فصلنامه علمی پژوهشی “ذهن” شماره ۶۰

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی شصتمین شماره فصلنامه علمی پژوهشی ذهن منتشر شد.

فصلنامه ذهن با صاحب امتیازی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و سر دبیری حجت الاسلام و المسلمین آقای دکتر علیرضا قائمی نیا به شماره شصتم خود رسید.

در ذهن 60 مقالاتی به شرح زیر می خوانیم؛ چکیده مقالات این شماره جهت اطلاع بیشتر خوانندگان ارائه می شود:

گونه­های تقابل واژگان در کاربست قرآنی/ سیدمهدی میرزابابایی، علیرضا قائمی‏نیا

چکیده:

در تقابل معناشناسی حوزه­های معنایی، واژگان به گونه ­های مختلفی در تقابل با یکدیگر قرار دارد؛ برخی واژگان علاوه بر اینکه صفت برای اسمی است، قابل درجه ‏بندی نیز می­ باشد. گاهی تقابل بین دو امر وجودی است که بین آنها نهایت بعد وجود دارد. گاهی زوجها در تقابل مکمل یکدیگرند و گاهی تقابل بین واژگانی برقرار است که رابطه ­ای دو سویه با یکدیگر دارند. در این تقابل وجود یکی در برقراری یک ارتباط خاص با وجود دیگر حاصل می­ گردد. برخی دیگر از واژگان با توجه به مسیر حرکتی خاص در دو گروه تقابل با یکدیگر قرار می­ گیرند. این در حالی است که گروه جفت ‏های دیگر از واژگان به ‏گونه­ ای هستند که حتماً باید به شیوه مدور یا ردیفی تنظیم شوند. گاهی واژگان تنها به وسیله تک واژها در تقابل با یکدیگر قرار می­گیرند و گاهی تقابل بیت دو جفت نه به لحاظ خود واژه نه به لحاظ تک‏واژ، بلکه به دلیل معنایی ضمنی موجود بین دو واژه تقابل صورت می­پذیرد. حتی در برخی موارد تقابل بین دو واژه نیست، بلکه یک دسته از واژگان هستند که در تقابل با یکدیگر قرار می­گیرند. در این صورت اثبات یکی از آنها نفی واژگان دیگر را همراه خواهد داشت؛ ولی نفی یکی از آنها اثبات واژه مشخص دیگری را به دنبال ندارد. این واژگان را می­توان در یک بسته کامل و به صورت یک مجموعه در بسته ملاحظه نمود؛ از طرف دیگر نیز می­توان این واژگان را در بسته‏ های دوتایی و به صورت زوج­های روبرو ملاحظه کرد.

 

بررسی دیدگاه الهیاتی پوکینگ ‌هورن درباره فعل‌الهی/ قاسم اخوان نبوی

چکیده:

مسئله فعل الهی از جمله مسائلی است که در دو حوزه علم و الهیات مورد بحث قرار می‌گیرد؛ البته دیدگاه‏ های الهیاتی درباره این مسئله قدمت بیشتری دارند. در دوران جدید با توجه به دیدگاه‏ها و رویکردهای نوینی که در علم به وجود آمد، این مسئله از نظر علمی نیز مورد توجه قرار گرفته و دیدگاه های مختلفی در این رابطه مطرح شده است. هر یک از این دیدگاه‏ ها مبتنی بر مبانی الهیاتی متفاوتی می‌باشند. یکی از دیدگاه ‏های علمی مطرح درباره فعل ‌الهی دیدگاه پوکینگ ‌هورن می‌باشد که بر اساس الهیات طبیعی به تبیین مسئله فعل الهی پرداخته است. در این مقاله مبانی و پیش‌فرض‏های الهیاتی دیدگاه وی نقد و بررسی می‌شود.

زبان و معنا دلیلی بر نقد معرفت فلسفی و عقلی از دیدگاه مکتب تفکیک/ عصمتاله عربان

چکیده:

در بین مخالفان فلسفه و روش‏های فلسفی کسانی بودهاند که دغدغه دینی داشته، به قصد خدمت به دین و آموزه‏های دینی، با فلسفه و روش‏های استدلال فلسفی و منطقی مخالفت کردهاند. این افراد به نیت خالص ‏سازی و تنزیه دین از تفکرات صرف فلسفی- که منبعث از فکر و ذهن انسانی است- با ورود عقل و برهان فلسفی به حوزه آموزه‏های دینی و وحیانی مخالفت نموده و مانع اختلاط دین با چنین تفکراتی شده‏اند و معتقدند عقل و فلسفه ناتوان از رساندن انسان به مقصود خداوند است. یک جریان فکری، دینی و شیعی (دوازده‏امامی) با نام «مکتب معارف خراسان» که بعدها به «مکتب تفکیک» معروف شدند، به این روش باور جدی دارند و با ورود و استفاده از روش فلسفی و منطقی در حوزه علوم انسانی و اسلامی به ‌طور جدی مخالف ‏اند.

 نگارنده یکی از علل مهم و کلیدی مخالفت این مکتب را با روش فلسفی، بعد زبان‏ شناختی و معناشناختی می‏داند و معتقد است بزرگان این مکتب با توجه به مسئله رابطه بین لفظ و معنا و قائل‏ شدن به تفاوت بین دلالت الفاظ بر معانی از طرف خداوند و دلالت الفاظ به‏ کار رفته توسط انسان بر معانی، فهم و روش فلسفی را قادر به بیان معانی و درک واقعیات مد نظر خداوند ندانسته، استفاده از روش فلسفه را موجب گمراهی از مسیر وحی و آموزه‏ های دینی و اسلامی می‏دانند

نقد هگل بر شکانگاری هیوم/ عبدالله نصری، امیرحسین ترکشدوز

چکیده:

مواجهه هگل با شک ‏انگاری از ویژگی‏های خاصی برخوردار است که به آن اهمیتی ویژه می‏ بخشد. در تفسیر هگل از تاریخ فلسفه، هر رأی و منظری، جایگاهی ضروری و معنائی خاص می‏یابد. شک ‏انگاریِ هیوم نیز از این حکم کلی مستثنا نیست. در این مقاله پس از ارائه مبانی، معانی و اقسام شک در نظر هیوم، سنخ مواجهه هگل با آن تبیین خواهد شد. هگل شک ‏انگاری هیوم را «ایدئالیسم سوبژکتیو» و خام‏ترین صورت  ایدئالیسم ارزیابی می‏کرد. پس از  تقریر نقد مستقیم هگل از اندیشه هیوم، به یکی از مشخصه‏ های این نقد پرداخته خواهد شد. این مشخصه، ابطال این تصور است که در چالش با شک انگاری، مبناگرایی تنها پایگاه ممکن است. بخش ‏های بعدی مقاله به معرفی بدیلِ هگل در برابر شک ‏انگاری هیوم اختصاص خواهد داشت. هگل با تلقی فراشُدی و تکاملی از آگاهی، پدیدارشناسی را گذرگاه یأس می‏خواند. در ادامه مقاله، مقایسه‏ای صورت خواهد گرفت میان شک ‏انگاری مدرن و شک ‏انگاری باستان. بحث درباره شک ‏انگاری باستان، جایگاه ویژه‏ای در این مقاله خواهد داشت؛ چراکه به زعم برخی شارحان، این قسم از شک ‏انگاری، به عنوان بدیلِ شک ‏انگاری هیوم معرفی شده  است. نهایتاً در واپسین بخش مقاله در مقام  نتیجه‏گیری به بررسی نهایی چالش فکر دو فیلیسوف پرداخته خواهد شد.      

کرونولوژی وجود- معرفت‏شناختی آثار افلاطون/ محمدباقر قمی

چکیده:

در این جستار برآنیم ترتیبی جدید از محاورات افلاطون ارائه نماییم؛ ترتیبی که بر مبنای توسعه وجودشناختی و معرفت ‏شناختی افلاطون است و تفاوت‌های اساسی با کرونولوژی غالب امروزی محاورات دارد. درحالی‏که در همه کرونولوژی ‏های پذیرفته ‏شده فعلی، پارمنیدس به عنوان نقد نظریه مثال در محاورات میانی و بنابراین متأخر از این محاورات در نظر گرفته می‌شود، کرونولوژی پیشنهادی ما پارمنیدس را پس از محاورات اولیه و پیش از محاورات میانی قرار می‌دهد. بر اساس این تغییر نه تنها منون، فایدون، فایدروس و  جمهوری پس از پارمنیدس قرار می‌گیرند، بلکه میان ثئایتتوس و سوفیست از یک طرف و فایدون و جمهوری از طرف دیگر، فاصله زیادی ایجاد می‌شود؛ به‏ طوری‏که منون و فایدون میان جفت اول و سوفیست و تیمایوس میان جفت دوم قرار می‌گیرند. در این جستار نشان خواهیم داد که چگونه این تغییرات می‌توانند به خوانشی سازگارتر از محاورات میانی و متأخر کمک کنند و در عین حال از بسیاری مشکلات ناشی از کرونولوژی ‌های دیگر بپرهیزند. 

واقع‌گرایی و چالش تنگناهای اخلاقی/ سیدمحسن اسلامی

چکیده:

برنارد ویلیامز با توسل به تنگناها و تعارض ‌های اخلاقی علیه شناخت‌گرایی و واقع‌گرایی اخلاقی استدلال کرده است. او در دو مقاله به این بحث پرداخته و دو استدلال متفاوت ارائه کرده است. در استدلالی، با توسل به تنگناهای حل ‌ناشدنی، مدعی شده است سرشت ناسازگاری در احکام اخلاقی متفاوت از سرشت ناسازگاری در میان باورهاست؛ بنابراین احکام اخلاقی از جنس باور نیستند. در استدلال دیگر، با توسل به تنگناهای حل‌ شدنی، ادعا کرده است احساساتی نظیر افسوس که در برخی موقعیت ‌ها تجربه می‌شوند، نشان‏دهنده آن هستند که احکام اخلاقی از جنس باور نیستند. در اینجا از این دو استدلال بحث می‌شود و استدلال می‌شود که بر خلاف مقصود ویلیامز، این استدلال‌ها واقع‌گرایی اخلاقی را به دردسر نمی‌اندازد و واقع‌گرایی می‌تواند حق پدیدارشناسی و عواطف را ادا کند. درنهایت نکته ‌ای تشخیصی و درمانی درباب آبشخور این نقد ارائه می‌شود.

 

علاقمندان می توانند جهت تکمیل اطلاعات و تهیه این فصلنامه به سایت انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به نشانی http://poiict.org/category/zehn مراجعه کنند.