ابعاد امنیت اقتصادی چیست؟

ابعاد امنیت اقتصادی چیست؟

نوشتاری برگرفته از کتاب«نظام اقتصادی اسلام»، به قلم حجت الاسلام و المسلمین سیدحسین میرمعزی عضو هیأت علمی گروه اقتصاد اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

در كلام معصومان (ع)، امنيت به معنای لغوی و عرفی آن به کار رفته و بسيار مورد تأكيد و ستايش قرار گرفته و در مقابل، ناامنى تقبيح شده است. حضرت امير (ع) مى‏‌فرمايد: بدترين وطن‌‏ها، وطنى است كه ساكنانش در آن در امان نيستند.[۱] بدترين شهرها شهرى است كه در آن امنيت و سرسبزی وجود ندارد.[۲]امنیت در لغت با مفاهیمی همچون ثبات، اطمینان و عدم خطر (ریسک) ملازم است. بر این اساس وقتی امنیت اقتصادی به عنوان یکی از اهداف نظام اقتصادی مطرح می‌شود باید به معنای ثبات و عدم خطر و ریسک در فعالیت‌های اقتصادی در سه حوزة تولید و توزیع و مصرف و در سه بخش دولتی و خصوصی و اقتصاد بدون سود و در ابعاد داخلی و بین المللی باشد.

 پاسخ تفصیلی

    امنيت ابعاد گوناگون دارد. وقتى امنيتِ فرد مطرح مى‏‌شود، امنيت جان و مال و آبروى او مورد توجه قرار مى‏‌گيرد. در روايات نيز جان و مال و آبروى مؤمن محترم و تعرّض به آن‏ها حرام شمرده شده است. پيامبر اكرم (ص) فرمود: آبرو و مال و خون مؤمن حرمت دارد.[۳]

    امنيت اقتصادى و حرمت مال مؤمن در روايات بسيار مورد تأكيد قرار گرفته است تا جايى كه پيامبر اكرم (ص) حرمت مال مؤمن را مانند حرمت خون او مى‌‏شمارد[۴] و حضرت امير (ع) به ناحق ربودن مال مسلمان را از بزرگ‏ترين گناهان مى‏‌داند.[۵]

    مالِ فرد ممكن است از سوى افراد ديگر يا دولت و حكومت در معرض خطر تجاوز قرار گيرد. بر اين اساس، مى‏‌توان گفت: امنيت اقتصادى از ديدگاه خُرد آن است كه مالى كه در چهارچوب قوانين مشروع به تملّك فرد درآمده، از خطر تعدّى افراد ديگر يا دولت مصون باشد.  همچنين وقتى امنيت از ابعاد كلان مورد توجه قرار مى‏گيرد و سخن از امنيت يك جامعه و كشور به ميان مى‏‌آيد، امنیت ملی نامیده می­‌شود. امنیت ملی داراى ابعاد فرهنگى، حقوقى، سياسى، نظامی و اقتصادى خاص خود است. این ابعاد به یکدیگر وابسته و در یک دیگر اثر گذارند.

امنیت اقتصادی از دیدگاه کلان که یکی از ابعاد امنیت ملی است به معنای وجود ثبات و اطمینان و عدم خطر نسبت به فعالیتهای اقتصادی و اموال و ثروتهای جامعه است. از اين ديدگاه، امنیت اقتصادی قابل تقسیم به امنیت داخلی و خارجی یا بین‌المللی است. زیرا علل ناامنى گاه داخلى است و گاه خارجى؛ براى مثال، اگر حقوق مالكيت در يك كشور ظالمانه باشد يا شفاف نباشد يا سياست‏‌هاى اقتصادى دولت، اموال مردم را در معرض نابودى يا كاهش ارزش قرار دهد، امنيت اقتصادى در آن جامعه وجود ندارد. در اين صورت، علّت ناامنى داخلى است.

    همچنين اگر منافع و مصالح اقتصادى يك كشور از سوى ساير كشورها مورد تهديد قرار گيرد، آن كشور از امنيت اقتصادى برخوردار نخواهد بود. در اين صورت، علّت ناامنى خارجى است. استقلال اقتصادی یکی از عوامل تحقق امنیت اقتصادی است. استقلال اقتصادى وقتى حاصل مى‏‌شود كه يك كشور بتواند منافع اقتصادى خود را آن گونه كه خود تشخيص مى‏دهد تعقيب كند. بى‌ترديد لازمه‏‌ى استقلال اقتصادى به اين معنا دست‏يابى به توان اقتصادى فزون‏تر از رقيب است. كشورى كه با رقيبى قدرت‏مندتر از خود – كه همواره در انديشه‌‏ى سرنگون ساختن و وابسته كردن او به سر مى‌‏برد – روبه‏‌رو است هيچ‏گاه نمى‏تواند از استقلال اقتصادى برخوردار باشد. از اين رو، خداوند متعال به پيامبرش چنين فرمان مى‏دهد:

    «و اعدّوا لهم مااستطعتم من قوّه و من رباط الخيل ترهبون به عدواللَّه و عدوكم و ءاخرين من دونهم لاتعلمونهم اللَّه يعلمهم.»[۶]

    هر نيرويى در توان داريد – براى مقابله با آن‏ها (دشمنان)، آماده سازيد؛ اسب‏‌هاى ورزيده (براى ميدان نبرد) تا به وسيله‏‌ى آن دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد؛ و گروه ديگرى غير از اين‏ها را كه شما نمى‏شناسيد و خدا آن‏ها را مى‏‌شناسد.

    يعنى اگر نيرو و تجهيزات خود را به قدرى تقويت كنيد كه در مقابل حملات دشمن قدرت مقاومت داشته باشيد، كافى نيست؛ بلكه بايد به حدّى برسيد كه دشمن از شما بترسد و فكر تهاجم را نيز به ذهن خود راه ندهد. در بُعد اقتصادى نيز چنين است. كشور اسلامى بايد به مرتبه‏‌اى از قدرت اقتصادى دست يابد كه دشمنان اسلام فكر مبارزه و رقابت اقتصادى با او را از ذهن بيرون كنند.

    لازمه‏‌ى اين استقلال، خودكفايى در كالاهاى مصرفى ضرورى و استراتژيك است. جامعه‌‏اى كه در اين امور به دشمنان نيازمند است، هيچ‏گاه نمى‏تواند سخن از استقلال به ميان آورد. حضرت امير (ع) مى‏فرمايد: «به هركس نيازمند باشى، اسير اويى و از هر كس بى‏‌نياز باشى، همتاى اويى.»[۷]

    بر اين اساس، لازمه‌‏ى نياز به ديگرى اسارت در دست او است. به ويژه اگر انسان به دشمن خود نيازمند باشد، اسير او خواهد بود؛ زيرا براى رفع نياز خود از دشمن، مجبور مى‏‌شود برخى خواسته‏ هاى او را بپذيرد و از مصالح خود دست بردارد. مسئله در ابعاد بزرگ‏تر، در حدّ يك كشور، نيز چنين است.

    نكته‏ى مهمّ ديگر آن است كه استقلال نيز چون امنيت ابعاد فرهنگى، سياسى و اقتصادى دارد؛ ولى اهميت استقلال اقتصادى فزون‏تر است؛ زيرا لازمه‏ وابستگى اقتصادى، وابستگى سياسى و فرهنگى است و اگر استقلال اقتصادى از ميان برود، استقلال سياسى و فرهنگى نيز نابود مى‏شود. حضرت امام خمينى – رحمه اللَّه عليه – در اين باره مى‏فرمايد: امكان ندارد كه استقلال به دست بيايد قبل از اين كه استقلال اقتصادى داشته باشيم.[۸]

    اگر ما مسامحه كنيم و وابسته به خارج باشيم، اين وابستگى اقتصادى به خارج قهراً وابستگى سياسى مى‏‌آورد، قهراً وابستگى اجتماعى مى‏‌آورد و ما همان اسيرها خواهيم بود كه بوديم و به ما همان حكومت خواهند كرد كه كردند.[۹]

[۱] . غرر، ج ۱ ص ۴۴۷، ح ۱۰۲۵۶.

[۲] . همان، ح ۱۰۲۵۵.

[۳] . الحيات، ج ۳، ص ۱۵۹.

[۴] . همان، ص ۱۵۸.

[۵] . همان، ص۱۵۹.

[۶] . انفال ۶۰ : ۸.

[۷] . ميزان‏الحكمه، ج ۳، ص ۲۳۰۶، حديث ۱۵۳۴۷.

[۸] . صحيفه‏ى نور، ج ۱۰، ص ۱۰۵.

[۹] . همان، ج ۱۰، ص ۴۰.