان نصرت هنوز نرسیده باشد، تحقق وعدهٔ نصرت به تأخیر می‌افتد.

پاسخ تفصیلی

این پرسش که چرا وعدهٔ نصرت الهی همیشه و در هر موقعیتی تحقق پیدا نمی‌کند، زمانی پاسخ دقیق می‌یابد که «سنّت نصر» در شبکهٔ گستردهٔ سنّت‌های الهی دیده شود. نصرت از سنّت‌های مهمی است که هم در پیشرفت معنوی و هم در پیشرفت مادی نقش دارد، اما در زمرهٔ سنّت‌های «مشروط» قرار می‌گیرد. به این معنا که یاری الهی، تابع چند شرط است و تنها وقتی این شرایط فراهم شوند، نصرت به‌صورت قطعی و حتمی تحقق می‌یابد. به همین دلیل است که مؤمنان همیشه یاری الهی را فوراً نمی‌بینند و گاهی با تأخیر یا شدت سختی‌ها روبه‌رو می‌شوند.

در جمع‌بندیِ عوامل جریان نصرت، چند شرط به‌طور مستقیم حائز اهمیت است. نخستین شرط، ایمان است. ایمان یک عامل بینشی است که مسیر حرکت را تغییر می‌دهد. ایمان عامل یاری خدا و پیروزی بر دشمنان است و نتیجهٔ آن افزایش نعمت‌ها در حوزهٔ معنوی و مادی است. بنابراین اولین علت عدم تحقق نصرت این است که سطح ایمان جامعه، ایمان واقعیِ یاری‌ساز نباشد؛ یعنی ممکن است ایمان ظاهری وجود داشته باشد اما روحیهٔ ایمانِ موثر در یاری الهی هنوز شکل نگرفته باشد.

شرط دیگر، حرکت در مسیر توحید و بندگی است. این عامل، از عوامل «عام» در جریان نصرت ذکر شده است و نتیجهٔ آن نیز یاری خدا و افزایش نعمت است. حرکت توحیدی یعنی جامعه باید در جهت حق و عدالت قرار بگیرد، و اگر مسیر کلی جامعه یا تصمیم‌های جمعی از مسیر توحیدی فاصله بگیرد، نصرت الهی به تأخیر می‌افتد؛ حتی اگر افراد بسیاری در جامعه مؤمن باشند. این نشان می‌دهد که نصرت صرفاً یک مسئلهٔ فردی نیست بلکه ماهیتی اجتماعی دارد.

عامل سوم علم و آگاهی است و نتیجهٔ آن پیروزی و حل مشکلات است؛ یعنی جامعهٔ ناآگاه یا گرفتار تصمیم‌های غلط، نمی‌تواند نصرت الهی را فعال کند. نقص در برنامه‌ریزی، عدم شناخت دشمن، یا نبود تحلیل صحیح از شرایط، می‌تواند جامعهٔ مؤمن را از یاری الهی محروم کند، زیرا سنّت نصر همراه با به‌کارگیری اسباب طبیعی و عقلانی جریان می‌یابد.

عامل چهارم تواضع و سپس توکل است. تواضع به‌عنوان عاملی منشی، مسیر دستیابی به هدف را آسان می‌کند و اثر آن افزایش نعمت معنوی و مادی است. همچنین توکل در دستهٔ عوامل منشی، در کنار آسان‌شدن مواجهه با مشکلات، نتیجهٔ مستقیمش «پیروزی و نصرت الهی» است. این نشان می‌دهد که اگر جامعه یا جریان مؤمن دچار غرور، خودبزرگ‌بینی یا تکیهٔ بیش‌ازحد بر توان خود شود، عامل درونی لازم برای نصرت در آن ضعیف می‌شود.

براین اساس، ایمان، حرکت توحیدی، علم، تواضع و توکل» زمینهٔ قدرت‌یابی، عزت اجتماعی، پیروزی بر دشمن و حل مشکلات هستند. اگر یکی از این عوامل در جامعهٔ مؤمن ناقص باشد، جریان نصرت نیز ناقص خواهد بود. به همین دلیل ممکن است مؤمنان ظاهراً رفتارهای صالح داشته باشند، اما چون عامل بینشی، منشی یا کنشی خاصی کامل نیست، نصرت با تأخیر همراه شود.

گاهی ترکیب مجموعهٔ سنت‌ها و دخالت سنت‌های دیگر در فرایند نصر را باید لحاظ کرد؛ مثلاً صبر و استقامت در قالب سنّت امداد، عامل پیشرفت کافر و مؤمن است و اگر با ایمان همراه شود، عامل جریان سنّت نصر خواهد شد. بنابراین جامعه‌ای که صبر و استقامت کافی ندارد، یا در برابر سختی‌ها دچار تزلزل و ناامیدی می‌شود، شرایط فعال‌شدن نصرت را کامل نکرده است.

اما یکی از مهم‌ترین نکات این است که نصرت الهی معمولاً پس از اوج‌گرفتن سختی‌ها و با تأخیر رخ می‌دهد. قرآن این معنا را در دو آیه به‌روشنی بیان کرده است. نخست، آیهٔ «حَتّىٰ إِذا اسْتیئَسَ الرُّسُلُ…» (یوسف: ۱۱۰) است که بیان می‌کند گاهی رسولان با همهٔ صبر و پایداری‌شان، احساس می‌کنند راه بسته شده، و درست در همین نقطه نصرت الهی فرا می‌رسد. دوم، آیهٔ «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ…» (بقره: ۲۱۴)، که در همین سیاق قرار گرفته است؛ یعنی فشارها باید به نقطهٔ اوج برسند تا یاری الهی فعال شود. این توضیح یک اصل مهم را بیان می‌کند: سنّت بأساء و ضراء بر سنّت نصر تقدّم دارد. یعنی جامعهٔ مؤمن باید مرحلهٔ سختی، محاصره و تنگی را پشت سر بگذارد تا به نصرت برسد. بنابراین اگر مؤمنان هنوز در مرحلهٔ ابتدایی سختی‌ها هستند یا این مرحله کامل طی نشده است، طبیعی است که نصرت هنوز محقق نشده باشد. این بخشی طبیعی از مسیر نصر است، نه نشانهٔ بی‌توجهی الهی.

بخش دیگری از تبیین مسأله نیز مربوط به «قالب‌های یاری الهی» است. قرآن بیان کرده که یاری خدا گاهی از راه‌هایی رخ می‌دهد که جامعه انتظارش را ندارد. برای نمونه، نزول سکینه (توبه: ۴۰)، فرستادن ملائکه (آل‌عمران: ۱۲۴)، وزش بادهای سهمگین (احزاب: ۹)، نزول باران (انفال: ۱۱)، ایجاد ترس در دل دشمن (حشر: ۲)، و چند برابر دیده‌شدن لشکر حق در نگاه دشمن (آل‌عمران: ۱۳) به‌عنوان قالب‌های نصرت بیان شده‌اند. این نشان می‌دهد که گاهی جامعه نصرت را تنها در پیروزی ظاهری می‌بیند، در حالی‌که نصرت الهی ممکن است در قالب تقویت روحیه، ایجاد ترس در دشمن، یا خنثی‌شدن نقشه‌های او رخ دهد. بنابراین اگر جامعه پیروزی نهایی را نمی‌بیند، به‌معنای نبود نصرت نیست؛ بلکه ممکن است نصرت در قالب‌های دیگری که کمتر دیده می‌شود رخ داده باشد.

نکتهٔ مهم دیگر این است که نصرت الهی یک سنّت اجتماعی است، نه فردی. یعنی حتی اگر فرد یا گروهی مؤمن باشند، اما جهت‌گیری کلی جامعه یا تصمیم‌های کلان اجتماعی در مسیر غلط باشد، فعال شدن نصرت دشوار می‌شود. این نکته نشان می‌دهد پیشرفت و نصرت تنها در بستری اجتماعی معنا دارد و تحقق آن نیازمند همسویی جامعه با سنت‌های الهی است.

در نهایت، عامل بسیار تعیین‌کننده‌ این است که نصرت در بسیاری موارد ناظر به آینده و روندهای بلندمدت است، نه الزاماً یک مقطع کوتاه. بسیاری از آیات که وعدهٔ پیروزی داده‌اند، مانند: «آل‌عمران: ۱۳۹»، «حج: ۳۸ـ۴۱»، «نور: ۵۵ـ۵۶» و «قصص: ۵ـ۶»، همگی پیروزی نهایی اهل حق را تضمین کرده‌اند. اما این پیروزی گاهی نیازمند طی‌شدن دوره‌های سختی، رشد آگاهی جامعه، عبور از فتنه‌ها و تکمیل سنت‌های لازم است. بنابراین عدم تحقق نصرت در امروز، به‌معنای تخلف وعده نیست، بلکه بخشی از فرآیند رسیدن به نصرت است.

با جمع‌بندی همهٔ این نکات، روشن می‌شود که نصرت الهی تنها زمانی محقق می‌شود که مجموعهٔ شرایط روحی، فکری، اخلاقی و رفتاری جامعهٔ مؤمن فراهم شود، مرحلهٔ سختی‌ها کامل طی شود، و سنت‌های دیگر نیز همراه آن جریان یابند. در غیر این صورت، نصرت به تأخیر می‌افتد، نه اینکه نفی شود. پس تحقق‌یافتن یا نیافتن نصرت، ارتباط مستقیم با سطح ایمان، صبر، آگاهی، تواضع، توکل، و جهت‌گیری توحیدی جامعه دارد و همین عوامل تعیین می‌کنند که نصرت چه زمانی و چگونه رخ می‌دهد.