فلسفه زمانی ثمربخش است که به عینیت اجتماعی و نظام‌پردازی برسد

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دومین نشست علمی از سلسله نشست های همایش ملی «نظام‌سازی اسلامی(با محوریت روش‌شناسی)» با عنوان «تحلیل و تبیین روش شناسی نظام پردازی در چارچوب مبانی حکمت متعالیه» روز سه شنبه ۳۰ دی ماه ۱۴۰۴، توسط دبیرخانه همایش حلقه نظام‌پردازی اسلامی پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه به صورت حضوری و مجازی برگزار شد.
به گزارش ایکنا، ارائه دهنده این نشست، دکتر حسین رمضانی مدیر گروه مطالعات پیشرفت و تمدن پژوهشگاه با بیان اینکه فلسفه باید بتواند عینیت اجتماعی پیدا کند، گفت: اگر یک دستگاه فلسفی نتواند به عینیت اجتماعی تبدیل شود، تنها در قالب سطوری منقش بر صفحات تاریخ حک خواهد شد و ثمره چندانی نخواهد داشت؛ ازاین‌رو فلسفه باید وارد عرصه‌های اقتصاد، سیاست، اجتماع و دیگر حوزه‌ها شود.

وی با اشاره به اهمیت دستگاه فلسفی حکمت متعالیه ملاصدرا افزود: حکمت متعالیه دستگاهی است که باید بازیابی و امتدادیابی شود، زیرا ظرفیت معظم و قوام‌یافته‌ای دارد تا بتواند به‌صورت منسجم، واقعیات معطوف به نظر و عمل، ذهنی و عینی، فردی و نهادی و دیگر ساحت‌ها را تبیین کند.

مدیر گروه مطالعات پیشرفت و تمدن پژوهشگاه با بیان اینکه مبانی حکمت متعالیه واقعاً این ظرفیت را دارد، اظهار کرد: اما ما باید دلالت‌های مبانی را استنتاج کنیم و سپس دستاوردها را به‌صورت خوانا با نظریات عینیت‌یافته به گفت‌وگو بگذاریم.

وی افزود: این وظیفه‌ای است که خوانشگران نظری در نسبت با موضوعات فکری در دوره معاصر بر عهده دارند. روش‌شناسی نظام‌پردازی در چارچوب مبانی حکمت متعالیه نیز متضمن برخی مسائل، به‌ویژه در عرصه مبانی است؛ یعنی میراثی که از ۳۰۰ سال قبل امتداد تاریخی داشته و همچنان ادامه دارد.

رمضانی با اشاره به درهم‌تنیدگی نظر و عمل و شکل‌گیری نظر در فضای عمل، اضافه کرد: این‌ها از جمله مباحثی است که حکمت متعالیه به آن پرداخته است و البته موضوعات متعدد دیگری نیز در حکمت متعالیه وجود دارد.

وی ادامه داد: نظام‌پردازی، به نظر بنده و بسیاری از محققان، می‌تواند مطمح مبتنی بر حکمت متعالیه قرار بگیرد، اما این امر نیازمند آن است که هر موضوعی در چارچوب مبانی حکمت متعالیه مورد خوانش قرار گیرد تا به جمع‌بندی مستدل برسیم.

مدیر گروه مطالعات پیشرفت و تمدن پژوهشگاه با تأکید بر اینکه برای تحلیل نظام‌سازی در هر دستگاه فلسفی، از جمله حکمت متعالیه، باید مفهوم نظام و نظام‌پردازی تبیین شود، افزود: نظام‌پردازی معادل «سیستم» است که وارد فضای علوم زیستی و انسانی نیز شده است؛ زیرا در علوم زیستی هم بافت‌های زنده به‌صورت نظام‌مند مورد تحقیق قرار می‌گیرند.

رمضانی تصریح کرد: در حوزه علوم اجتماعی نیز آن را به بدن انسان تشبیه می‌کنند؛ ازاین‌رو استعاره بدن‌مندی شناخت، استعاره‌ای مهم است که البته از دوره افلاطون مورد توجه بوده و نگاه پیوندواره و سیستمی خود را به همه حوزه‌های علوم فنی، دقیق، پزشکی و انسانی گسترش داده است.

وی بیان کرد: نظام، در یک برآیند کلی، مجموعه‌ای از عوامل با روابط میان آن‌هاست که به‌هم مرتبط‌اند؛ به این معنا که نه‌تنها مؤلفه‌ها در ارتباط وجودی قرار دارند، بلکه شبکه اوصاف آن‌ها نیز با یکدیگر مرتبط است و محیط هم بخشی از این ارتباط محسوب می‌شود و در نهایت شکلی منسجم را پدید می‌آورد.

۶ مؤلفه نظام‌پردازی

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه می‌توان شش مؤلفه برای نظام برشمرد، تصریح کرد: نظام متفرد نیست، بلکه اجزای متعددی دارد و در عین حال صرفِ گردهم‌آمدن اجزای متعدد، نظام را شکل نمی‌دهد؛ بلکه این اجزا باید با روالی منظم و الگومند در کنار یکدیگر قرار گیرند.

وی افزود: نظم موجود میان اجزای یک نظام در راستای نیل به هدفی مشخص است و هر جزء، در مسیر تحقق هدف مورد نظر، وظیفه و کارکرد معینی دارد. همچنین یک نظام با محیط پیرامونی خود در کنش و واکنش است و اجزا در ذیل یک نظام با یکدیگر هماهنگ‌اند.

رمضانی بیان کرد: وقتی از نظام‌پردازی سخن گفته می‌شود، منظور شکل‌دادن به امری منتظم در امور اجتماعی است. نظام‌پردازی در حوزه‌های مختلف، به‌ویژه در فضای مدیریت و حکمرانی، شکل گرفته و مباحث آن در ذیل مفهوم حکمرانی در دو تا سه دهه اخیر تجمیع شده است.

وی با طرح این پرسش که چرا حکمرانی ماهیتی نظام‌پردازانه پیدا کرده است، افزود: زیرا حکمرانی قدرت مدیریت فضای تعاملات اجتماعی، ناظر به اهداف مشخص، با رویه‌های قانونی و حمایت‌گرانه است و هر محدودیت نهادی، قصد و هدفی دارد و اعمال قدرت خود را از طریق حکمرانی انجام می‌دهد.

رمضانی گفت: اگر در این مفهوم دقت کنیم، چند مؤلفه با یکدیگر تعامل دارند؛ عامل، معنا، ساختار و فرایند کنش. اگر ادبیات علوم اجتماعی معاصر ناظر به سیستم اجتماعی را بررسی کنیم، خواهیم دید که مؤلفه اصلی بر یکی، دو یا همه این چهار عامل متمرکز شده است؛ بنابراین نظام‌پردازی واجد این مؤلفه‌های چندگانه است.

نظام‌پردازی وجه اعتباری دارد

مدیر گروه مطالعات پیشرفت و تمدن پژوهشگاه ادامه داد: نظام‌پردازی وجهی اعتباری دارد؛ به این معنا که فردی نشسته در گوشه‌ای نمی‌تواند نظام ایجاد کند. نظام‌پردازی با وجود عاملی دارای مرجعیت تحقق می‌یابد؛ یعنی فردی که دارای اتوریته است یا رهبری سیاسی برجسته‌ای به شمار می‌رود، یا مجالس و شوراهای قانون‌گذاری که می‌توانند واجد اتوریته و مرجعیت باشند و اقدام به نظام‌پردازی کنند.

رمضانی با بیان اینکه عامل، هم ایجادکننده و هم به‌کاربرنده نهاد است، گفت: انسان هم عامل توسعه و هم هدف توسعه به شمار می‌رود. نظام‌پردازی نیز هم مبدأ و هم مقصد نظام است و اگر نظامی کارایی لازم برای مردم و خلق ارزش‌ها نداشته باشد، از میان خواهد رفت.

مدیر گروه مطالعات پیشرفت و تمدن پژوهشگاه تصریح کرد: نظام‌ها و مؤلفه‌های برپادارنده آن‌ها تنها در صورتی ارزشمندند که بتوانند نیازها را برطرف کنند. نیازها نیز در تناظر با واقعیات وجودی انسان در جهان شکل می‌گیرند و در اینجا چند لایه باید از یکدیگر متمایز شود؛ نخست بحث معنا، یعنی اینکه چه چیزی باید به‌عنوان نیاز مطرح شود، و سپس مجاری عملکرد، به این معنا که نیازها بر اساس مجاری عملکردی خاص تنظیم می‌شوند.

رمضانی با تأکید مجدد بر اینکه ارزش هر نظامی در چارچوب غایتی است که برای خود تعریف می‌کند، اظهار کرد: از منظر حکمت متعالیه، ابعاد ارتباطی انسان را می‌توان در چهار لایه الهی، درونی، زیستی و اجتماعی تقسیم‌بندی کرد. در بُعد الهی، ارتباط انسان با مبدأ عالم و خداوند مطرح می‌شود؛ در بُعد درونی، عوامل مرتبط با خودشکوفایی و خودسازی مورد توجه است؛ بُعد زیستی ناظر به مسائل روحی و روانی انسان است و در بُعد اجتماعی نیز تعامل با محیط و دیگران بررسی می‌شود.

وی افزود: این نظام چهارگانه در چهار سفر، یعنی اسفار اربعه، مشهود است. اگر این چهار لایه را در سه لایه مبدأ، مجاری و غایات ضرب کنیم، ساختاری ماتریسی به دست می‌آید که در پرتو آن، نظام‌پردازی معنای خود را بازمی‌یابد.

ریشه نظام‌پردازی از منظر حکمت متعالیه

مدیر گروه مطالعات پیشرفت و تمدن پژوهشگاه گفت: باید صورت‌بندی کامل و جامعی از منابع معرفتی داشته باشیم و آن‌ها را در ذیل منبع وحیانی فهم کنیم و به این ترتیب، مراتب شریعت، طریقت و حقیقت را درک و سامان‌دهی کنیم. از منظر حکمت متعالیه، نظام‌پردازی ریشه در عالم هستی، مبدأ آفرینش و نحوه خلقت آن دارد و شریعت نیز بر این معنا دلالت می‌کند.

رمضانی با بیان اینکه به لحاظ اصل فرایندی، نظام‌پردازی باید در نسبت تناظر با واقعیت، آن‌گونه که هست، به مفهوم «حق» بپردازد، ادامه داد: مفهوم حق در سنت فلسفه اسلامی سه معنا دارد که خواجه طوسی نیز به آن اشاره کرده است. حق در لغت به معنای امر پایدار و ثابت است، اما در یک مرتبه معنایی، صورت کلی وجود اعم از حادث و دائم را شامل می‌شود. در مرتبه‌ای دیگر، حق به معنای صورت دائم وجود الهی ازلی است و در مرتبه سوم، به معنای قول ثابتِ مطابق با واقع و غیرتخلّف‌پذیر به کار می‌رود؛ یعنی هر دستگاه نظام‌پردازانه اگر بخواهد حق باشد، باید در تناظر با واقعیت تکوینی قرار گیرد.

رمضانی در پایان تأکید کرد: اگر نظام‌پردازی توأم با حق باشد، متضمن عدالت به هر معنایی است که بتوان برای آن تصور کرد؛ هرچند عدالت خود دارای مراتب گوناگونی از معناست.