اسماعیلی: تحولات فلسفه پس از انقلاب، مربوط به فلسفه اسلامی است

به گزارش اداره روابط عمومی و اطلاع رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، پنجمین پیش‌نشست همایش نقش انقلاب اسلامی در تاسیس و توسعه علوم انسانی توسط گروه سیاست با همکاری گروه فلسفه پژوهشگاه با موضوع تحول دانش فلسفه پس از پیروزی انقلاب اسلامی چهارشنبه 23 آبان ماه 97 در قم برگزار شد.
در این نشست علمی حجت الاسلام دکتر مسعود اسماعیلی مدیر و عضو هیات علمی گروه فلسفه به عنوان ارائه دهنده بحث با طرح این پرسش که وقتی با پرسش “تحول یک علم در برهه‌ای از زمان” روبروییم، با چه سنخ مسأله‌ای روبرو هستیم، گفت: در تحول یک علم در طول زمان با مسائل معرفت شناسانه (تحول در مبانی معرفتی یا در محتوای معرفتی)، روش شناسانه (تحول در روش؛ شامل تحول در رویکردها)، فلسفه علم، تاریخ علم، جامعه‌شناسی علم، مدیریت علم یا تلفیقی از این‌ها روبرو هستیم؛ و البته بسته به پاسخ، ممکن است روش کار نیز متفاوت شود: عقلی و فلسفی، تاریخی، روشهای کمی (آماری و میدانی)، روشهای کیفی، روشهای تلفیقی و… .
وی افزود: دانشی چون فلسفه را می‌توان به عنوان شاخه‌ای از معرفت، تحولات معرفت‌شناسانه‌اش را بررسی کرد. فی‌المثل اینکه در این برهه آیا معیار شناخت حقیقی در فلسفه تغییر یافته یا خیر و آیا این تغییر درست بوده است یا خیر. اگر این پژوهش به هدف بازگویی تاریخ و پیشینه آراء فلسفی نباشد، ذاتاً کاری عقلی به نحو توصیفی و نقدی در عرصه معرفت‌شناسی خواهد بود. همینطور است در مورد روش‌شناسی و فلسفه علم. از جنبه تاریخ علم، بیشتر استناد آراء به شخصیتها و تأثیر و تأثر این آراء در یکدیگر مطرح است که در مورد فلسفه، این کار هم اطلاعات تاریخی می‌خواهد و هم اطلاعات فلسفی پس روشی نقلی عقلی دارد و توصیفی است نه نقدی و از نظر گردآوری اطلاعات، کتابخانه‌ای است. در مورد تحقیق در جامعه‌شناسی یک علم و مدیریت یک علم، روشن است که افزون بر اطلاعات محتوایی و تاریخی، داده‌های میدانی نیز نقش‌آفرین است.
وی با بیا اینکه انقلاب فرایندی تدریجی است،گفت: انقلاب خود تحولی همه‌جانبه است و چنین تحولی نمی‌تواند آنی و مقطعی باشد لذا بعد از شروع آن، تا سالها ادامه دارد. تحول در دانشها و از جمله دانش عمیق فلسفه، از آن جمله است.
شاید یک نقطه شروع را به عنوان مقطع پیروزی قرار دهیم. اما از نقطه‌نظر فلسفی و نیز جامعه‌شناختی و فرهنگی، انقلاب فرایندی تدریجی است که از قبل از پیروزی، تحت تاثیر تحولات اولیه آغاز تا بعد از پیروزی ادامه می‌یابد. شاید بتوان گفت انقلاب اسلامی 57، در دهه 40 شروع شده و در اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50، اولین نمودهای جدی را نشان می‌دهد. بنابراین برهه انتاج انقلاب اسلامی را از اواخر دهه 40 می‌گیریم. هرچند تمرکز بر بعد از مقطع پیروزی می‌باشد.
عضو هیات علمی گروه فلسفه پژوهشگاه در بیان دیدگاه کمی شاخص های تحول علم تصریح داشت: همان‌طور که گفته شد یک دیدگاه کمی و آماری غیردقیق در این تحقیق می‌توان داشت. در این خصوص شاخص‌های متعدد قابل تحقیقی وجود دارد: شاخص‌های انسانی؛ شاخص‌های ساختاری، شاخص‌های عملکردی، شاخص‌های بهره‌وری، شاخص‌های مالی، شاخص‌های مدیریتی که هر کدام از این شاخص‌ها دارای محورهایی هستند. اما متاسفانه آماری در این خصوص وجود نداشت. نه در وزارت علوم نه در حوزه. یکی از عوامل صرف نظر از این نوع روش در پژوهش حاضر، همین نکته کمبود آمارها است. تهیه این آمارها شاید هزینه جدی در وقت طلب کند.
دکتر مسعود اسماعیلی همچنین در بیان تحقیق کیفیِ مبتنی بر مشاهده مستقیم در مورد تحولات فلسفه پس از انقلاب گفت: بیشتر تحولات فلسفه پس از انقلاب، مربوط به فلسفه اسلامی است. دست‌کم در حیطه فلسفه‌های غربی، نظریه‌ای جدید در کشور کمتر دیده شده است. البته می‌توان در تحقیقی ویژه به وضعیت فلسفه غرب هم پرداخت و دقیق‌تر در این خصوص سخن گفت. اما بنده در این حیطه تحول کیفی چندانی نمی‌بینم.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید